خانه / ایران / جوابیه اعتراضی به روزنامه قانون/روح الله مرادی قشقایی

جوابیه اعتراضی به روزنامه قانون/روح الله مرادی قشقایی

ارسالی مخاطین :

روح الله مرادی – سویس نتیجه تصویری برای روح الله مرادی قشقایی

مطلب جدید روزنامه قانون در باب زبانهای غیر فارسی سبب شد تا پس از مدتها سکوت مطالبی را عنوان کنم.

سالهاست به عنوان یک فعال مدنی و سیاسی جامعه قشقائی فعالیت دارم. کسانی که آشنایی دور و نزدیکی با اینجانب دارند نسبت به نظرات و مواضع بنده در مورد مسائل ریز و درشت جامعه آگاهی کامل دارند . آنانی هم که پس از شکل گیری فضای مجازی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی افتخار آشنایی با آنها داشته ام نقطه نظرم در باب فضای سیاسی حاکم بر کشور و به ویژه مساله اقوام و اتنیکهای ایران را خوب میدانند. من از ابتدای فعالیتهای مدنی و سیاسی ام نسبت به مساله اتنیک ها توجه ویژه ای داشتم دلیلش هم تعلق اتنیکی خودم به ایل قشقایی بود . تقریبا هر فرد قشقایی یا بهتر است بگویم بیشتر افراد قشقایی در سنین نوجوانی به وجود تبعیض و ستم قومی آرام آرام پی میبرد و جرقه های نارضایتی در وجودش زده میشود. پیش تر ها در غیاب فضای مجازی و شبکه های اجتماعی روی آوردن به موسیقی و شعر و موارد فرهنگی تقریبا یگانه راه تخلیه ان خشم و احساسات درونی بود و به همین دلیل است که جامعه قشقایی در دو دهه هفتاد و هشتاد نوازنده و خواننده بی شماری تولید کرد و رشد چشمگیری در زمینه موسیقی و شعر و ادبیات داشت و امروز به جرات میشود گفت در بین تمامی اقوام بیشترین تعداد گروه های موسیقی و و فعالین فرهنگی را دارد. این معادله از زمان انقلاب توییتری و فیس بوکی و پیدایش شبکه های اجتماعی دگرگون شد و فیس بوک و ینستاگرام و واتساپ و تلگرام جوانان خشمگین ناراضی قشقایی را در خود بلعید و فضایی برای ابراز نارضایتی و تخلیه احساسات قومی در اختیار آنها گذاشت و دقیقا به همین دلیل است که امروز دراکثریت مطلق صفحات مجازی متعلق به قشقایی ها عناوین ( من تورکم , تورک قیزی , تورک اوغلی , الیم قشقایی و غیره ) به چشم میخورد. من هم در ان شور و شوق نوجوانی و نهانی آکنده از نارضایتی و خشم و عصبانیت دست به ساز برده و به موسیقی پناه آوردم اما موسیقی مانعی برای روح ناآرام و طغیانگر من نبود و با عبور از ترس ذاتی موجود در جامعه آرام آرام به یک فعال مدنی و سیاسی تبدیل شدم . پس از خروج از ایران و زندگی در جامعه آزادی چون سوییس و فعالیت آزادانه و ریارویی و برخورد مستقیم و نزدیک با دیگر فعالان سیاسی و حقوق بشری خارج از کشور و مشاهده عینی معیارها و استانداردهای دوگانه آنان در رویارویی با مساله حقوق اقوام در ایران ابتدا به شدت دچار یاس و ناامیدی شده بودم . تا پیش از خروج از ایران و حتی یکی دو سال آغازین اقامتم در اروپا نقطه نظرات کاملا متفاوتی در مورد فضای سیاسی و مدنی ایران داشتم و عقیده داشتم این فقط حاکمیت است که حقوق قومی ما را نقض کرده است وگرنه ملت ایران و فعالین سیاسی و مدنی ما حامی حقوق ما هستند و چنین و چنان . حضور در سازمان ملل و همنشینی و مصاحبت با فعالین حقوق بشری آب سردی بود بر پیکر من .
برای مغز آکبند و قلب آکنده از عشق به وطن و ایران و ایرانی من مشاهده عینی معیارهای دوگانه فعالین حقوق بشری باری بسیار بسیار سنگین بود. پس از عبور از دوره شوک آرام آرام از بدنه این جامعه کنده شدم و فعالیت هایم را فقط بر روی مساله قشقایی متمرکز کردم یقینم شد که احدی در سودای هستی و نیستی ما نیست باورم شد که این جامعه و مردمانش است که به رفتار و سیاستهای حاکمیت مشروعیت میبخشد باورم شد که حاکمیت بازتاب سمت و سوی فکری و رفتاری مردمان جامعه است. باورم شد ترک خر ترک خر گفتن های جامعه است که این اجازه را به حاکمیت میدهد که بی واهمه هویت ۴۰ درصد از ملت یک کشور را انکار کند و حقوق ان را پوچ بشمارد. یقینم شد که جامعه مدنی ما در گذر این یکصد سال چنان باوری به حاکمیت ها بخشیده است که هر آنگونه که دلش میخواهد سیاست گذاری نماید ککش نیز نگزد و امروز روزنامه رسمی اش چنین گستاخانه و آشکار هویت من و میلیونها چون من را انکار کند و صدایی نیز در مخالفتش نشنود.

سالهاست واژگانی چون پان ترک , تجزیه طلب وطن فروش و غیره چون نقل و نبات از لب لوچه فعال و غیر فعال و سیاسی و بقال و نانوا و روزنامه نگار و سیاستمدار و غیره میچکد . حاکمیت و عواملش که تکلیفشان روشن است و جای هیچ صحبتی با آنان نیست . روی سخن اما در این نوشته با دو گروه است .
۱: هموطنان فارس یا آریایی یا پارس یا هر آنچه که خود بدان اعتقاد دارند .
هموطن عزیزم همین ماه پیش میلیونها ترک آذربایجانی را محکوم به عدم مشارکت در اعتراضات خیابانی کردی و به شدت خشمگین بودی . اما گمان نکنم حتی یک ذره هم به سبب ها اندیشیده باشی . اکنون من میگویم خواهی بشنو خواهی فحش باران کن و پان ترکم خوان. باورت بشود یا نشود دوست بداری یا نداری شکاف عظیمی در جامعه ما افتاده است . ترک کرد و بلوچ و عرب نا راضیست . بلبشوی بدی در کشور است برابری و برادری و اتحاد جای خودش را به اختلاف و چنددستگی داده است و حاکمیت هم خوش به حالش است و به ان دامن میزند . ان ترک یا کرد یا عربی که دم از جدایی میزند از ابتدا چنین نبوده است , او هم شهروند این کشور است و حق و حقوقی دارد وقتی تمام درها را به روی خودش بسته میبیند ان میشود که نباید شود . پاک کردن صورت مساله و وابسته دانستن فعالین قومی به دول بیگانه یا همسایه فقط احمدی نژادی کردن قضیه است فقط سبب رادیکالیزه تر شدن بخش های متعادل جامعه اتنیکی میشود فقط سبب عمیقتر شدن شکافهای قومی میشود. به عنوان یک فعال معتدل قومی توصیه میکنم این سرطان گفتمان احمدی نژادی را از خود برانید تا فرصت ولو اندک باقیست گفتمان سازنده را جایگزین انگ و اتهام های فله ای و خاورمیانه ای نمایید و هیزم آتش سیاستهای ایران سوز این حاکمیت و افکار اقتدارگرایانه گروهی آریاپرست نشوید.
۲: یک سلام ویژه هم خدمت کاسه داغتر از اش ها و دلواپسان پان ایرانیست ترک ( چه قشقایی چه آذربایجانی ) دارم و آنها را تمام و کمال حواله میدهم به نوشته های همین روزنامه قانون.
یا ایها الذین دلواپسون, ای که برای یک نشان بوزقورد یک جوان هم زبانت یقه می درانی. ای آنکه سخن از زبان ترکی را به مثابه خیانت به خاک میدانی ای که الان با دقت میخوانی تا ببینی در کجای این نوشته قشقایی را قوم نوشته ام یا ملت , آذربایجان را با ” ز ” نوشته ام یا با “ذ” , کجایی برادر ؟ هر چه گشتم و خواندم مطلبی خطی حتی کلمه ای از تو ندیدیم در خطاب به این روزنامه که روشن و شفاف و آشکار به تو می گوید هویتی نداری .
تویی که جوانان پاک و احساساتی قشقایی را صرف یک نشان بوزقورد به سرویسهای جاسوسی منتسب میکردی اکنون چرا خاموشی ؟
ای برادر جان. اگر دغدغه وطنت را داری چماقت را از سر همزبان و هم دردت بردار و بر سر ان کسی بکوب که چنین گستاخانه و بی شرمانه هویت و رگ وریشه و زبان و فرهنگ میلیونها همزبانت را پوچ میشمارد و جوان هم زبانت را وادار به واکنش . تویی که هر خط نوشته ات سرشار از لغات پان ترک و بوزقورد و تجزیه طلب است بدان و ببین که تجزیه را چه کسی میطلبد ! درد وطن اگر داری یقه دریده شده هم زبانت را یک بار هم شده رها کن و و گلوی آنی را بفشار که چنین عریان میلیونها نفر را هیچ و پوچ میپندارد .
در مورد سیاستهای انکار هویت ترک ها در ایران هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و البته سیاستهای موجود حاکمیت و بدتر از ان وجود عریان تفکرات نژادپرستانه و فاشیستی در جامعه و فعالیتها و نقطه نظرات مرکزگرایانه و اتنیک ستیز نخبگان سیاسی و گروه های اپوزیسیون خود شفاف و گویا بیانگر وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران است . جامعه قشقایی نیز به عنوان بخشی از اتنیک ترک در ایران به شدت تحت ستم قومی بوده و هدف اجرای سیاستهای بی رحمانه و بنیان برانداز نظام فعلی بوده است .
جدیدترین ان پروژه مشترک سپاه عشایر استان فارس و وزارت اطلاعات برای ایجاد دو دستگی و اختلاف طبقاتی در جامعه قشقایی است که از سال ۲۰۱۰ با همکاری تعدادی از چهره های شاخص قشقایی به اجرا در آمد . ابعاد این پروژه و اهداف ان مطلب مهم و مفصلی است که بی گمان به ان خواهم پرداخت و برای تنویر افکار عمومی و آگاهی قشقایی ها با آنچه که جامعه شان گریبانگیر ان بوده است منتشر خواهم نمود . پیشتر نیز در این رابطه مطلبی کوتاه نوشته بودم . به زودی و با گرداوری کامل اسناد و اطلاعات مربوطه ان را منتشر خواهم نمود تا هم فعالین قشقایی هم مخالفین جنبش مردمی قشقایی و هم جامعه مدنی ایران از آنچه که میان جامعه قشقایی اتفاق افتاده است و می افتد اطلاع یابند .
بنده به عنوان یک فعال سیاسی و مدنی قشقایی تا این لحظه در چارچوب منافع ملی مطالبات و منافع عالی قشقایی را پیش برده ام و تمامی نوهسته ها و گفته هایم در مجامع بین المللی و رسانه ها شفاف و روشن بیانگر مواضع سیاسی ام است . من به وجود تنوع و تکثر اتنیکی در ایران معتقد بوده و خواهان استقرار ساختاری دموکرات و فدرال در ایران که تضمین کننده حقوق تمامی اقوام و مذاهب و تک تک شهروندان ایران باشد , هستم و عقیده دارم حکومتهای پهلوی و جمهوری اسلامی حقوق اقوام از جمله قشقایی را نقض نموده و ما قشقایی ها در قیاس با ایلات همجوار و اقوام ایران از کمترین توجه برخوردار بوده که البته بخشی از ان نیز به اتخاذ سیاستهای ناشی از احساسات رهبران پیشین قشقایی بر میگردد که در آینده به ان خواهیم پرداخت اما اکنون جامعه قشقایی جای هیچ گونه خطا و لغزشی را نداشته و میبایست به دور از هر گونه احساسات و با روشن بینی و آینده نگری در راستای احیای هویت اتنیکی خود و احقاق کامل حقوق حقه خود گام بردارد . ما فعالین سیاسی و مدنی قشقایی جهت یکپارچه سازی فعالیتها و جهت دادن به خواست و مطالبات قومی خود مانیفست یا راهنما یا هر چه که بشود نامش را گذاشت تهیه کرده ایم که حاوی اهداف و مطالبات و برنامه ها و سیاستگذاری های داخلی است که در اولین فرصت ویرایش و بازبینی و منتشر خواهیم نمود تا در اختیار جامعه عمومی قشقایی قرار گیرد .
بنده و یاران و همفکرانم تا براورده شدن کامل این خواست ها از تلاش و مبارزه باز نخواهیم ایستاد و عقیده داریم حفظ آخرین سنگر قشقایی از اوجب واجبات و وظیفه فردی و ذاتی هر فرد قشقایست.
روح الله مرادی قشقایی / سوییس

این مطلب را شیر کنید

Check Also

نود ارومیه 1 – آلومنیم اراک 0 / قطب جدید هواداری تی تی ها بعد از شیراز در ارومیه شکل میگیرد

به گزارش بایداق _ هفته هفتم لیگ دسته یک فوتبال باشگاه‌های کشور با برد تیم نود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *