خانه / ایران / آستارای آذربایجان یا حیران گیلان؟

آستارای آذربایجان یا حیران گیلان؟

مدیران اردبیل باید بدانند که تنها راه حل و فصل این موضوع، تلاش برای الحاق دوباره آستارا به استان اردبیل است نه تلاش برای حفظ گردنه حیران؛ چرا که تملک بر آستارا علاوه بر دستیابی به حیران، راه رسیدن به دریای خزر خواهد بود.

موضوع گردنه حیران و تنش بین اردبیل و گیلان، زمانی آغاز شد که داداشی نماینده آستارا گفت: ان‌شاءالله بزودی ۲۵ کیلومتر جاده حیران را که در دست راهداری استان اردبیل است ، پس خواهیم گرفت.

سخنان این نماینده برابر بود با واکنش مردم استان اردبیل و دیگر استان‌های آذربایجان، چرا که آنان دیگر خواهان کم شدن مناطقی از استان‌های آذربایجان نبودند، البته تحریکات مدیران استان گیلان هم در نوبه خود قابل تامل بود، چرا که بصورت هماهنگ با برخی رسانه‌ها، تابلوهایی با عنوان «گردنه حیران استان گیلان» نصب کردند.

اما این گردنه متعلق به کدام استان است؟

از نظر مدیران استان گیلان؛ تنها ۲۲ کیلومتر از این گردنه متعلق به اردبیل و بقیه از تونل روستای “ونه بین” تا “آغ چای” متعلق به آستارا در استان گیلان است و در مقابل مدیران استان اردبیل معتقدند از نظر تاریخی همواره گرده حیران و حتی خود آستارا متعلق به استان اردبیل بوده و نمی‌توان آن را غصب کرد.

پیش‌تر نیز این درگیری وجود داشته و در سال ۱۳۹۴  موجب درگیری لفظی شورای شهر و فرماندار آستارا با مصطفی افضلی‌فرد، نماینده اردبیل، گردید و حتی کار به تشکیل جلسه شورای شهر آستارا در تله‌کابین این گردنه رسید.

گردنه حیران بعد از تبدیل اردبیل به استانی مستقل، همواره جزوی از این استان بوده و هیچگونه مشکلی در مدیریت آن بوجود نیامده بود تا اینکه در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ نامه شماره ۷۶ / ۱۸۳۱۰ از طرف معاون راهداری سازمان راهداری‌های کشور، مسئول نگهداری و نظارت بر حد فاصل آغ‌چای تا تونل  در این گردنه به آستارا سپرده شده بود و به دنبال این نامه، «سیروس شفقی» فرماندار آستارا با نصب تابلویی بعد از تونل، این منطقه را متعلق به استان گیلان دانست و وقتی با اعتراض نماینده مردم اردبیل مواجه شد برخی رسانه‌ها و مدیران گیلان، دست به نوشتن جوابیه و مصاحبه و حتی فحاشی و توهین زدند.

البته بحث ما نباید بر روی گردنه حیران، بلکه بر روی شهرستان آستارا باشد، این شهرستان از منظر تاریخی یکی از شهرهای آذربایجان بوده است که جهت مدیریت در مقطعی از تاریخ به گیلان واگذار شده است و متاسفانه با توجه به موقعیت کنونی آن از نظر اقتصادی و گردشگری، استان گیلان حاضر به جدا شدن این شهر از خود نیست.

این موضوع را باید از دو مقوله تاریخی و قانون تقسیمات کشوری مورد بررسی قرار داد:

به موجب عهد نامه صلح عثمانی‌ها با صفویان در سال ۹۶۳ هجری شمسی‌، تالش و آستارا از ناحیه اردبیل اداره می شده و جزو قلمرو اردبیل بوده‌اند و حتی آستارا از موقوفات شیخ صفی الدین اردبیلی است. از آستارا که این نام در صریح الملک بیشتر به شکل های اصطاراب و آستاره دیده می شود و در این باره باید اداره کل امورخیریه و اوقاف اردبیل می تواند، طبق وقف نامه ، درآمدها و هزینه های موقوفه شیخ صفی الدین بر اساس دفاتری که در مورد موقوفات شیخ صفی الدین تحریر شده، وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی موقوفه شیخ صفی الدین را در دوره صفوی و عثمانی نشان می دهند.

دراولین قانون منسجم تقسیمات کشوری، سه استان آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی و اردبیل، استانی به نام “استان شمال غرب” را تشکیل دادند. دراین قانون ، که درتاریخ ۱۶/۸/۱۳۱۶ به تصویب رسید؛ استان شمال غرب از شش شهرستان اردبیل ، تبریز ، خوی ، رضائیه (اورمیه) ، مراغه و سویوق بولاق(مهاباد) تشکیل شد و هرکدام ازاین شهرستان ها مشتمل برچندین بخش به شرح زیر بودند:

اردبیل: ۱- توابع اردبیل ؛- اوجارود ، مغان ؛ ۳- مشکین ، ارشق ؛ ۴- نمین ، ویلگیج(ویلکیج) ، آستارا؛ ۵- خلخال و توابع.

درفهرست ارسالی استانداری ها و فرمانداری ها به وزارت کل کشور درسال۱۳۱۸ ، آذربایجان شرقی ، باعنوان استان سوم معرفی شده که شامل دو شهرستان تبریز و اردبیل است و شهرستان تبریز متشکل از هفت بخش تبریز، بستان آباد ، مرند ،شبستر ، اهر و خدا آفرین و درمجموع ۳۷ دهستان و ۱۵۷۵ ده و شهرستان اردبیل نیز متشکل از شش بخش اردبیل، آستارا ، سراب ، گرمی ، مشگین شهر و هرو آباد(خلخال) است. براساس تصویب نامه ی شماره ی ۷/۷۹۴ در تاریخ ۹/۸/۱۳۲۹ بخش آستارا از اردبیل مجزا شد و به شهرستان خمسه ی طالش دراستان یکم پیوست. اما چندی بعد طی تصویب نامه ی شماره ۷/۱۱۴۸ درتاریخ ۲۳/۹/۱۳۲۹ انتزاع بخش آستارا از اردبیل و الحاق آن به خمسه طالش که در تاریخ ۹/۸/۱۳۲۹ به تصویب هئیت دولت رسیده بود ملغی شد و این بخش چون گذشته درشهرستان اردبیل باقی ماند.

درسرشماری ۱۳۳۵ کشوری که درآن جمعیت مبنای تقسیم بندی بود شهرستان‌ها ، بخش‌ها و دهستان های کشور به دو دسته کمتر و بیشتر از ۵هزار نفرجمعیت تقسیم شده بود.دراین سرشماری استان آذربایجان غربی و شرقی از هم جداست و این امر نشان دهنده ی عدم تطابق کامل حوزه های سرشماری با ساختار تقسیمات کشوری است. در استان آذربایجان شرقی؛ آستارا ، اردبیل ، اهر ، تبریز، آذرشهر ، اسکو ، ممقان ، شبستر ، خسروشاه ، خلخال ، سراب ، هریس ، مراغه ، بناب ، ملک کندی (ملکان) ، مرند ، مشگین شهر، میانه ، هشترود ، شاهین دژ بالای ۵هزار جمعیت دارند. اسامی آبادی های زیر۵هزار نفر بدون ذکر سلسله تابعیت آنها در سطح دهستان و بخش ، تنها به صورت الفبایی در زیرمجموعه شهرستان ها آمده است.

همانطور که گفته شد شهرستان آستارا تا سال ۱۳۳۷ هجری شمسی جزوی از استان آذربایجان شرقی بود اما در این سال به دلیل دوری راه ، نامناسب بودن جاده های ارتباطی در آن زمان و وجود دو گردنه صعب العبور حیران و سائین در مسیر ارتباط آستارا با تبریز، دولت وقت رژیم پهلوی تصمیم گرفت آستارا را به استان گیلان ملحق کند.

به دنبال تبدیل اردبیل به مرکز استان در سال ۱۳۷۲، برخی نمایندگان وقت از جمله حسن نوعی اقدم اعلام کردند که با توجه به اینکه فاصله آستارا تا اردبیل ۷۵ کیلومتر و آستارا به رشت بیش از ۲۲۰ کیلومتر است ، وقت آن رسیده است که آستارا به استان اردبیل ملحق شود.

از منظر قانونی نیز، آستارا باید متعلق به استانم اردبیل باشد، چرا که در ماده ۱۰ قانون تقسیمات کشوری آمده است: « دولت موظف است با حفظ جهات سیاسی اجتماعی هر روستا را به نزدیکترین مرکز دهستان و هر دهستان را به نزدیکترین مرکز بخش و‌هر بخش را به نزدیکترین مرکز شهرستان و هر شهرستان را به نزدیکترین مرکز استان منضم نماید.» (بخوانید)

بررسی فاصله مرکز دو استان اردبیل و گیلان نیز نشان می‌دهد فاصله اردبیل – آستارا حدود ۷۷ کیلومتر و فاصله رشت – آستارا حدود ۱۸۹ کیلومتر می‌باشد و شهرستان آستارا از لحاظ قانونی باید به استان اردبیل ملحق شود.

تنش بر سر این مسئله همواره ادامه داشته است که مورد آخر آن، چند روز مانده به عید نوروز شروع شد که به دنبال سخنان داداشی، نماینده آستارا که از بازپس‌گیری گردنه حیران سخن گفته بود، یونس رنجکش، فرماندار آستارا به بهانه نصب چند تابلو در این گردنه، کارناوال خبری به راه انداخته و گفت: حق ارائه خدمات و صدور مجوز ساخت و ساز در حریم گردنه حیران آستارا بر عهده استان گیلان اما مسئولیت نگهداری حدود ۲۰ کیلومتر از گردنه در اختیار اداره کل راه و شهرسازی استان اردبیل است و تحویل گرفتن آن را پیگیری می کنیم و امیدواریم این موضوع در اوایل سال ۹۷ تحقق یابد. (۹۶/۱۲/۲۹)

شنیدن این سخنان کافی بود تا مردم اردبیل در فضای مجازی بطور گسترده‌ای دست به اعتراض بزنند و حتی عکس‌هایی از پاک کردن نام گیلان از تابلوهای گردنه حیران منتشر شد و کمپینی یا عنوان « #حیران_یولی_اردبیلیندی » به راه افتاد و کاربران از نمایندگان مجلس و دیگران مدیران اردبیل، خواهان واکنش صریح شدند که صدیف بدری، نماینده اردبیل، در واکنشی از پیگیری الحاق آستارا به اردبیل سخن گفته و اعلام کردند: مردم آستارا در شرایط فعلی نیز از خدمات درمانی، آموزشی، ارتباطی و … استان اردبیل بهره می‌گیرند و پیگیری و به سرانجام رساندن الحاق این شهرستان به استان اردبیل می‌تواند منجر به سهولت هر چه بیشتر خدمت‌رسانی به مردم شریف و نجیب آستارا شود. امری که در سطح ملی با جدیت پیگیری می‌شود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد: متاسفانه گردنه حیران به ابزار سیاسی و تبلیغاتی برخی‌ها تبدیل شده است و لازم است تا مسئولان گیلانی با اجتناب از اقدامات تحریک‌کننده به ماجراجویی در حیران پایان دهند.

البته باید عنوان کرد که بهترین زمان برای پس‌گیری آستارا برای اردبیل، سال ۱۳۷۲ بود که اردبیل تبدیل به استانی جداگانه گردید که متاسفانه با غفلت مدیران، این اتفاق نیافته و حال درگیری به گردنه حیران تقلیل یافته است، گردنه‌ای که امروز به جهت فرصت‌های گردشگری، از اهمیت خاصی برخوردار است.

سالهای گذشته مسئولان و مردم اردبیل همواره از نحوه مدیریت استان گیلان بر منابع طبیعی این گردنه زیبا انتقاد کرده و می‌گویند استان گیلان به دلیل داشتن عرصه های جنگلی بسیار و بنادر متعدد بهای چندانی به حفظ طبیعت گردنه حیران و توسعه آستارا نمی دهد و  ویلاسازان در حال نابودی زیباترین گردنه ایران هستند.

مدیران اردبیل باید بدانند که تنها راه حل و فصل این موضوع، تلاش برای الحاق دوباره آستارا به استان اردبیل هست نه تلاش برای حفظ گردنه حیران؛ چرا که تملک بر آستارا علاوه بر دستیابی به حیران، راه رسیدن به دریای حزر خواهد بود.

در صورت الحاق آستارا به استان اردبیل، این شهر دومین شهر بزرگ این استان بعد از اردبیل محسوب شده و بدلیل تبدیل شدن به تنها بندر استان‌های آذربایجان بعد از سالها، فرصت ویژه ای برای جهش و توسعه خواهد بود.

باید افزود که علاوه بر سابقه تاریخی، مواردی مانند اشتراکات فرهنگی، زبانی و نژادی پتانسیل‌های کافی برای بازگشت آستارا به آذربایجان را ایجاد کرده‌اند و حال باید منتظر ماند و دید آیا آستارا به آذربایجان باز خواهد گشت یا گیلان، گردنه حیران را تصاحب خواهد کرد؟

این مطلب را شیر کنید

Check Also

راه اندازی کمپین خرید کتاب های ترکی

فعالین ملی و دانشجویی آذربایجانی به همراه هواداران میلیونی تیم تراختور آذربایجان با انتشار فراخوانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *