خانه / ایران / دست‌های پنهان انگلیس در لقب ذوالقرنین کوروش

دست‌های پنهان انگلیس در لقب ذوالقرنین کوروش

پذیرش تلویحی نظریه کوروش بودن ذوالقرنین از سوی علامه طباطبایی، بر اساس آن اطلاعات و یا ویژگی هایی است که سر سید احمد خان و ابوالکلام آزاد، عمدا و یا سهوا، به دروغ و یا اشتباه، به کوروش نسبت می دهند.

 در قرآن و در سوره مبارکه کهف، آیات ۸۳ تا ۹۸ در مورد فرمانروایی به نام ذوالقرنین است که در انطباق او با فرمانروایان دنیا، نظریات گوناگونی از سوی مفسرین و دیگر نظریه پردازان مطرح شده است. شخصیت مثبت ذوالقرنین چه به لحاظ فکری و عقیدتی، و چه به لحاظ قدرت سیاسی و نظامی، و چه بلحاظ توانایی های علمی و مهندسی، باعث شده تا هر کسی بنا به علائق شخصی یا ملی، سعی کند ویژگی های او را با یکی از فرمانروایان ملی و یا مورد علاقه خود منطبق نماید. به همین دلیل یکی از موضوعات مهم مفسرین در تفسیر این آیات، بررسی صحت و سقم نظریات ارائه شده در خصوص انطباق ویژگیهای ذوالقرنین با شخصیت های مورد نظر تاریخی است.

شاید یکی از مفسرینی که به نحوی تقریباً کامل به موضوع “ذوالقرنین در تاریخ” پرداخته، مرحوم علامه طباطبایی در المیزان باشد. ایشان ذیل آیات مذکور در بخش “گفتار پیرامون داستان ذوالقرنین” (۱) بعد از ذکر حدود هشت مورد از نظریات مفسرین در این خصوص و تردید معقول در صحت آنها، آخرین نظریه را به کوروش اختصاص داده است. علامه بعد از ذکر استدلالات ابوالکلام آزاد یکی از مدعیان این نظریه، می فرماید: “هر چند بعضی اطرافش خالی از اعتراضاتی نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرآنی روشن تر و قابل قبول تر است.” (۲) و بدین ترتیب تلویحاً بر صحت این نظریه و ذوالقرنین بودن کوروش مهر تأیید می گذارند. از این به بعد حتی کسانی که مخالف مبانی دینی بوده و هستند، با استناد به همین تأیید تلویحی، با افتخار تمام کوروش را همان ذوالقرنین دانسته و در باب آن قلمفرسایی کرده و می کنند.

اما واقعیت این است که نظریه ذوالقرنین بودن کوروش دارای اشکالات اساسی است که فارغ ازعلائق و تعصبات ایرانی و ملی گرایانه، باید پاسخهای منطقی برای آن یافت و در غیر این صورت باید منکر صحت چنین فرضیه ای شد.

هر آنچه در خصوص کوروش و نسبت او با ذوالقرنین در المیزان آمده، هیچکدام مربوط به علامه نیست و تماماً نقل قولهای دیگران و به ویژه سر سید احمد خان و ابوالکلام آزاد است. بنابراین در مورد خصوصیات ذوالقرنین به المیزان استناد می شود و تمامی آنها صحیح قلمداد می گردند، اما در مورد کوروش، هر چند آنها نیز از المیزان نقل و نقد می شوند، ولی نقد اصلی متوجه تئوریسین های این نظریه است و نه علامه.

المیزان، مبدع این نظریه را سید احمد خان هندی نام می برد. اما سید احمد خان کیست؟ او یک مسلمان هندی است که به دلیل خدماتش به دولت انگلیس، به دریافت لقب اشرافی “سِر” و “مقرری مادام العمر” مفتخر می گردد! او از نخستین کسانی است که اسلام التقاطی با اومانیسم و مبانی غربی را ابداع کرد. مرحوم بازرگان در کتاب “آزادی هند” علیرغم ارادتی که به سید احمد خان و مبانی التقاطی او اظهار می دارد، معهذا به نقل از کتاب زندگی نهرو می نویسد:

“ناسیونالیسم هندوان … مورد خوش آیند دولت بریتانیا نبود به همین جهت بریتانیا تصمیم گرفت که برای رقابت با هندوها، بیشتر به مسلمانان بپردازد و سعی کند حتی المقدور آنها را از تمایلات ملی که در هند رشد می یافت، دور نگاه دارد. در آن موقع فقدان معلومات انگلیسی در میان مسلمانان مانع بزرگی برای جلو آمدن ایشان بود… انگلیسی ها با حوصله زیاد به پرورش مسلمانان کمک کردند تا در آینده بتوانند از نیروی آنها استفاده کنند و آنها را به نفع مقاصد استعماری خود بکار برند. در این جریان فعالیت های “سر سید احمد خان” که شخصیت ممتاز مسلمانان بود، به ایشان کمک بسیار کرد “.(۳)

“سر سید احمد خان… در دوران انقلاب ملی هند در سال ۱۸۵۷ و قیام بر ضد انگلیسی ها، با عناصر ملی همراهی نداشت و به انگلیس خدماتی هم انجام داد و به این جهت نشانهای متعدد افتخار و یک مقرری مادام العمر به او هدیه دادند. لقب “سِر” نیز که به اسم او افزوده شده است، لقبی اشرافی انگلیسی است که به پاس خدماتش از طرف پادشاه انگلستان به او اعطا شده است “.(۴)

” سید احمد خان… در سال ۱۸۶۹ که از انگلستان دیدن کرد، نامه هایی به هند می‌فرستاد. در یکی از این نامه های خود می‌نویسد: “نتیجه تمام مشاهدات من آن است که هرچند از وضع انگلیسی ها در هند و از اینکه نسبت به هندیان با بی تربیتی و خشونت رفتار می کنند و آنها را به صورت حیوانات و موجودات پست می نگرند خوشم نمی آید… [اما] باید اعتراف کنم که آنها در عقاید خودشان نسبت به ما زیاد هم اشتباه نمی‌کنند! بدون آنکه بخواهم انگلیسی‌ها را ستایش کرده باشم، با “کمال صداقت”! می‌توانم بگویم که اگر مردم هند را از بالا تا پایین چه بازرگان و چه دکاندار کوچک، چه درس خوانده و با سواد و چه بی سواد، با انگلیسی‌ها مقایسه کنیم، از نظر تربیت و طرز زندگی و “درستی و صداقت”!! چنان تضادی با هم دارند که انگار حیوان کثیفی در مقابل انسانی شایسته و زیبا قرار گرفته باشد! انگلیسی‌ها حق دارند که ما را در هند موجودات ابله و وحشی می شمارند!!… خداوند قادر مطلق تمام شایستگی های روحی و دنیایی را که باید در یک انسان وجود داشته باشد، به اروپا و مخصوصاً به انگلستان اعطا فرموده است “!!.(۵)

اما فارغ از سوابق مشعشع و نظریات تهوع آور سید احمد خان در مورد استعمارگران و هموطنانش، دیدگاه های التقاطی او در مورد اسلام نیز نه تنها از سوی هوادارنش کتمان نمی گردد، بلکه اتفاقاً و در کمال شگفتی آنرا “اسلام ناب” نیز ذکر می کنند!:

“سید احمد خان دریافته بود که عقب ماندگی بطور مستقیم از عقاید خرافی، طرد عقل، و در نتیجه پیروی کورکورانه از سنت ناشی شده است. از این رو به تلاش افتاد تفسیر جدیدی از کلام اسلامی ارائه دهد که با ایده های “اومانیستی” (!) و علمی غرب بعد از رنسانس، سازگار باشد و “اسلام ناب” را از اصول جزمی و متحجر بیرون بکشد “(!).(۶)

“دفاع پرشور سید احمد خان و سید امیر علی از علم و فلسفه با آزاد اندیشی عمومی در مسائل مهم اجتماعی همراه بود؛ آنان چند زنی و حساسیت به ازاله بکارت را ناسازگار با عصر مدرن می دانستند و جهاد را جنگ فکری تعبیر می کردند… قطع دست سارق یا سنگسار کردن به خاطر زنا، فقط برای جوامع قبیله ای فاقد زندان مناسب بوده است و بر این باور بودند که قرآن به زبانی که قابل فهم برای توده های بادیه نشین باشد، به نگارش درآمده است. از این جهت مثلاً حوری های بهشتی را خلائقی با خاستگاه زرتشتی می دانستند (!) و در مقابل برای جهنم و عذاب شدید آن اصالت تلمودی قائل بودند “.(۷)

اکنون این پرسش مطرح می شود که تئوری فردی با این سابقه وابستگی به دشمنان اسلام و ایران، و معتقد به اسلام التقاطی و لیبرالیستی، و مخالفت صریح نظریاتش در مورد کوروش بودن ذوالقرنین، حتی با اطلاعات تاریخی خود این انگلیسی ها، چگونه می تواند بدون حب و بغض و ناشی از یک مأموریت علمی بیان نشده باشد؟ الله اعلم. با این وجود المیزان در پایان این بخش مینویسد: “این بود خلاصه ای از کلام ابوالکلام که هر چند بعضی اطرافش خالی از اعتراضاتی نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرآنی روشن تر و قابل قبول تر است “.(۸)

اما حقیقت این است که پذیرش تلویحی نظریه کوروش بودن ذوالقرنین از سوی حضرت علامه، بر اساس آن اطلاعات و یا ویژگی هایی است که سر سید احمد خان و ابوالکلام آزاد، عمداً و یا سهواً، به دروغ و یا اشتباه، به کوروش نسبت می دهند نه بر مبنای اطلاعات خود ایشان. در واقع علامه در خصوص خود کوروش، شخصاً تحقیق مستقلی ندارند تا به نظریه مذکور منتج شده باشد، بلکه صرفاً گزارش این دو نفر را نقل می نمایند و بر اساس و با فرض صحت آن، که البته فرض بی موردی بوده، می فرمایند انطباقش با قرآن روشن تر است. در حالی که ملاحظه شد که فارغ از وابستگی سید احمد خان، اصولاً اطلاعات تاریخی آنها کاملاً اشتباه است و کوروش نمی تواند ذوالقرنین بوده باشد.

در متن اصلی المیزان آمده است : « و قیل ان ذالقرنین هو کورش احد ملوک الفرس الهخامنشیین و هو الذی اسس الامبراطوریه الایرانیه و جمع بین مملکتی الفارس و ماد … ذکره بعض من قارب عصرنا ثم بذل الجهد فی ایضاحه و تقریبه بعض محققی الهند فی هذا الاواخر بیان ذلک اجمالا ان الذی …»

با توجه به متن عربی، علامه طباطبایی از اعتقاد گروه کوچکی به ذوالقرنین بودن کوروش با استناد به یک فرد هندی اشاره کرده است و  با رجوع به تفسیرالمیزان معلوم می‌گردد که علامه طباطبایی اصلا قبول ندارد که جناب ذوالقرنین ؛ کورش است بلکه برعکس آن را یک قول بی سند جعلی و ابداعی یک مورخ معاصر هندی می داند که سندیت و علمیت ندارد.

منابع:

۱- ترجمه تفسیر المیزان. جلد ۲۶. چاپ سوم. کانون انتشارات محمدی. تهران. ۱۳۶۳. ص ۲۸۵.

۲- همان. ص ۳۱۱.

۳- آزادی هند. مهندس مهدی بازرگان. نشر امید. تهران. اوائل دهه پنجاه. ص ۵۶.

۴- همان. ص ۵۶.

۵- همان. ص ۵۸.

۶- اسلام و علم. پرویز هودبوی. موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی. تهران .۱۳۸۴. ص ۱۳۵.

۷- همان. ص ۱۴۰.

۸- جلد ۲۶ المیزان. ص ۳۱۱.

این مطلب را شیر کنید

Check Also

جعلیات کوروش از نظر مورخ بزرگ هلندی

 توجه به اینکه تاریخ پیش اسلام ما مدیون مستشرقان و باستانشناسان غربی است، پس برای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن