خانه / عناوین اخبار / در جامعه مدرن امروزی چه باید کرد

در جامعه مدرن امروزی چه باید کرد

احمد حبیبی

برای یک شهروند در جامعه امروز مدرن مسائلی و سوالاتی مطرح می شود که این مسائل و مشکلات در زمان قدیم نبوده است .
دنیای مدرن دنیای پیچیده ای است،از طرفی انسان مدرن امروزی زیر سلطه ی تکنولوژی قرار گرفته،از طرفی هم از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی تحت فشار انبوه اطلاعات در موضوعات مختلف ،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است،اطلاعاتی که عمدتا هم ضد و نقیض هستند،ولی در این شرایط چه تصمیمی باید گرفت ؟
مدرنیست ها میگویند که انسان در عصر مدرن به عنوان کارگزار تاریخی مطرح است که در قدیم چنین نبوده است.این بدین معنا و مفهوم نیست که قدیم هدفی نبوده است بلکه قدیم هم غایتمند بوده،ارسطو شاید نمونه بارز فلسفه غایتمندی بوده است،بنظرم انسان امروزی هم غایتمند است اما نه آن نوع که قدما تصور می کردند،بنظرم جهان امروز جهان بسیار متفاوتی است،ما در یک دنیای دیگری زندگی میکنیم ،چرا که جهان بینی و معرفت ما نسبت به کائنات،اجتماع،اقتصاد و سیاست کاملا تغییر کرده است،پس باید در اینجا که هستیم به دنیا نگاه کنیم در سرزمینی که هستیم باید به دنیا نگاه کنیم ،حتی از شهر ،روستا،محله ،منطقه و…که هستیم باید به جهان نگریست ،این نوع نگاه بنظرم نگاه واقعگرایانه ای خواهد بود حتی فردریش هگل فیلسوف مشهور ایده آلیست آلمانی در مقدمه کتاب پدیدارشناسی روح ، درک حسی را معرفت اولیه برای شناخت می داند ،و بعد عنوان میکند که که این عقل است که نهایتا تاریخ را شکل میدهد.البته من هم در این مورد با هگل هم نظرم که باید عقل تاریخی داشت ،باید در تاریخ مشارکت کرد و در شکل گیری آن نقش موثری داشت.در جامعه امروزی هر شهروندی باید آرمانهای شخصی خود را مشخص کند و برای آنان بجنگد ،اصلا بنظرم انسان بدون آرمان را نمیتوان اصلا مورد بحث قرار داد،طبیعتا انسان آرمانی والاتر است،انسان آرمانی در جامعه خود به تضادهایی برمیخورد که در نهایت دو راه در مقابل دارد ،یا واقعیت ها را باید قبول کند ودست از کارزار بردارد،راه دیگری هم این است که باید جامعه را تغییر داد،من با دومی موافقم که باید اهل تغییر وانقلاب بود،انقلابی بودن یک انسان نشان از روحیه ی والای اوست،باید مسائل حق وباطل را بتوان از هم تشخیص داد .به عنوان مثال یکی از کتاب های داستانی که در جامعه ما و شاید بیشتر جوامع دنیا مشهور است کتاب “قلعه حیوانات”نوشته جورج اورل است،طبیعتا این کتاب از نظر ادبی بسیار پر محتواست اما از نظر سیاسی و اجتماعی کتابی حاوی اندیشه ای باطل است که بصورت غیر مستقیم انسان ها را به قبول ظلم و استبداد دعوت میکند،کل جریان این کتاب این است که عده ای از حیوانات یک مزرعه به این نتیجه میرسند که صاحب مزرعه را بیرون بکنند و خود صاحب آن شوند،با هر مشقتی به این نتیجه می رسند ولی در نهایت خوک ها که رهبری این انقلاب را به دست داشتند پس از به قدرت رسیدن شروع به سرکوب و نقض آرمان های انقلاب می پردازند.البته معلوم است که جورج اورل این داستان را در اعتراض به سیاست های غلط و نابجای سرکوب استالین در اتحاد جماهیر شوروی نوشته است اما مسئله بدانجا محصور نمی شود این اندیشه ضدانقلابی و محافظه کاری و قبول ظلم طبیعتا یکی از از مسائلی است که در جامعه ما هم بشدت ریشه دوانده است.شهروند های ما نسبت به تمام مسائل اجتماعی،اقتصادی و سیاسی بی توجه اند،این یعنی شروع بدبختی…
باید عصیان کرد و سکوت نکرد ،حتی اگر تنها هم باشیم اگر کنار حق و حقیقت باشیم حداقل مسئله این است که ماندگار خواهیم شد و حداکثر هم این است که جامعه را نجات خواهیم داد.باید به ابزارات فکری مجهز شد،و توانست به حقیقت نزدیک شد و در حقیقت حل شد،با سوختن در حقیقت تاریکی ها از بین می رود.

چؤنكي قانادیم اوددا یانان دمده بیر آنلیق

گؤردؤم نئجه محو اولدو ایشیقلاردا قارانلیق

مرحوم پروفسور محمد تقی زهتابی

0
0
این مطلب را شیر کنید

Check Also

میراث رواداری دینی در هندوستان

این فرمان به دستور من نوشته شد تا پسران و فرزندانم به دنبال فتح تازه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 69 = 72