خانه / ایران / تورکچولوک

تورکچولوک

در حالی که شبح کمونیسم روسی بال‌های خود را بر قفقاز می‌گسترد و کلریکالیسم فارسی آرام‌آرام در رگ‌های جنوب آراز می‌خزید، تورکچولوک با پیش‌تازی نسبت به رقبایی مانند عوثمانلیچیلیق و پان‌اسلامیسم ریشه‌های خود را در آنادولو می‌دواند.

ریشه‌های تورکچولوک به اواخر قرن نوزده، یعنی زمانی بر می‌گردد که هم عوثمانلیچیلیق و هم پان‌اسلامیسم، در مقابله با مشکلات روزافزون امپراطوری عثمانی ناتوان شده بودند.

از یک طرف، در پی نسیم ملی‌گرایی که از اروپا می‌وزید افول عوثمانلیچیلیق مسلم شده بود و از طرف دیگر، گرچه هنوز وفاداری اسلامی مانند قرن‌های گذشته بر احساسات توده‌های عظیم تورک غلبه داشت، اما عواملی چون ملی‌گرایی عربی، مدرن‌گرایی تورکی و … مقبولیت پدیدۀ سیاسی نوین آن، یعنی پان‌اسلامیسم، را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود.

منورالفکران تورک تبعۀ عثمانی، نخستین کسانی بودند که از آن حال و هوایی که نام تورک را ملتزم با خواری تلقی می‌کرد به در آمدند. آنچه در آغاز مورد اعتنا نبود، به زودی به احساس غرور تبدیل شد و در نهایت امر، در قالب ملیت تورک متجلی گردید.

اولین کسی که ایدۀ تورکچولوک را مطرح کرد تورکی بود تبعۀ امپراطوری تزار به نام «یوسف آکچورا». وی در سال ۱۹۰۴ (۱۲۸۳) مقاله‌ای به نام «سه طرز سیاست» در قاهره به چاپ رساند که به زودی به عنوان «بیانیۀ تورکچولوک» شهرت یافت.

در این بیانیۀ مشهور، یوسف آکچورا پیرامون موانعی بحث می‌کند که از نظر تاریخی ذاتاً سد راه رشد عوثمانلیچیلیق و پان‌اسلامیسم شده‌اند و از «تورکچولوک»، به عنوان تنها مفهومی که می‌تواند ملت تورک را برقرار نگاه دارد، پشتیبانی می‌نماید.

«تورکچولوک»، اندکی بعد به عنوان خط مشی احزاب سیاسی و سازمان‌های فرهنگی در امپراتوری عثمانی، پذیرفته شد.

در سال ۱۹۰۸ (۱۲۸۷)، «تورک درنه‌گی» (انجمن تورک) در استانبول تأسیس شد. مقصود از این انجمن بررسی فعالیت‌ها و اوضاع زندگی گذشته و حال همۀ مردمی بود که تورک خوانده می‌شدند.

انجمن دیگری نیز به نام «تورک اوجاغی» (کانون تورک) برپا شد. این انجمن در بیانیۀ سیاسی سال ۱۹۱۲ (۱۲۹۱) خود، هدف اصلی‌اش را «ترقی آموزش ملی و تعالی سطح علمی، اجتماعی و اقتصادی تورک‌هایی که طلایه‌داران اسلام بوده‌اند و تلاش برای به‌سازی نژاد و زبان تورکی» اعلام می‌دارد.

ضیاء گؤک‌آلپ (۱۸۷۹ – ۱۹۲۴) از بانفوذترین ملی‌گرایان تورک و از بنیانگذاران تورک اوجاغی، در کتاب پرآوازۀ خود به نام «تورکچولوگون اساسلاری» (اصول تورکچولوک)، وحدت تورکی را چنین شرح می‌دهد:

وحدتی سیاسی؟ برای زمان حاضر، خیر! ما نمی‌توانیم امروز پیرامون آنچه در آینده رخ خواهد داد به داوری بنشینیم. اما برای زمان حال، هدف فقط وحدت فرهنگی است.

شعله‌ور شدن جنگ جهانی اول راه را برای رونق تورکچولوک آماده کرد. برای تورک‌ها، روس‌ها نه تنها «کافر» بودند بلکه متجاوزانی به حساب می‌آمدند که سرزمین‌های تورکی ـ اسلامی را اشغال کرده‌اند و بنابراین، جنگ با روس‌ها می‌توانست بر اساس همۀ شرایط جهاد تلقی گردد.

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و اضمحلال امپراتوری تزار، بسیاری از تورکچوها را معتقد ساخت که زمان آزادسازی سرزمین پدری و متحد کردن ملت تورک فرا رسیده است.

بلافاصله، با کمک نظامی اردوی عثمانی به فرماندهی اسماعیل انور پاشا، قفقاز از چنگال روس و کمونیسم آزاد گردید و جمهوری آزربایجان به رهبری محمدامین رسول‌زاده، به عنوان اولین دولت جمهوری در دنیای اسلام، تأسیس گردید.

در جنوب آراز نیز قوای عثمانی، تروریست‌های ارمنی داشناک را که قصد داشتند با کمک نیروهای غربی ـ مسیحی در خاک آزربایجان کشورهایی خیالی چون ارمنستان بزرگ و آسورستان بزرگ جعل کنند پاکسازی نمودند و سپس حکومت اتحاد اسلام به رهبری جمشیدخان مجدالسلطنه افشار اورمی تأسیس شد.

تورکچوها برای چند سال کم و بیش به هر وسیلۀ ممکنی برای تحقق وصیت اجداد مبنی بر اتحاد اتراک و آرزوی دیرینۀ خود روی آوردند، اما این شرایط مدتی طولانی دوام نیاورد.

«معتقدان بهشت نقد کمونیسم در شمال» و «مجذوبین شکوه ایرانشهری در جنوب»، مانعی بزرگ در راه تورکچولوک بودند و بلشویک‌ها نیز نشان دادند که از لحاظ اشغال سرزمین و استعمار ملت تورک فرقی با تزارها ندارند.

ایلتریش قوتلوق

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *