خانه / ایران / خطر فاشیسم در ایران/ دکتر محمدباقر سپهری

خطر فاشیسم در ایران/ دکتر محمدباقر سپهری

فاشیسم یکی از بدترین بیماری های امروز جامعه ایرانی است و کسانی که گرفتار چنین بیماری هستند انصاف و وجدانشان خدشه دار است، واقعیت ها و حقایق برایشان سمی است مهلک، کینه ها و عقده هایی عمیق دارند، نسبت به افراد مقابل نفرتی بی پایان دارند، بخاطر افکار تک بعدی، از نظر شعور و فهم مشکل دارند اما طرف مقابل را در هر حالتی به بیسوادی، بیشعوری، نفهمی و … متهم می کنند تا بتوانند افکار جعلی و نادرست خود را به کرسی بنشانند. در واقع تبدیل به انسانهایی تک ساحتی می شوند که جز خود و همفکرانشان نه سوژه ای نه ابژه ای برایشان مهم است.

متن فوق قسمتی از یادداشت دکتر محمد باقر سپهری نویسنده و جامعه شناس ایرانی با عنوان “خطر فاشیسم در ایران” است که هم اینک این نوشته به شرح زیر در پیشرویی شما قرار دارد:

میشل فوکو معتقد بود فاشیسم دشمنی استراتژیک است، در ذهن و رفتار روزمره‌ی ما حضور دارد و باعث می‌شود قدرت را دوست بداریم و آرزو کنیم؛ چیزی که تسخیرمان خواهد کرد و به بردگی‌مان خواهد کشید.” در هر جامعه ای کمابیش می توان اجتماعی توده ای که اغلب متشکل از انسان های توده ای، رادیکال و دگم می‌باشد، مشاهده کرد. این اجتماعات بیشترین پتانسیل و استعداد تبدیل شدن به فاشیسم و اجتماعات فاشیستی را دارا می باشند.
فاشیسم نظریه ای سیاسی و گونه‌ای سیستم حکومتی در ابعاد خودکامه است که بشدت ملی‌گراست. این نظام بر اساس سه مولفه حزب سیاسی واحد، ناسیونالیسم افراطی نژادپرستانه و دولت مقتدر و متمرکز، شکل می گیرد. نژادپرستی، شوونیسم، یک ملت یک زبان و…، ایدئولوژی فاشیسم را تشکیل می‌دهند. با توجه به تشکیل شاکله این نظام از نژادپرستی، انکار دیگران، جعل و تحریف واقعیتها به نفع خود، حذف گروههای دیگر با انگ و برچسب زنی، استفاده و معرفی افراد مقابل به نهادها و دستگاههای ایدئولوژیک و امنیتی همچون ساواک دوران پهلوی، پلیس و گروههای ضربتی همانند اس‌اس‌ها و پیراهن‌ سیاهان که در آلمان نازی و ایتالیای موسولینی بکار گرفته می شدند، سعی در رسیدن به اهداف خود هستند.فاشیسم و گرفتاران در چنین مهلکه ای، دور خود حصاری می کشند و جز خود کسی را نمی بینند اگر هم دیدند با بدترین الفاظ و نگاه ها و با تحقیر و تمسخر سعی در انکار وی و یا پست و حقیر شمردنش می شوند.
فاشیسم یکی از بدترین بیماری های امروز جامعه ایرانی است و کسانی که گرفتار چنین بیماری هستند انصاف و وجدانشان خدشه دار است، واقعیت ها و حقایق برایشان سمی است مهلک، کینه ها و عقده هایی عمیق دارند، نسبت به افراد مقابل نفرتی بی پایان دارند، بخاطر افکار تک بعدی، از نظر شعور و فهم مشکل دارند اما طرف مقابل را در هر حالتی به بیسوادی، بیشعوری، نفهمی و … متهم می کنند تا بتوانند افکار جعلی و نادرست خود را به کرسی بنشانند. در واقع تبدیل به انسانهایی تک ساحتی می شوند که جز خود و همفکرانشان نه سوژه ای نه ابژه ای برایشان مهم است.
هدف نهایی فاشیسم “بازسازی اجتماعی” و بالا بردن نقش و جایگاه گروهی مشخص از مردم است که به طرقی همچون ایجاد اتحاد ملی! در محدوده و چارچوبی که تعیین می نماید و نفی فردیت گرایی، دیگر اندیشی، دمکراسی و … سعی دارد بدست آورد. فاشیست ها تلاش دارند با ترویج ایده های خود در رسانه ها، گردهمایی های خیابانی، تجمع در مکانی همچون مزار فردی که برایشان تقدس پیدا کرده و دیگر انواع پروپاگاندا بدست آورند. ایده های آنها در کشورهای در حال توسعه مثل ایران مواردی شامل 1- نشان دادن و تبلیغ ایران بعنوان یک کشور بحرانی: آنها معتقدند که حکومت در حال نابود شدن است و شرایط هر لحظه وخیم‌تر می‌شود. دو دلیل بنیادی برای این نابودی وجود دارد: اول تنوع نژاد در حکومت که باعث ناخالصی و ضعف آن است. و دوم، توطئه‌ای از جانب قوم، نژاد یا کشوری مشخص. 2- گذشته‌ای درخشان: حکومت امروزی نمی تواند نمادی از گذشته درخشان! و مقتدر! باشد. فاشیستها تمایل دارند به نوسازی حکومت و نژاد/قوم اولیه در بستر گذشته‌ای افسانه‌ای! و شکوهمند! دست بزنند. 3- نیازی جدی به تغییرات اجتماعی: مردم باید تغییرات اساسی کنند؛ با ساختار و شیوه‌ی زندگی جدیدی که به احیای ارزش‌هایشان کمک می‌کند و بسمت ساختاری بازتولید شده از گذشته باشکوه! گام بردارند.
فاشیست‌ها برای کسب سلطه راههایی متنوع و متعدد را برگزیده اند. مردای غیاث آبادی با بررسی جامعه ایرانی 12 مورد از ادعاهای فاشیست ها را بشرح ذیل اشاره کرده است:
1- باور به نظریه نژاد یا قوم برتر

2- ادعای کشوری بزرگ و باشکوه در دوران باستان و سرزمینِ نژادی مشترک

3- باور به یک مکتب یا ایدئولوژیِ ناسیونالیستی

4- کوشش برای نفی و نادیده‌انگاشتن مخالفان و صاحبان اندیشه‌های متفاوت

5- روحیه خشونت‌جویانه، متعصبانه و تمامیت‌خواهانه و عدم اعتقاد به صلح

6- تبلیغ و ترویج شکوه و اقتدار گذشته‌های دور و روزگاران باستان، ارتجاع و واپسگرایی، نقل عظمت ساختگی، تاریخ‌سازی و مناسبت‌سازی برای ایجاد غرور ملی کاذب

7- تحریک احساسات میهنی مردم و فریب آنان با القای روایت‌ها و نقل‌قول‌های مجعول

8- قهرمان‌سازی و قهرمان‌پروری، ترجیحاً از یک شخصیت کهنِ میهنی یا تاریخی

9- دشمن‌تراشی

10- کوشش برای جلب طبقات محروم و متوسط، وطن‌پرستان افراطی، متعصبانِ اهل اطاعتِ کورکورانه و جوانان سرخورده و سرگردان

11- تبلیغ و ترویج یک نشان یا پرچم ویژه همراه با سابقه‌تراشی تاریخی برای آن و نیز یک سرود همگانی

12- مخالفت با استقلال فکریِ فردی و شک‌ورزی و تشویقِ اطاعت محض و مطیع بودن.

0
0
این مطلب را شیر کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

30 + = 38