خانه / ایران / بحران فکری در بنیان فلسفی و لزوم تحول در ژئواستراتژی حرکت ملی – دموکراتیک تورک

بحران فکری در بنیان فلسفی و لزوم تحول در ژئواستراتژی حرکت ملی – دموکراتیک تورک

گرچه مطالعات و بررسی‌های علمی لازمه‌ی رشد و پیشرفت هر حرکت عقلانی و نیل آن به مقصود می‌باشد، اما تغییرات سریع و وقایع دهه‌ی اخیر منطقه‌‌ی خاورمیانه که ژئوپلیتیک جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده، این لزوم را دو چندان کرده است. حرکت ملی ـ دموکراتیک تورک در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و برهه‌ی حساس کنونی علاوه بر تعمیق بصیرت ملی و ارشاد شناخت ما، عقلانی بودن لزوم بازتعریف خود را به طور روزافزون مدلل می‌نماید.

در همین راستا، یکی از موضوعاتی که امروزه ذهن و ضمیر بسیاری از متفکرین سیاسی تورک در ایران را به تأمل و چاره‌اندیشی وا می‌دارد بحرانی فکری ـ ژئواستراتژیکی می‌باشد که در سال‌های اخیر گریبان‌گیر حرکت ملی ـ دموکراتیک تورک شده، و علاوه بر ایجاد اصطکاک و فرسایش درونی، برقراری ارتباط با جنبش‌های مجاور و حتی مذاکره با اقتدار حاکم را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

این موضوع که می‌توان از آن به «بحران فکری در بنیان فلسفی حرکت ملی ـ دمکراتیک تورک در ایران و سر در گمی در استراتژی مبارزه» تعبیر کرد، به مبانی فکری، استراتژی و متدولوژی مبارزه‌ی نوین در حرکت ملی تورک اشاره دارد و لزوم تجدید نظر فعالین ملی تورک در حیطه‌ی متدولوژی و ارزیابی مجدد تاکتیک‌های مبارزه با شوونیسم تورک‌ستیز فارس را که به ظاهر دیر زمانی است که از رده خارج شده‌اند ایجاب می‌کند.

لازم به ذکر است که دو نوع عامل داخلی و خارجی در پیدایش و ماندگاری این بحران مؤثر هستند:

عوامل داخلی چون:

۱. نبود سیاست‌های راهبردی کلی در حرکت ملی؛
۲. ناپختگی سیاسی و عدم دوراندیشی؛
۳. عدم مسئولیت‌پذیری؛
۴. عدم درک درست از تحولات منطقه‌ای و جهانی؛
۵. نداشتن بینش آنالیتیک در موضوعات اجتماعی، سیاسی و مبارزاتی؛
۶. نداشتن دیدگاه نقّادانه به مسائل؛
۷. عدم شناخت تاکتیک‌های مبارزه‌ی ملی ـ مدنی؛
۸. حرکت‌های آنارشیستی، ماجراجویانه و بی‌هدف؛
۹. فردگرایی برخی از فعالین ملی تورک و …

و عوامل خارجی نظیر:

۱. سرکوب مستقیم حرکت ملی تورک،
۲. تلاش برای مهار و هدایت (انحراف) آن از سوی نهادهای امنیتی و به بن‌بست کشاندن جنبش تورک در این میان نقش به‌سزایی داشته‌اند.

چنان‌که در نوشته‌های پیشین نیز مکرراً تأکید شده است، در سال‌های اخیر با فراگیر شدن آگاهی ملی و موج بیداری ملی تورک در ایران، حرکت ملی ـ دموکراتیک تورک نیز از جغرافیای آغازین خود در شمال‌غرب کشور، به ویژه از آذربایجان، خارج گشته و به سراسر ایران گسترش یافته و لذا طبیعی‌ست که نگرش‌ها و گرایش‌های گوناگونی در درون حرکت ملی تورک به وجود آید.

این نگرش‌ها و گرایشات را علی‌رغم گوناگونی آنها می‌توان به دو دسته تقسیم نمود: 1. برخی به گسترش روزافزون موج بیداری ملی تورک و فراگیر کردن آن کمک می‌نمایند، و 2. در نقطه‌ی مقابل، تعدادی دیگر نتیجه‌ای جز انحراف در مبارزۀ ملی ـ مدنی و منجر شدن به انسداد فکری ـ متدولوژیک و به بن‌بست رسانیدن جنبش ملی تورک در ایران نداشته‌اند.

اندیشه‌ی «اتحاد تورک‌ها» در ایران تحت لوای وطن مشترک و یک‌پارچه‌ی «تورک‌ائلی» و یک زبان ادبی مشترک تفکری است که در گسترش و تعمیق موج بیداری و فراگیر نمودن حرکت ملی ـ دموکراتیک تورک در کشور ( و به تبع آن قدرتمندتر شدن حرکت و افزایش قدرت تأثیر آن در معادلات سیاسی کشور) تأثیر بسیار مثبت و محسوسی داشته است. اما محلی‌گرایی، طایفه‌گرایی، لهجه‌گرایی و پیروی از اندیشه‌های سفارشی، تحمیلی، بیگانه و وارداتی ضد تورک در مقابل و ضدیت با تفکر اتحاد تورک‌ها در ایران قرار دارد.

با مطالعه‌ی تاریخ معاصر تورک در جغرافیای ایران، به وضوح روشن می‌شود که به همراه دشمن شماره یک ملت تورک (شوونیسم فارسیسم)، محلی‌گرایی و تبعیت از اندیشه‌ها، جنبش‌ها، انقلاب‌ها و حرکت‌های تحمیلی-وارداتی تورک‌ستیز من‌جمله حرکت انگلیسی مشروطه، جنبش آنارشیستی و تورک‌ستیز آزادی‌سِتان خیابانی، حکومت محلی استالینیستی -میکویانیستی پیشه‌وری و … موانعی جدی در روند اتحاد ملی و پروسه‌ی ملت‌شوندگی مدرن ملت تورک در ایران ایجاد کرده‌اند. این عوامل سبب انقطاع صد ساله در روند ملت‌شوندگی و تعمیق شعور ملی تورک گردیده که یکی از مهمترین دلایل وضعیت اسفناک ملت تورک در ایران می‌باشد.

این اندیشه‌ها و حرکت‌های فاقد شعور ملی و یا ضد ملی در آلوده‌سازی و به بن‌بست‌رسانی اهداف، مبانی فکری و سیاست‌های کلی حرکت ملی تورک نقش تاریخی داشته‌اند. به عبارتی دیگر، ریشه‌ی بن‌بست کنونی، در جا زدن ملی و بحران درونی امروزی حرکت ملی دموکراتیک تورک به همین مسأله‌ی مبانی فکری مخدوش و کوته‌‌بینی در خط ‌مشی سیاسی برخی سیاسیون تورک در صد سال اخیر بر می‌گردد. به علاوه در حال حاضر نیز تداوم این تفکرات مخدوش و عوامل مذکور موانعی را در پیوستن نو اندیشان و نخبگان سیاسی تورک به حرکت ملی ایجاد کرده و حرکت ملی را به یک حرکت شبه پاتریمونیالیستی تبدیل ساخته است که حاصل این خط مشی معیوب -تحدید جغرافیای تورک در ایران به یک جغرافیای سفارشی و تحمیلی طبق خواست ایدئولوژی‌های رقیب، -شخصیت‌پرستی و فردمحوری به جای اندیشه‌گرایی، عقلانیت و ملی‌محوری، -منفعت‌طلبی حزبی و گروهی، -طرد نخبگان سیاسی و فرهنگی تورک از حرکت ملی، -طرد و عدم جذب سرمایه‌داری و طبقات مختلف جامعه از جمله طبقه متوسط و پایین جامعه، طرد و عدم جذب فعالین کارگری، فرهنگی، حقوق زن و حقوق کودک و غیره بوده است.

تنها راه برون‌رفت از این بحران و راه‌یابی به یک هدف واحد، در تدوین یک برنامه‌ی مؤثر، هوشمند، رهایی‌بخش و کارساز نهفته است. بازبینی و تحول در تمام زمینه‌ها و ورود به عرصه‌ی سیاست با کادری متخصص و متعهد و با نیت کسب اقتدار فرهنگی و سیاسی می‌تواند بحران موجود در حرکت ملی دموکراتیک تورک را از بین برده و آن را از حالت رکود تحمیلی با محلی‌گرایی خارج نماید. همچنین می‌تواند استراتژی سلطه‌ی شوونیسم فارسی را به چالش کشیده، و اقدامات ضد انسانی، زیاده‌خواه و توسعه‌طلبانه‌ی برخی محافل و گروههای تورک‌ستیز مجاور را مهار و خنثی سازد، و بستری برای به وجود آمدن تفکر سیاسی تورک‌محور ایجاد کرده، و باعث رشد شعور ملی و هویت‌پروری تورکی و رسمیت سراسری زبان تورکی گشته، و با افزایش قدرت چانه‌زنی و ارتقاء کیفی اهرمهای فشار، نقشی مؤثر در احقاق حقوق ملی و واگذاری سهمی از اقتدار سیاسی متناسب با وزنه جمعیتی ملت تورک داشته باشد.

این مطلب را شیر کنید

Check Also

مدیریت استراتژی تهران در برابر کشورهای خلیج با ذهنیت ناسیونالیستی

دکتر محمد السلمی بسیاری می گویند که رفتار ایران با کشورهای خلیج عربی با رفتارش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن