چند سؤال و جواب پیرامون تورکیِ مشترک و وظیفۀ فعالین ملی – مدنی تورک | سایت خبری تحلیلی بایداق
خانه / ایران / چند سؤال و جواب پیرامون تورکیِ مشترک و وظیفۀ فعالین ملی – مدنی تورک

چند سؤال و جواب پیرامون تورکیِ مشترک و وظیفۀ فعالین ملی – مدنی تورک

وقتی موضوع آموزش به زبان تورکی در ایران پیش می‌آید لاجرم بحث زبان معیار نیز خود بخود مفتوح می‌گردد. مطلب کوتاهی که اخیراً با عنوان «تورکیِ مشترک و وظیفۀ فعالین ملی ـ مدنی تورک» منتشر شد، سؤالاتی را از طرف برخی خوانندگان در پی داشت که جواب‌دهی به آنها بخش دوم مطلب مذکور را به شرح ذیل تشکیل می‌دهد.

۱. آیا زبان نوشتاری رایج در تورکیه، تورکی مدرن است؟

قطعاً چنین است. وقتی می‌گوییم یک زبان مدرنیزه شده است یعنی دارای ترمینولوژی و کاربرد آکادمیک بوده و سالانه میزان قابل توجهی تولیدات علمی دارد. هیچ‌یک از شیوه‌های دیگر زبان تورکی، مخصوصاً شیوۀ رسمی شده در جمهوری آذربایجان (آذربایجانجا) که در دوران شوروی سابق و بر خلاف روند مدرنیزاسیونِ شروع شدۀ قبل از آن، توسط حاکمیت کمونیستی و بر مبنای جداسازی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان از دنیای تورک شکل داده شده، چنین دارایی عظیمی ندارند.

۲. در بحث تورکی مشترک، «من قال» و «ما قال» چقدر اهمیت دارد؟

این که چه کسی یا کدام طیف فرهنگی یا سیاسی چنین بحثی را شروع می‌کند، هیچ اهمیتی ندارد. کافی است که شخص متکلم، در نوشتار حداقل یکی از شیوه‌های تورکی مهارت داشته باشد. از آنجا که برخی محافل خاص که خصلت اساسی آنان عدم توانایی تورکی‌نویسی می‌باشد، خود فاقد توانایی علمی در این زمینه هستند، به جای موضوع اصلی بحث، مبحث انحرافی «من قال» باز می‌کنند.

۳. آیا پذیرش تورکی مدرن باعث دشمنی و افتراق بین تورک‌های ایران و تورکیه می‌شود؟

در معدود کسانی که هنوز اسیر مذهب‌گرایی و احساسات فاناتیک مذهبی و یا در بند تزهای روسی در زمینۀ ملیت و زبان هستند شاید. اما عموم مردم تورک در ایران از چنین غلظت‌های متعلق به قرون پیش عبور نموده‌اند و موج یادگیری تورکی مدرن در نقاط مختلف ایران از مرز تورکیه تا کرمان و از مشهد تا کرمانشاه دقیقاً عکس این مطلب را نشان می‌دهد.

۴. آیا مذهب در تشکل تورکی مشترک نقش خاصی ایفا می‌کند؟

قریب نصف تورک‌های جمهوری آذربایجان و بیش از نصف مردم تورکیه سنی مذهب هستند و تورک‌های ایران عمدتاً مذهب شیعه دارند. این ممکن است در شکل‌گیری ادبیات محلی تأثیری داشته باشد، ولی در روند تشکل تورکی مشترک هیچ نقشی ندارد. مردم تورک فارغ از دین، مذهب، طیف سیاسی و … خود تورک هستند.

۵. آیا پذیرش تورکی مدرن به عنوان «پایۀ تورکی مشترک» و نه خود «تورکی مشترک» موجب تسلط سیاسی فکری تورکیه بر تورک‌های ایران می‌شود؟

تورکیه به دلیل استقلالش در صد سال اخیر که دورۀ مدرنیزاسیون در جهان بوده است توانسته به پیشرفت‌های زبانی نائل آید و بخش‌های دیگر ملت تورک در ایران و جمهوری آذربایجان به علت عدم استقلال از چنین پیشرفتی باز مانده‌اند. ما برای جبران این عقب‌ماندگی زبانی خود به تورکیه نیاز داریم و این قابل انکار نیست. چرا که نمی‌توانیم و لازم هم نیست تجربیات صد سالۀ تورکیه در این زمینه را مجدداً خود ما تجربه کنیم. اگر هم کاستی‌هایی در تورکی مدرن وجود دارد، باید خودمان با تولیدات زبانی آنها را رفع کنیم. تورکی مدرن در تورکیه شکل گرفته است، اما متعلق به فقط مردم تورکیه نیست، بلکه متعلق به تمام ملت تورک است. ترس و هراس از تسلط فرهنگی تورکیه در آینده توسط کسانی که حتی نیم ساعت هم آموزش به زبان تورکی در ایران ندارند مصداق بارز فارس‌گرایی، تورک‌ستیزی و دشمنی با تورکیه است.

۶. آیا تورک‌های ایران و تورکیه برادر هستند؟

نه. تورک‌های سه کشور ایران، تورکیه و جمهوری آذربایجان با هم برادر نیستند، بلکه بخش‌های مختلف یک پیکر واحد هستند. شاید دولت‌ها با هم برادر باشند، ولی مردم نه. چشم و گوش نمی‌توانند برادر هم باشند، بلکه هر کدام جزئی از یک کل هستند. مردمان تورک در این سه کشور و برخی کشورهای همجوار نیز چنین هستند؛ اجزاء مختلف یک کل واحد.

۷. آیا پذیرش تورکی مدرن نادیده انگاشتن «فرهنگ و زبان بومی» تورک‌های ایران است؟

چنین تفکری از اندیشۀ «خود آذری‌پنداری» شخص می‌تواند ناشی شود. این درست نیست که تورکی مدرن متعلق به مردم تورکیه است و ما خود یک زبان بومی خاص داریم. یک زبان تورکی وجود دارد که شکل مدرن آن به دلایل خاصی در تورکیه تشکل یافته ولی متعلق به همۀ ملت تورک است. شیوه‌های محلی نیز همگی شیوه‌های مختلف همین زبان تورکی هستند، نه شیوه‌های یک زبان دیگر.

۸. زبان «تورکی آذربایجانی» چیست و چه نقشی در تشکل زبان تورکی مشترک دارد؟

شیوۀ مشابهی از تورکی که هم‌زمان با جمهوری آذربایجان، در نقاط مختلف ایران، افغانستان، عراق، سوریه و .. تکلم می‌شود، شیوۀ اوغوزی مرکزی زبان تورکی نام دارد. اطلاق تورکی آذربایجانی به این شیوه تقلیل جغرافیایی آن تلقی می‌شود. شیوۀ محلی باکو که در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان رسمی شده و نام رسمی آن «آذربایجانجا» گذاشته شده است، هنوز مدرنیزه نگشته و در صورت مدرنیزاسیون تبدیل به تورکی مدرن خواهد شد. از تفاوت «قالماق» و «کالماک» یک زبان جدید تولید نمی‌شود. این شیوه با اینکه در زمینۀ شعر و ادب تولیداتی دارد ولی فاقد ترمینولوژی آکادمیک و ظرفیت کاربرد در مجامع آکادمیک است. مضافاً برخی فونم‌های استعمال شده در این شیوه با شیوه‌های رایج در ایران منافات دارد.

۹. آیا تورک‌های آذربایجان در ایران اکثریت هستند؟

تورک آذربایجان یعنی تورکی که در آذربایجان متولد شده یا زندگی می‌کند. تورک‌های آذربایجان در حدود ۱۰ میلیون نفر هستند که ۱۳ درصد جمعیت کل ایران و ۲۵ درصد تورک‌های ایران را تشکیل می‌دهند بنابراین اکثریت نیستند.

۱۰. وضعیت تورک‌های استان‌های خوراسان، و استان‌های جنوبی کشور از نظر آموزش زبان تورکی چیست؟ آیا آنها باید به شیوۀ محلی خود آموزش ببینند؟

این همان چیزی است که دشمنان ملت تورک می‌خواهند. هر کس به شیوۀ محلی خود بخواند و سپس بعد از چند سال یک عده قبیله‌گرا بیایند و از وجود زبان آذری و قاشقایی و خوراسانی و … دم بزنند و منکر زبان تورکی واحد شوند. بنابراین کسی که خود را تورک و زبانش را تورکی می‌داند و دارای شعور ملی است، از چنین احساسات قبیله‌گرایانه عبور کرده و آموزش به زبان واحد تورکی را لازم می‌داند.

۱۱. وضعیت تشکل تورکی مشترک در صورت آموزش هر منطقه به شیوۀ محلی خود چگونه خواهد شد؟

طبیعتاً چند سال بعد با چندین زبان تورکی با مقدار کمی تفاوت در خصوصیات فونتیکی و گرامری نظیر تبریز دیلی، اورمو دیلی، اردبیل دیلی، بجنورد دیلی، شیراز دیلی و … مواجه خواهیم شد که احتمالاً تعدادی متعصب منطقه‌گرا با دستاویز قرار دادن اینکه هر کدام از این زبان‌ها تاریخ تکوین و ادبیات مخصوص به خود را دارند، به هرچه بیشتر دور شدن این زبان‌ها! از هم‌دیگر کمک خواهند نمود و هر روز بیشتر از دیروز بر نکات اختلاف پافشاری خواهند نمود. همچنین، همگی خود را در اصل تورکی و تورکی اصیل‌تر نسبت به بقیه خواهند دانست. در واقع، اگر کمی به حافظۀ تاریخی خود فشار بیاوریم، به خاطر خواهیم آورد که مشابه همین پروسه در گذشتۀ نه چندان دور در منطقۀ ما اتفاق افتاده است. آری در یکصد سال گذشته روس‌ها زبان تورکی را تکه‌تکه نموده و برای هر کدام نامی نهاده‌اند. و جالب این‌که افرادی بین خودمان با دستاویز قرار دادن تفاوت‌های بسیار اندک و همسو با سیاست‌های یکصد ساله روسی تلاش میکنند تا نام زبان‌مان را از تورکی به نام‌های مجعول دیگر تغییر دهند.

۱۲. آیا توصیۀ مقام معظم رهبری به یک شخص مبنی بر لزوم آموزش تورکی در منزل با بحث تورکی مشترک ارتباطی دارد؟

اولاً در توصیۀ مذکور بحثمحدود کردن آموزش زبان تورکی به منزل وجود ندارد. گوینده بدون اینکه به مبحث مزبور وارد شود، به زبان ساده می‌گوید: حال که فارسی در مدرسه آموزش داده می‌شود، شما نیز در خانه به فرزندتان تورکی حرف زدن بیاموزید. این مطلب هیچ ارتباطی با زبان تورکی مشترک ندارد.

۱۳. آیا در زبان فارسی شیوه‌های مناطق مختلف در مدارس آموزش داده می‌شود؟ مثلاً کتاب‌های درسی استان اصفهان یا کرمان با شیوۀ محلی آنان تنظیم می‌شود؟

نه. تمام فارس‌ها، علی‌رغم گویش‌ها و لهجه‌های متفاوت، فقط یک زبان فارسی دارند و همه آن را آموزش می‌بینند.

۱۴. آیا پذیرش تورکی مدرن، آذربایجان‌ستیزی تلقی می‌شود؟

اگر شخص خود را آذری بداند می‌تواند چنین فکر کند. از هر دو جملۀ محفل آذریون یکی دشمنی با تورکیه و زبان تورکی مدرن است. آنها دوست دارند ما به صورت دست و پا شکسته که آن را آذری می‌نامند صحبت کنیم و بنویسیم. ولی برای یک تورک، یک وطن یکپارچۀ تورک وجود دارد که از نظر سیاسی عمدتاً بین سه کشور ایران، تورکیه و جمهوری آذربایجان تقسیم شده و این وطن یکپارچه فقط یک زبان تورکی (مدرن) دارد که شامل صدها شیوه و لهجۀ محلی در شهرها و روستاهای مختلف است. و به قول شاعر: «او هانکی میللتدیر طالیعی سیردیر / یوز آدلا بؤلوندو یئنه ده بیردیر». بنابراین پذیرش تورکی مدرن نه آذربایجان‌ستیزی بلکه آذری‌ستیزی می‌تواند باشد.

۱۵. آیا صحبت از تورکی مشترک در ایران تصمیم‌گیری برای جهان تورک است؟

همۀ تورک‌ها حق دارند نظر و دیدگاه خود را در مورد جهان تورک بیان کنند و تأثیر خود را ـ هر چند ناچیز ـ بر روند انتگراسیون تورکی بگذارند. ولی واضح است که این به معنای تصمیم‌گیری نیست. فقط کسانی که قادر به نوشتن صحیح تورکی نیستند، بهتر است قبل از تشبث به نظریه‌پردازی در امور ملت تورک کمی تورکی یاد بگیرند.

۱۶. آیا ما مسئول فقط آذربایجان هستیم؟ تکلیف تورک‌های دیگر ایران چیست؟

از لحاظ سیاسی، از آنجا که تودۀ تورک کائن در ایران با یک دولت به نام دولت کنونی ایران طرف حساب می‌باشد لذا تمام ۴۰ میلیون تورک شهروند کشور ایران برای پیشبرد روند احقاق حقوق ملی خود چاره‌ای جز اتحاد و تعامل با هم ندارند. این که هر کس فقط مسئول منطقۀ خود باشد در حوزۀ عملیاتی و تاکتیکی ناگزیر ولی در حوزۀ نظری و استراتژیک دامی‌ست که غرب برای تورک‌های ایران گسترده است. هدف اصلی این دام نابودی حدود ۳۰ میلیون تورک خارجِ آذربایجان در ایران، جلوگیری از قدرت‌یابی بیشتر ملت تورک، تقطیع دنیای تورک، به انفعال کشاندن اقتصاد دنیای تورک و … می‌باشد. بنابراین عباراتی نظیر «تورک‌های دیگر باری بر دوش آذربایجان هستند» صرفاً ناشی از مخدوش بودن شعور ملی تورکی و عدم آشنایی گوینده با علم سیاست می‌باشد.

۱۷. نقش عملکرد سیاسیون دولت‌های تورک در تشکل تورکی مشترک در ایران چیست؟

این که مثلاً یک مقام دولتی تورکیه یا جمهوری آذربایجان در یک مقطع خاص سیاسی فلان عمل را انجام داد یا فلان حرف را زد، اینکه سلطان سلیم و شاه اسماعیل با هم جنگیدند و … هیچ ربطی به تورکی مشترک و روند تشکل آن ندارد. طرح چنین مسائلی در بحث تورکی مشترک جز غرض‌ورزی آذری‌اندیشانه و بهانه‌جویی برای «خود آذری‌سازی» چیز دیگری نیست.

۱۸. نقش بعضی افتراقات سیاسی سیاسیون تورک ایرانی (فعالین ملی ـ سیاسی تورک) در زمینۀ تورکی مشترک چیست؟

روند مدرنیزاسیون زبان تورکی خود بخود از طریق دستگاه‌های ارتباطی و در راستای گلوبالیزاسیون در جریان است و عناد برخی افراد محلی‌گرا تأثیری در این روند طبیعی نخواهد داشت. مقایسۀ دو نسل متوالی در جمهوری آذربایجان و توجه اندکی به میزان رشد تورکی مدرن در ایران کنونی مؤید کامل پروسۀ طبیعی مدرنیزاسیون زبانی تورکی است و فقدان لوازم مدرنیته در شیوه‌های محلی خود به عنوان کاتالیزور این پروسه نقش‌آفرینی می‌کند. آنچه تورک‌گرایان مشوق آن هستند به دست گرفتن ابتکار عمل توسط فعالین ملت تورک در این پروسۀ طبیعی است؛ وگرنه زمان همه چیز را حل خواهد نمود.

۱۹. آیا صحبت از تورکی مشترک برداشتن سنگ بزرگ است؟

نه. اصلاً صحبت سنگ برداشتن نیست. کوتاه سخن این است که هر کس به قدر توان خود در تشکل تورکی مشترک اشتراک جوید. برای تورک‌های ایران که هیچ‌گاه آموزش به زبان تورکی نداشته‌اند، وجود تورکی مدرن با حجم انبوه تولیدات زبانی در عرصه‌های مختلف و کانال‌های رادیو و تلویزیونی متعدد یک نعمت الهی است. گرچه اینها تأثیرات مشهود خود را می‌گذارند، لیکن اگر به صورت آگاهانه باشد و از طرف فعالین ملی تبلیغ گردد تأثیر آن چندین برابر خواهد شد.

۲۰. تعداد آراء م‌ح‌پ یا هر حزب دیگر در تورکیه چه نقشی در شکل‌گیری تورکی مدرن در ایران دارد؟

هیچ ارتباطی با موضوع ندارد. بهانه‌جویی خود آذری‌پنداران هم اسب خیال را به کجاها که نمی‌تازاند.

۲۱. فرق گویش و زبان چیست؟ آیا گویش‌های مختلف باید به زبان‌های جداگانه تبدیل شوند؟

در گویش کاربرد کلمات متفاوت است؛ مثل تفاوت «نئجه‌سن» و «ناسیل‌سین». اما تفاوت زبانی چیز دیگری است. مثل تفاوت تورکی و فارسی. مردمان تورک در ایران و تورکیه تفاوت زبانی ندارند، بلکه تفاوت شیوه و گویش دارند. به عبارت دیگر، زبان همۀ ما یکی است و تورکی نام دارد. در ایران شیوه‌ها و گویش‌های مختلفی رواج دارد که در نزدیکی مرز تورکیه شبیه شیوه‌های (شرق) تورکیه و در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان مشابه شیوه‌های (جنوب) آنجا هستند. شیوۀ مردم عراق عجم نیز مشابهت زیادی با شیوۀ تورک‌های کشور عراق (عرب) که به غلط تورکمن نامیده می‌شوند دارد.

۲۲. تورکی مشترک چیست و برای چه امری در نظر گرفته می‌شود؟

تورکی مشترک دقیقاً همان چیزی است که ما را یک ملت واحد کامل می‌کند. مشابه زبان فارسی که اصفهانی و شیرازی و کرمانی و … را علی‌رغم گویش‌ها و لهجه‌های متفاوت متحد و یک‌صدا کرده است.

گاسپیرالی گام نخست در ایجاد همکاری اجتماعی را اتحاد در زبان اعضای جامعه می‌داند. به نظر وی نخستین شرط برای همکاری اجتماعی این است که مردمان یک جامعه از باب نوشتار ادبی و زبانی که بدان تکلم می‌کنند همگن باشند.

زبان از نگاه وی ورای وسیلۀ ایجاد ارتباط بین آدمیان پایه و شالودۀ ایجاد جامعه‌ای مطلوب است و نقش انکارناپذیری در هستی یک جامعه و پیشرفت آن ایفا می‌نماید.

از این منظر، می‌توان گفت گاسپیرالی نقش فرهنگ را در جامعه به عنوان نقشی بنیادین تلقی می‌کند که بار آن را زبان مشترک یک جامعه بر دوش می‌کشد.

گاسپیرالی در سیر تکامل جوامع بشری اهمیتی زایدالوصف برای مسئلۀ هویت بخصوص هویت ملی قائل است. از این روست که هماره بر اتحاد در زبان پافشاری می‌کند. چرا که پایه و اساس هویت ملی را زبان یک ملت تشکیل می‌دهد. به نظر گاسپیرالی زبان وسیله‌ای است که توسط تکامل آن حتی تفکر و ذهنیت یک جامعه نیز تکامل می‌یابد و مرگ زبان یک ملت بسان مرگ تفکر آن ملت است.

این تفکر اسماعیل گاسپیرالی بود که سدی بزرگ در مقابل آسیمیلاسیون تورک‌های امپراطوری روسیه ایجاد کرد. امپراطوری روسیه به انحاء مختلف سعی در نابودی زبان تورکی در میان مسلمانان روسیه بر آمده بود و از این رو اجازۀ هیچ‌گونه ایجاد ارتباطی بین لهجه‌های مختلف زبان تورکی نمی‌داد. این روند سبب شده بود که اقوام تورک مختلف ساکن در روسیه رفته‌رفته در فهم زبان یکدیگر دچار مشکل شوند.

این ایدۀ گاسپیرالی و تأثیر آن در میان روشنفکران دگراندیش تورک سبب گشت که با ایجاد زبان ادبی مشترک سیر آسیملاسیون فرهنگی تورکان روسیه با شکست مواجه شود.

به نظر گاسپیرالی مهم‌ترین عامل در ملت شدن یک جامعۀ بشری زبان مشترک است. یعنی برای آنکه بتوان ملت‌ها را از همدیگر تمیز داد و تعریف نمود باید به زبان آنها مراجعه کرد. یعنی پایه و اساس تعریف ملت زبان ملی است.

اسماعیل گاسپیرالی خود در نشریۀ «ترجمان» در این باب چنین می‌گوید: «مهم‌ترین عامل عقب‌ماندگی جامعۀ تورکان از آن روست که تا به حال در میان این همه لهجه‌های گوناگون زبان تورکی ما از زبان ادبی مشترک و زبان نوشتاری مشترک محروم بوده‌ایم. و راه خلاصی‌مان نه جنگ با خان‌ها و رؤسای موجود بلکه تلاش در ایجاد تحول در زبان و ایجاد زبان ادبی و نوشتاری مشترک است».

گاسپیرالی در این تفکر خود متأثر از تاریخ سیر اندیشه در کشورهای آلمان، ایتالیا و ژاپن بود.

به نظر گاسپیرالی «تنها راه اتحاد ملی، اتحاد در زبان است. از طریق زبان ادبی مشترک است که پیشرفت، کسب کمالات، معارف و فرهنگ میسر می‌گردد». به نظر گاسپیرالی ملتی که فاقد زبان ادبی باشد نمی‌تواند صاحب هیچ‌گونه آگاهی اجتماعی گردد. در نگاه وی میراث فرهنگی ملل، زبان ادبی ایشان است که بسان پلی گذشته را به آینده وصل می‌نماید.
اسماعیل گاسپیرالی با تأسی از امیر علی‌شیر نوایی به عنوان فردی که حراست از هویت تورکی را در گرو رسمیت یافتن زبان تورکی و پدیدار شدن زبان ادبی تورکی می‌دانست مهم‌ترین گام در رشد ملی‌گرایی تورک را شکل‌گیری زبان ادبی مشترکی که ورای لهجه‌های گوناگون زبان تورکی بتواند ارتباط میان اقوام مختلف تورک را تسهیل نماید می‌دانست و ماندگاری این زبان را در رسمیت یافتن آن بیان می‌کرد.

اسماعیل گاسپیرالی خصوصیاتی چون زبان ملی، مدنیت ملی، فرهنگ ملی و طبقۀ روشنفکر ملی‌گرا را از ویژگی‌های جوامع پیشرفته بیان می‌کرد و پیشرفت ملت‌های عقب‌مانده را در گرو پدیداری این مفاهیم در جامعۀ آنها می‌دانست.

گاسپیرالی خود در این باب چنین می‌گوید: «بر روشنفکران لهستانی، مسیحی و سایر اقوام پیشرفته غبطه می‌خورم. ایشان بیش از ماها از انسانیت و جهان هستی آگاه‌اند. لاکن ایشان پیش از هر چیز می‌گویند که: ما ملتیم! به زبان ملی خودشان سخن می‌گویند. غم ملت می‌خورند و به زبان ملی خودشان می‌نویسند. آیا ما نیازمند چنین نگرشی نیستیم»؟

گاسپیرالی از میان لهجه‌های گوناگون زبان تورکی زیباترین لهجه را که استعداد تبدیل شدن به زبان ادبی مشترک تورکان جهان را داشت لهجۀ عثمانی زبان تورکی بیان می‌کرد. برخی از نویسندگان، این دلبستگی گاسپیرالی به لهجۀ عثمانی را ناشی از تجربۀ زندگی در تورکیۀ آن روز می‌دانستند، اما این تفکر اسماعیل گاسپیرالی و پیشنهاد وی مبنی بر تبدیل شدن شیوۀ عثمانی زبان تورکی به زبان ادبی مشترک تورکان جهان بعدها بواسطۀ اندیشمندان بزرگی چون ضیا گؤک‌آلپ نیز پی گرفته شد.

۲۳. نقش تورکی مدرن در پیشگیری و یا توقف آسیمیلاسیون زبانی تورکان در ایران چیست؟

اکثر کسانی که در مناطق دو زبانه متولد شده و در معرض آسیمیلاسیون قرار گرفته‌اند، با اینکه از آموختن لهجۀ محلی پدر و مادرشان سرباز می‌زنند ولی وقتی با تورکی مدرن آشنا می‌شوند به سمت آن گرایش پیدا می‌کنند و چون تا حدی کلمات تورکی را از پدر و مادر خود آموخته‌اند تورکی مدرن را بسیار سریع فرا می‌گیرند.

واقعیت این است که شیوه‌های محلی مدرنیزه نشده، حتی شیوۀ رسمی شده در جمهوری آذربایجان نیز توان رقابت با زبان فارسی را که در صد سال اخیر روند مدرنیزاسیون را پشت سر گذاشته است ندارند. زیرا همگی فاقد ملزومات مدرن زبانی هستند. برای درک بیشتر موضوع می‌توانید لهجۀ فارسی یک کرمانی را با لهجۀ یک تهرانی مقایسه کنید. لازم است توجه کنیم که آنچه در وهلۀ اول باید برای ما مهم باشد تورک بودن و تورک ماندن است، نه چیزهای دیگر.

۲۴. آسیمیلگی در به اصطلاح تورکی استانبولی (نامی که از طرف فارس‌ها و آذری‌ها به تورکی مدرن اطلاق می‌شود) به چه معناست؟

این اصطلاح مخصوص افراد با شعور ملی مخدوش از جمله خود آذری‌پنداران، کمونیست‌های مدهوش تزهای روسی، اشخاص دارای احساسات فاناتیک مذهبی و افرادی از این دست می‌باشد که تورک‌ها را نه یک ملت واحد بلکه چند ملت جداگانه قلمداد می‌کنند. آسیمیله شدن تورک در تورک هیچ معنایی ندارد. و به قول صابیر:
«عوثمانلیجادان ترجومه تورکه» ـ بونو بيلمم،
گرچک يازييور «گنج‌علی»، يا اينکی هنه‌ک‌دير؛
مومکون ايکی ديل بير بيرينه ترجومه، آمما
«عوثمانليجادان ترجومه تورکه» نه دئمکدير؟!

0
0
این مطلب را شیر کنید

Check Also

دریای خزر

بد نیست بدانیم که در بیش از ۹۰ درصد سواحل اطراف خزر تورک‌ها ساکن هستند. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =