خانه / مقالات / دنیای ترکان / چرا ارتش تورک در قاراباغ از قاشقایی تشکر کرد؟

چرا ارتش تورک در قاراباغ از قاشقایی تشکر کرد؟

به تازگی یک کلیپ توسط سربازان آزربایجانی حاضر در مناطق تازه آزاد شده قاراباغ ضبط و در فضای مجازی پخش شده است. در این ویدیوی کوتاه اما جنجالی، چند کماندوی تورک رو به دوربین با چهره هایی پر انرژی و امیدوار، از تورکان قاشقایی بخاطر زحماتی که کشیده اند، تشکر می کنند و در ادامه از اعلام همبستگی قاشقایی با برادران آزربایجانی شان می گویند و خشنودی خود را از حمایتهای معنوی رسانه های قاشقایی در فضای مجازی بیان می نمایند.
کلیپ کوتاه است. چیزی حدود سی ثانیه، اما راوی سی سال جدایی است! سی سال ظلم کشنده که هیچ قلمی، هیچ معاهده ای و هیچ صلح نامه ای نتوانست به آن پایان دهد!
سلامهای زیادی تا امروز قلوب مردم مظلوم قاشقایی را که دهه ها تحت ظلم زیسته اند تسکین داده است، اما این یکی متفاوت بود!
این بار نه شاعران و نویسندگان و هنرمندان، بلکه اینها تفنگداران آزربایجانی بودند که به قاشقایی سلام می فرستادند.
این کلیپ که به سرعت در فضای مجازی پخش شد، یک شبه به دور افتاده ترین گوشه های جغرافیای قاشقایی نیز رسید و همزمان در اذهان عموم قاشقایی ها یک سول بزرگ ایجاد کرد:
چرا ارتش مظفر آزربایجان باید از قاشقایی، آنهم به خاطر زحماتش قدردانی کند؟ آیا این یک شوخی است؟ یا یک ویدیوی دستکاری شده فیک؟!
قاشقایی که نه استانی دارد و نه شهری و نه حتی یک روستا به نام خودش چرا باید اینقدر به چشم بیاید که در میان چنگال پان ایرانیسم، باز هم بتواند به چشم بیاید و از بیرون مرزهای سیاسی طرفدار جذب کند!؟
قاشقایی که زیر بار فقر ناشی از بی کفایتی مسئولین، دارد کمرش می شکند و هر فردش در گوشه ای منزوی مشغول گذران عمر است! مردمی که ظاهرا خیلی وقت است مرده اند و به گمان نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، پس از اعدام خسرو خان قاشقایی، دیگر جایی در معادلات سیاسی اشغال نخواهد کرد!
قاشقایی که زبان تورکی اش زیر چکمه های آهنین فرقه پان ایرانیسم، در حال متلاشی شدن است و کسی نیست که حتی یک رادیو برای جمعیت چهار میلیونی اش بذل کند!
و قاشقایی که حتی یک مسئول ندارد که خودش را تمام و کمال به نظام جمهوری اسلامی نفروخته باشد و برای مردن اصلا نیاز به دشمن خارجی ندارد!
مگر قاشقایی چه دارد و از آن چه مانده است که ارتشی که فقط در چهل و چهار روز تمام قدرت نظامی یک کشور تحت حمایت روسیه و ایران را متلاشی کرده و از ارمنستان چیزی جز یک بلبشوی خیابانی و بحران سیاسی باقی نگذاشته، بخواهد آن را به حساب آورده و از کمکهایش تشکر کند!؟
چرا باید چند کماندوی تورک، زیر بارش برف زمستانی، رو به دوربین سلامهای گرمشان را تقدیم قاشقایی کنند، و در حالی که مشتهایشان را گره کرده اند، برادری خود با قاشقایی و یکپارچگی ملت تورک را فریاد بزنند؟
آیا حاضر به گرفتن جواب این سوالات بزرگ هستید؟
پس موارد زیر را به دقت مطالعه کنید و خودتان را بعنوان فردی از جامعه بزرگ قاشقایی، دست کم نگیرید!
جواب این سوالات پیچیده، قطعا ساده نخواهد بود، اما در چند جمله کوتاه می توانید بخشی از حقیقت را دریابید:
1. هنوز برخی از شهروندان جمهوری آزربایجان، خود را وابسته به ایلاتی از تورکان قاشقایی می دانند. آنها هر کدام به طریقی با قاشقایی ها همریشه هستند و بخصوص با طوایف گنجه ای و موغانلی قرابت دارند. این قرابت بخصوص در لهجه مردمان بخشهای جنوبی و بخصوص بخشهای جنوبی قاراباغ بیشتر قابل مقایسه است.
2. آخرین کوچهایی که از سمت آزربایجان به سمت سرزمینهای تاریخی قاشقایی ها صورت گرفته، از شمال رود ارس و بخشهایی از سرزمینهای تاریخی تورک که امروز در مرزهای کشور ارمنستان قرار دارد بوده و رد پای این مهاجرت را به راحتی در تاریخ شفاهی و فولکلور قاشقایی مشاهده می کنیم.
3. در جنگ اول قاراباغ، یعنی حدود سی سال پیش، تعداد تقریبی یکصد جنگاور قاشقایی جهت دفاع از قاراباغ، به صفوف مدافعین آزربایجانی پیوستند که متاسفانه تعداد زیادی از این مردان غیور آلپارن(شهید) شدند و برخی از آنها نیز پس از جنگ به ایران باز نگشتند. اینها همگی از قاشقایی های مرکزی و اطراف اصفهان بودند و آمار برخی از آنها موجود است. (این موضوع با شعبده بازی های حکومت جمهوری اسلامی، از ما پنهان شده اما برادران آزربایجانی این حقیقت را می دانند.)
4. در جنگ چهل و چهار روزه اخیر، باز هم تعدادی از قاشقایی ها بدور از چشمان پان ایرانیستها و مخبرین خودفروخته، جهت شرکت در این عملیات نظامی نام نویسی کرده و رسما تقاضای خود را جهت ورود به جبهه قاراباغ تسلیم نمودند که این دلاوران قاشقایی در لیست انتظار اعزام قرار گرفتند. این اقدام تحسین برانگیز به راحتی فراموش نخواهد شد.
5. فعالین حوزه فرهنگ و ادبیات قاشقایی، در طول این عملیات هرگز از تیتر نمودن اخبار مربوط به قاراباغ و حمایت از دفاع مشروع ارتش مظفر آزربایجان دست نکشیدند و بخصوص در فضای مجازی، موجی از شعر و دکلمه و خبر در ارتباط با قاراباغ به راه انداختند. فضای مجازی قاشقایی در طول جنگ و حتی هفته ها پس از آن هنوز پیگیر قاراباغ و مسایل مرتبط با آن بود و به راحتی توانست پروژه جبهه پان ایرانیسم را جهت مهندسی افکار عمومی علیه برادران آزربایجانی خنثی کند.
6. اتحادیه ایلات قاشقایی، یکی از تحت ظلم ترین شاخه های ملت بزرگ تورک است و هرچند که مسئولین رژیم جمهوری اسلامی این را به طرق مختلف کتمان می کنند، اما برادران شمالی ما که خود سالها زیر ظلم مسکو برای آزادی خود خون داده اند و زجرها کشیده اند، درد ما را با تمام وجود درک می کنند و جغرافیای قاشقایی را با قاراباغ اشغالی و حال روز قاشقایی را با مردم مظلوم قاراباغ مقایسه می کنند. این یعنی همذات پنداری دو برادر به فاصله دو هزار کیلومتر دور از هم.
و در پایان اینکه، در تاریخ تورک هیچ وقت برادر بزرگتر، برادران کوچکتر خود را فراموش نکرده است و با این توصیف طبیعی است اگر جمهوری آزربایجان همانقدر که به فکر تبریز و تهران و همدان و اورمو است، به فکر شیراز و بوشهر و یاسوج نیز باشد.
آنها برادر بزرگتر ما هستند! حتی اگر ما آنها را فراموش کنیم، آنها ما را فراموش نخواهند کرد!
پس تا می توانید زبان محتشم تورکی را فرا بگیرید، چرا که تاریخ آینده این سرزمین به تورکی نوشته خواهد شد!
سلام بر تورک و آفتاب اقبالش که اگر هم غروب کند، جایش را به ماه و ستاره خواهد داد!

این مطلب را شیر کنید

Check Also

دیواری که از سوی عاقبت دیواری که توسط ارامنه اشغالگر با پلاک ماشین های دزدیده شده از آذربایجانی ها در #کلبجر ساخته شده بود

دیواری که از سوی ارامنه اشغالگر با پلاک ماشین های دزدیده شده از آذربایجانی ها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن