خانه / مقالات / دنیای ترکان / فناناپذیری عنقای ملت تورک

فناناپذیری عنقای ملت تورک

يكی از مسائل ايران، بلكه به اعتباری مهم‌ترين آن، مسأله‌ی ملت‌های ايران، حقوق اين ملل، تحقق این حقوق و چگونگی مديريت این‌هاست. مسأله‌ی ملت‌های ايران، از ديگر مسائل ريشه‌ای اين كشور متفاوت است. زيرا بر خلاف مسائل ديگر كه نحوه و كيفيت زيست جامعه و دولت ايران را مشخص می‌كنند، اين مسأله مستقیماً با بقای پديده‌ای به نام کشور ايران سر و کار دارد و ادامه‌ی حیات یا فروپاشی و ممات آن را رقم خواهد زد.

این مسأله تا انقلاب مشروطه پديده‌ی گروه‌های قومی در ایران و صرفاً واقعيتی آنتروپولوژیک بود اما از آن زمان كه با مساعی انگلیس عناصر قومی تاجیک‌های غربی (تاجیک‌های شیعه یا فارس‌زبانان امروزی) در بدنه‌ی دولت تورک قاجار چیده و با گمارده شدن رژيم پهلوی بر کشور چیره شدند، اين پديده مبدل به مسأله‌ی سیاسی ملت‌های ايران به معنی مدرن گرديد.

هم اكنون نيز با سوء مديريت مسأله‌ی ملت‌های ایران، امنيتی كردن آن و اصرار ناآگاهانه بر ادامه و تشديد سياست‌های دیکته‌شده‌ی انگلیس به پهلوی مبنی بر تلاش برای انكار و امحاء هويت ملی ملت‌های غیر فارس و در رأس آنها ملت تورک، اين مسأله در شُرف تبديل به معضل و بحرانی کشوری است. با اين‌همه، فارس‌زبانان مسلط بر دولت ایران و سایر نخبگان و روشنفكران فارس‌زبان مدام سعی می‌کنند اين معلوم را انکار و کتمان نمایند.

امروزه روشن شده است که بر خلاف توده‌ی ساده‌دل و سياسيون ساده‌لوح تورک دوره‌ی مشروطیت، رهبران و مؤسسين فارس‌گرا و فارس‌محور آن بر مسأله‌ی ملت‌ها در ايران کاملاً واقف بودند. اما آنها و دولتمردان بعدی هرگز اين واقعيت را بيان نكردند. امروز نيز از اعتراف به اين حقيقت گريزانند. آنها در صد سال گذشته به اين واقعيت اعتراف نكردند زيرا تصور داشتند و بسيار اميدوار بودند كه هويت ملی توركی در اين كشور نابود خواهد شد و تورک‌ها ضمن استحاله‌ی زبانی، فارس‌زبان خواهند گردید. اما چنين نشد و ملت تورک چونان عنقا از خاکستر خود سر بر آورد.

به تجربه ثابت شده است كه سياست تلاش برای به حاشيه‌رانی، انكار، ممنوع‌سازی و فشار بر ملت تورک و هويت توركی نه تنها منجر به هضم تورک‌ها و فارس‌زبان گشتن آنها نمی‌شود بلکه بر عكس، به عنوان محرک تشكل و قوام هويت ملی توركی و ايجاد جريان سياسی ملی‌گرایی تورکی عمل می‌کند. بنابراین باید اذعان نمود که سياست انكار و سركوب ملت تورک و هویت تورکی ورشكست شده و عنقای ملت تورک فناناپذیر است. لذا مسأله‌ی ملت‌ها در ایران را باید به طور جدی حل نمود.

یک راه‌حل مسأله‌ی ملت‌ها در ايران، انتگراسيون ملت تورک به سيستمی دمكراتيک و انسانی از طريق به رسميت شناختن هويت ملی تورکی و بجا آوردن مطالبات ملی برحق ملت تورک است. اين راه‌حل دمكراتيک و انسانی را که ذهنيت حاكم بر سران دولت و در مقياس وسيع‌تر كل نخبگان فارس‌زبان به دلیل باور به بنيادگرایی قومی فارسی به عنوان عمده‌ترين مانع حل مسأله از درک آن عاجزند، شرايط و الزامات منطقه‌ای و جهانی به درستی می‌طلبد و در آینده‌ای نه چندان دور بر کشور تحمیل خواهد نمود. تنها آلترناتيو باقيمانده‌ی ديگر، پايان يافتن عمر واحدی سياسی با عنوان ايران می‌باشد که به معنای مدرن خود در ۱۳۰۴ تأسیس شده است.

با اين‌همه، اگر بنیادگرایان قومی فارس‌زبان تصور می‌كنند كه ملت تورک به نابودی هويت ملی و بویژه زبان توركی تسليم خواهد شد، سخت در اشتباه‌اند. هر چقدر كه بنیادگرایان قومی درجه‌ی سركوب و تضييق و ظلم و زبان تهديد خود را افزايش دهند، تورک‌ها نیز مقابله خواهند نمود. زیرا نه تنها انسان تورک دوست دارد با هویت تورکی خود زندگی کرده و امور خویش را خود اداره نماید بلكه فرهنگ تورکی نیز اجازه نمی‌دهد شرف انسانی ملت تورک بیش از این توسط فاشيزم و زورمداران بنیادگرایی قومی تحقير و زبون گردد.

مخاطب مسأله‌ی ملی موجود در ايران، دولت ايران و نخبگان فارس‌زبان هستند. اينها نمی‌توانند از مخاطب شدن مسأله‌ی‌ ملی فرار كنند بلکه می‌بايد به پيشنهادهای فعالین ملی تورک پاسخ دهند. دولت، دير يا زود بايد یک سياست‌گذاری همه‌جانبه در باره‌ی مسأله‌ی ملی انجام دهد. ما مصرانه و مجدانه مصمم هستيم كه در وطن آباء و اجدادی خود ـ با زبان، فرهنگ و هويت توركى خود ـ آزادانه و شرافتمندانه زندگى كنيم.

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *