خانه / ایران / ده‌یمه منه، ده‌یمه‌ییم سنه

ده‌یمه منه، ده‌یمه‌ییم سنه

از این تیتر می‌توان دو خوانش و قرائت ارائه داد که یکی از این دو، لازمه‌ی زندگی مدرن و دمکراتیک است و آن دیگری سنگ بنای زندگی غیر شرافتمندانه و ذلیلانه. در قرائت اول، نباید در قلمرو و حوزه‌ی زندگی شخصی یکدیگر وارد و دخالت کنیم و نیز حکومت هم نباید در حوزه‌ی خصوصی افراد دخالت کند. یعنی بین حوزه‌ی خصوصی و حوزه‌ی عمومی خط پررنگ متمایز وجود دارد و این دو را از هم تفکیک می‌کند.

یکی از مهم‌ترین اصول لیبرالیسم، نظام دمکراتیک و زندگی مسالمت‌آمیز انسانی همین اصل است و در دنیای مدرن غرب حاکم و نهادینه شده است. اما در حکومت‌های توتالیتر که معمولاً بعد از انقلاب‌های خونین در قرن بیست بر سر کار آمدند و نیز حکومت نازیسیم آلمان و فاشیسم ایتالیا خط متمایز و تفکیک‌کننده حوزه‌ی خصوصی و حوزه‌ی عمومی از میان برداشته می‌شود و حکومت بی‌محابا و به صورت قلدرمآبانه در حوزه‌ی خصوصی وارد شده و دخالت می‌کند.

این حکومت‌های فعال مایشاء که معمولاً خود را بر رنگ خدایی و آسمانی هم آغشته‌اند، از اختیار و قدرت مطلق و بی‌نهایت برخوردار هستند. خود را مالک6h مطلق جان، مال و ناموس مردم می‌دانند و به راحتی نه تنها در حوزه‌ی خصوصی دخالت می‌کنند بلکه به همان راحتی آدم می‌کشند. ناموس مردم را ملعبه و بازیچه‌ی خویش قرار می‌دهند. در عین حال که از اختیار مطلق برخوردار هستند، به هیچ ارگان و نهادی هم پاسخگو نیستند. در مقابل عملکرد خویش هیچ‌گونه مسئولیتی قبول نمی‌کنند.

حکومت‌های توتالیتر که خط تمایز بین حوزه‌ی خصوصی و حوزه‌ی عمومی را از میان بر می‌دارند، با دخالت در زندگی شخصی انسان‌ها به معنای کامل کلمه، زندگی را برای انسان جهنم می‌کنند و صد البته آماج ادعائی‌شان خلق و ساخت بهشت برای انسان‌هاست. این حکومت‌ها از بند کفش تا دگمه‌ی پیراهن و … ملت را نظارت می‌کنند تا مبادا با الگوی مورد نظرشان مغایر باشد که در آن صورت کهکشان متلاشی می‌شود.

مطلوب این‌گونه حکومت‌ها آن‌ست که انسان‌ها مطابق با الگوی مورد نظر و همگان یکسان سلیقه داشته باشند. در نتیجه با غذای یکسان، لباس یکسان، فیلم یکسان و … خلاصه‌ی کلام عین جوجه‌های ماشین مثل هم و یکسان باشند.

خوانش و قرائت دوم را از قسمت اول (ده‌یمه منه) می‌توان برداشت کرد. در جوامع با حکومت‌های استبدادی تلاش برای تغییر وضع ضد انسانی موجود همراه با پرداخت هزینه‌ی گزاف می‌باشد و به این خاطر عده‌ای خیلی معدود با تقبل این‌گونه هزینه‌ها وارد عرصه‌ی سیاست می‌شوند. اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه از عرصه‌ی سیاست دوری می‌گزینند. و شعارشان این است: “نییه آغریمایان باشیوا ساقیز یاخیرسان؟” , “چک اؤز کیلیمیوی سودان چیخار” یا به عبارت دیگر “ده‌یمه منه”.

برای اینان دوگانه‌ی زندگی شرافتمندانه و غیر شرافتمندانه، انسانی و غیر انسانی هیچ‌گونه فرقی با هم ندارند. یا به عبارت دیگر، زندگی تحت حاکمیت ملی و یا تحت حاکمیت یک نفر فرد مستبد برای‌شان هیچ‌گونه فرقی ندارد. زندگی، زندگی است. “یئ ایچ کئف چک، قارینا گئدن قازانچ‌دیر”. انسان‌های جسور و تیزبین اگر مطابق با این آموزه‌ها رفتار می‌کردند، هنوز بشر در غار بسر می‌برد.

اما کلام آخر به کنشگران سیاسی. راه آینده از گذشته می‌گذرد. برای ساختن آینده‌ی بهتر باید گذشته را بهتر شناخت. یکی از علل نافرجامی تلاش گذشتگان فقدان علم سیاست بود. (برای آگاهی بیشتر به نوشته‌ی کوتاهم با عنوان “در غیاب فیلسوف سیاسی”مراجعه شود.) پس برای آن‌که تلاش‌های‌مان تیر در تاریکی انداختن نشود و دویدن برای گرفتن باد نشود، باید به علم سیاست، جامعه شناسی، اقتصاد و … مسلح شویم.

قادر کیانی

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *