توافق هسته‌ای «برجام JCPOA» که توسط باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین آمریکا و پنج دولت غربی دیگر با رژیم ایران امضا شد، همچنان موضوع بحث‌های طولانی در سال‌های آینده باقی خواهد ماند. آیا این توافق هسته‌ای در نتیجه قبول واقعیت ایران هسته‌ای و به رسمیت شناختن آن زاده شد یا اینکه با «سزارین» مذاکراتی بد، ضعیف و ناکارآمد متولد شد؟

دنیس راس، دیپلمات کارکشته سابق آمریکایی که منطقه را مانند کف دستش خوب می‌شناسد و تجربه کار با دولت اوباما را نیز در کارنامه خود دارد، معتقد است جهان با وجود این توافق هسته‌ای بهتر خواهد بود؛ او بر این باور است که هرج و مرج دیپلماسی زمانی رخ داد که دونالد ترامپ به پست ریاست جمهوری رسید و جنگی را علیه این توافق هسته‌ای آغاز کرد.

ممکن است دیدگاه‌های مختلفی در باره توافق هسته‌ای وجود داشته باشد، بعضی این توافق را ستایش می‌کنند و آن را ابزاری برای محدود کردن پروژه نظامی هسته‌ای حکومت ایران می‌دانند و کسانی نیز هستند که آن را نکوهش و به شدت از آن انتقاد می‌کنند؛ به نظر منتقدان این توافق ناکارآمد دست ایران را برای نابودی منطقه باز گذاشته است.

به نظر من این توافق به صرف یک توافق هسته‌ای مزایایی دارد اما نمی‌توان توافق را از جنایاتی که حکومت ایران پس از امضای آن مرتکب شده، تبرئه کرد. متاسفانه مذاکره‌کنندگان غرب با کمال خودخواهی قفل تحریم‌ها را در مقابل صرفا متوقف کردن غنی‌سازی ایران باز کردند.

رژیم ایران ناگهان درها را باز شده یافت و به نرمی از قفس تحریم‌های اقتصادی کمرشکن خارج شد. پول‌های هنگفتی به دست آورد و با آنها هزاران سرباز و شبه‌نظامی را به جنگ در خارج از مرزهایش روانه کرد. و اینگونه آن سد بین‌المللی که تحریم‌های اقتصادی و نظامی ایجاد کرده بود، فرو ریخت و مرزبندی‌هایی که بر اساس موقعیت کشورهای منطقه و جهان برای مقابله با اقدامات رژیم ایران تعیین شده بود مانند نقشی که بر شنزارها و ماسه‌ها رسم شده باشد، به سرعت از بین رفت.

در واقع سیستم نظم و ثبات منطقه‌ای روزی به هم ریخت که ما شاهد شادی بی‌نظیر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بودیم در حالی که برگه‌های امضاشده‌ی توافق هسته‌ای را در دست گرفته بود و از شدت خوشحالی می‌خواست از بالکن اتاقش در هتل «کوبورگ» در پایتخت اتریش، پایین بپرد.

پس از امضای این توافق بود که نیروهای جمهوری اسلامی به شیوه بی‌سابقه‌ای در منطقه خارج از مرزهای ایران مستقر شدند و از دایره فعالیت و نفوذ در لبنان و غزه خارج و وارد صحنه یمن، سوریه و مناطق دیگر شدند. ایران با امتیازات و اموالی که از توافق هسته‌ای حاصل‌اش شد به عنوان بزرگترین نیروی زمینی در سوریه تبدیل شد. همزمان رهبران و فرماندهان نظامی سپاه با افتخار در حالی که جنگ فرقه‌ای را در عراق بطور مستقیم فرماندهی می‌کردند، در رسانه‌ها ظاهر می شدند و فخرفروشی می‌کردند. همزمان موشک‌هایشان را به سوی مکه، جده، و ریاض شلیک کرده و بر نفوذ و کنترل سیاسی‌شان در لبنان افزودند.

دنیس راس، رفتار وحشیانه‌ی رژیم ایران در منطقه مانند شلیک موشک به شهرهای سعودی، ارسال هواپیماهای بدون سرنشین به خاک اسرائیل وغیره را نوعی واکنش از سوی ایران در قبال سیاست ترامپ می‌بیند اما در حقیقت آنچه ما در اینجا از داخل خود منطقه می‌بینیم، دقیقا برعکس دیدگاه جناب دنیس راس است.

بخش مهمی از رفتارهای خصمانه ایران در منطقه به منظور فشار بر دولت ترامپ اتخاذ شده است؛ تهران در برابر دولت جدید ترامپ می‌خواست همان سیاستی را پیش ببرد که در قبال دولت اوباما در پیش گرفته بود. تا قبل از آمدن ترامپ رژیم تهران هر بار با بحرانی کردن اوضاع در عراق یا سوریه از دولت اوباما باج می‌گرفت تا جایی که حتی تفنگداران دریایی آمریکا را نیز در آب‌های بین‌المللی بازداشت و سپس به شیوه‌ای تحقیرآمیز آزاد کرد.

درست است که ترامپ تصمیم ندارد وارد یک عمل نظامی مستقیم علیه ایران در سوریه شود اما او با تشکیل ائتلاف با بخشی از مخالفان سوری وحضور قوی در شمال و جنوب سوریه موفق شد طعم شیرین جشن بزرگ پیروزی نهایی اسد و جمهوری اسلامی بر ملت سوریه را به کام آنها تلخ کند. بنابراین صحبت ایران و اسد از پیروزی نهایی در سوریه با حضور موثر آمریکا دیگر هیچ معنایی ندارد. رئیس جمهوری جدید آمریکا همچنین راه را برای اسرائیل باز کرد، از گروه‌های مسلح مخالف اسد که از اکثریت کُرد و شماری عرب تشکیل شده حمایت کرد، روسیه را تحت فشار قرار داد و به رژیم اسد هشدار داد که اگر سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان تابع رژیم تهران در سوریه باقی بمانند، او در سوریه بر سر قدرت نخواهد ماند.

اکنون دروازه‌های جهنم بر روی جمهوری اسلامی ایران و هم‌پیمانانش در عراق، سوریه، غزه و یمن باز شده است، همان مناطقی که تا قبل از آمدن ترامپ رژیم ایران با مباهات از پیروزی نظامی‌اش در آن مناطق سخن می‌گفت. اما دولت ترامپ اکنون تصمیم گرفته بدون اینکه به طور مستقیم در مناطق جنگ و نزاع در خاورمیانه دخالت کند، با رژیم ایران مقابله کند.

دونالد ترامپ همچنین با اجرای عملی تصمیم خود مبنی بر خروج از توافق هسته‌ای، که بزرگترین شکست دیپلماسی و اقتصادی برای تهران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ تا کنون به شمار می‌رود، مجددا تحریم‌های اقتصادی را علیه تهران به اجرا درخواهد آورد. ترامپ با گذاشتن دوازده شرط سختگیرانه برای پذیرش توافق هسته‌ای بطور کلی راه مانور را بر روی رژیم ایران بست.

دنیس راس معتقد است که ترامپ منطقه را به سمت انفجاری مهیب و جنگ‌های بزرگ هدایت می‌کند و احتمال دارد حکومت ایران برای افزایش تنش و درگیری و بالا بردن سطح مقابله تلاش کند؛ اما او در عین حال معتقد است که تهران خوب می‌داند که هزینه هر گونه مقابله این بار برایش بسیار گرانتر از پیش خواهد بود. ترامپ با محدودیت‌هایی که برای رژیم ایران قرار داده بدون شلیک یک گلوله باعث سقوط بی‌رویه ارزش واحد پولی ایران شد، که این مسئله موجب ناآرامی شدید داخلی و تهدید کلیت نظام شده است.

منبع: شرق الاوسط
نویسنده: عبدالرحمن الراشد
ترجمه از کیهان لندن