خانه / ایران / گزارشی از وضعیت زنان زندانی در ایران

گزارشی از وضعیت زنان زندانی در ایران

آمار زندانیان کشور از سال 1360 تا 1380 نشان می دهد که از سال 60 تا سال 80 شمار کل محکومان زن رو به افزایش بوده است و از 145011 نفر در سال 1360 به 596949 نفر در سال 1379 رسیده و همچنان رو به افزایش است؛ در دوره آماری یادشده زندانیان زن با حدود 312 درصد افزایش بیش از 4 برابر شده است.

ماهنامه ایران فردا: آمار زندانیان کشور از سال 1360 تا 1380 نشان می دهد که از سال 60 تا سال 80 شمار کل محکومان زن رو به افزایش بوده است و از 145011 نفر در سال 1360 به 596949 نفر در سال 1379 رسیده و همچنان رو به افزایش است؛ در دوره آماری یادشده زندانیان زن با حدود 312 درصد افزایش بیش از 4 برابر شده است. در سال های دهه 1360 میانگین تعداد محکومان به زندان 198101 نفر بوده است. این میانگین در دهه 70 به 446121 می رسد که حاکی از افزایش 2.3 برابری زندانیان در طول دهه 70 در مقایسه با دهه 60 است.

روند تغییرات شمار زنان محکوم به زندان در این دوره 20 ساله تقریبا مشابه الگوی تغییرات شمار کل محکومان به زندان است. یعنی در دهه 60 و 70 با افزایش شمار زنان محکوم به زندان مواجهیم؛ اما این افزایش 229 درصد (بیش از 3 برابر) است که کمتر از افزایش شمار کل یا شمار مردان محکوم به زندان است. اگر شمار محکومان به زندان را نشان دهنده جرم و مجرمیت بدانیم، این آمار نشان دهنده افزایش بیشتر جرم در مقایسه با افزایش جمعیت است. در حالی که در طول دو دهه 60 و 70 جمعیت زنان کشور حدود داده های آماری حاکی از آن است که در ایران همانند همه کشورهای جهان، زنان درصد ناچیزی از محکومان و زندانیان (در حدود 5 درصد و کمتر) هستند.

نسبت دستگیرشدگان زن به کل دستگیرشدگان در ایران در نیمه دهه 80 خورشیدی حدود 6 درصد بود. با توجه به اینکه تعداد زنان محکوم به زندان بیش از 3 برابر شده است. رشد تعداد جرایم زنان بیش از رشد جمعیت آنان بوده است و بنابراین نسبت جرایم زنان به جمعیت آنها در این دوره افزایش داشته است.

با این حال، نسبت زنان زندانی به کل زندانیان چنین روندی را نشان نمی دهد. این نسبت از سال 60 تا 79 با نوسان اندکی نزدیک به 5 درصد باقی مانده است. دلیل ثابت ماندن نسبت زندانیان زن با وجود افزایش زیاد تعداد زندانیان این است که در این دوره تعداد زندانیان مرد هم با آهنگ مشابه و حتی اندکی بیشتر افزایش یافته است.

در مجموع، براساس آمارهای در دسترس، شمار محکومان و زندانیان زن در دهه 80 همانند دهه های قبلی افزایش یافته است. از نظر نوع جرم، جرایم ارتکابی غالب در بین زنان ایران، جرایم مواد مخدر،جنسی، اخلاقی و سرقت بوده، هر چند نسبت جرایم اخلاقی در حال افزایش است. بین جرم زنان و توسعه یافتگی مناطق کشور هم رابطه ای دیده می شود؛ نسبت جرم زنان در مناطق توسعه یافته کشور بیشتر است.

به موضوع جرایم زنان از زمانی توجه شد که در اثر دگرگونی های اجتماعی در دوره مدرن، زنان فرصت بیشتری برای حضور در جامعه یافتند. تا دهه هفتاد میلادی، به دلیل نرخ بسیار پایین جرایم زنان در مقایسه با جرایم مردان، موضوع جنسیت، جرم و انحراف اجتماعی کمتر مورد علاقه جرم شناسان و جامعه شناسان قرار می گرفت. با آزاد شدن نسبی زنان از محدوده خانواده سنتی، کاهش محدودیت های اجتماعی، توسعه جنبش های اجتماعی زنان و ورود آنان به بازار کار، رفتار زنان و مردان در حوزه های گوناگون به یکدیگر نزدیک شده، از جمله بر شمار و میزان جرایم زنان نیز افزوده شده است.

برخی محققان رشد فزاینده جرایم زنان را به دگرگونی های اجتماعی نوظهور، به ویژه مشارکت فزاینده آنها در بازار کار و فعالیت های اجتماعی نسبت می دهد (1977، Smart، 1975، Adler). تا آن زمان، جرم زنان کمتر توجه جامعه شناسان و جرم شناسان را جلب می کرد.

در سال های اخیر، افزایش شمار زنان مجرم در جامعه ایران، توجه سیاست گذاران اجتماعی و پژوهشگران را به موضوع جرم زنان، تغییرات آن، تبیین جنبه های ثابت و متغیر آن و پیامدهای اجتماعی مجرمیت زنان جلب کرده است.

به نظر می رسد دلایل تفاوت بسیار میان جرایم زنان و مردان را نباید فقط در تفاوت های زیست شناختی یا روان شناختی آنان جست و جو کنیم، بلکه دلایل آن تقریبا همان دلایلی است که تفاوت های مربوط به جنسیت در حوزه های دیگر را روشن می کند. عواملی مثل نابرابری فرصت های اجتماعی، نظام قدرت، مردسالاری و جامعه پذیری متفاوت دو جنس بیشتر محل تاکید است.

امروزه، تا اندازه زیادی ویژگی های زنانه و مردانه را ناشی از عوامل اجتماعی می دانند. با وجود افزایش نسبت زنان در محیط کار، هنوز هم بیشتر آنان بخش زیادی از زندگی خود را در محیط های خانگی می گذرانند. در محیط خانوادگی فرصت و انگیزه برای بیشتر اشکال فعالیت های تبهکارانه کمتر از محیط های عمومی است که مردان بیشتر در آنها رفت و آمد می کنند (گیدنز، 1383: 177).

با اینکه درباره عوامل و زمینه های موثر در بزهکاری زنان مطالعاتی انجام شده، در ایران توجه کمی به مطالعه روند تحولی جرایم، به ویژه جرایم زنان، انجام شده است (علی احمدی، 1378)

در پژوهش دیگری که به سفارش سازمان زندان ها و براساس نمونه ای 200 نفره (100 زن و 100 مرد) از زندانیان زندان های قصر و اوین انجام شد، رابطه جنسیت با انواع جرم و بزهکاری بررسی شد. نتایج این بررسی ها نشان داد که زنان مورد مطالعه بیشتر مرتکب جرایمی چون عمل منافی عفت، سرقت های ساده، جعل و کلاهبرداری شده اند، و در مقابل، مردان جرایم متنوع تری مرتکب شده اند. همچنین مشخص شد که زنان کمتر از مردان مرتکب جرایمی مانند سرقت مسلحانه و قتل شده اند، که به قدرت بدنی نیاز دارند (شولی، 1378: 3)

مطالعه سراج زاده و نوربخش (1386، 1387) مطالعه ای است که جرم زنان را در یک فرآیند زمانی 20 ساله (1360 تا 1380) و در ارتباط با توسعه یافتگی اجتماعی- اقتصادی مطالعه کرده است و حاوی اطلاعاتی ارزشمند درباره تغییرات میزان جرم زنان و ترکیب آن است. این کار همچنین رابطه توسعه یافتگی اقتصادی- اجتماعی با میزان جرم زنان را به صورت طولی (در آن دوره زمانی) و به صورت مقطعی در بین استان های کشور آزموده است.

یافته های این تحقیق نشان می دهد که در طی این دوره 20 ساله، با وجود افزایش 4 برابری تعداد محکومان زن، نسبت جرم زنان به کل جرایم در حدود 4 تا 5 درصد ثابت مانده و حتی اندکی کاهش یافته است. (سراج زاده و نوربخش، 1386: 44). از نظر ترکیب جرم زنان، در مجموع مقایسه زنان و مردان نشان می دهد که در حالی که در همه سال ها بیشترین جرایم در بین زنان جرایم اخلاقی، جنسی و مواد مخدر بوده و نسبت کمی (حدود 30 درصد) به جرایم خشونت آمیز و اقتصادی اختصاص داشته، در بین مردان این الگو به صورت دیگری بوده است؛ یعنی بیشترین جرایم از نوع جرایم اقتصادی و مواد مخدر بوده است، سپس جرایم خشونت آمیز، جرایم جنسی و اخلاقی در مرتبه آخر هستند و حداکثر به 10 درصد می رسند (همان: 490- 50)

باقری و ملتفت (1389) در مقاله ای برخی عوامل موثر در ارتکاب جرم زنان را بررسی کردند. یافته ها نشان داد که عواملی مثل نوع منزل مسکونی، تحصیلات، وضعیت اشتغال، شغل پدر، طبقه اجتماعی و حاشیه نشینی، با نرخ جرم زنان مورد مطالعه رابطه معنا دارد. عباسیان (1389) ضمن مطالعه ای کیفی در زمینه همسرکشی به این نتیجه رسید که وجود فشارهای روانی اجتماعی بر زنان و مردان در خانواده، در غیاب یا ضعف شبکه های حمایت اجتماعی و فردی، همچنین معاشرت با دوستان بزهکار و انسداد راه های قانونی مواجهه با این فشارها، همسران را به سوی قتل شریک زندگی سوق داده است.

از نظر این پژوهشگران، زنان و مردان الگوی واکنشی متفاوتی در این زمینه دارند. زنان همسرکش بیشتر از مردان تحت فشار بوده اند و به علت تفاوت جایگاه (موقعیت فرودست در جامعه و خانواده) و نابرابری در قدرت، امتیازات و اختیارات، فشارهای مضاعفی متحمل شده اند. زنان همسرکش، دو برابر مردان کوشیده اند مشکلات و فشارهای وارد شده را از راه های غیربزهکارانه و مسالمت آمیز حل کنند.

زنان برای رهایی از ناراحتی ها، فشارهای زندگی و در نبود شبکه های حمایت کننده و راه های قانونی و متعارف، کشتن شوهر را تنها راه باقی مانده برای خود می دانند اما مردان، به علت محرومیت از قدرت اجتماعی و اقتصادی بالا و در تلاش برای اعمال سلطه بر خانواده متوسل به خشونت می شوند. نکته جالب توجه این مطالعه مخفی ماندن خشونت خانوادگی از چشم مراجع قانونی تا مرحله قتل است.

علاوه بر اینکه نسبت جرایم زنان از نظر فراوانی جرایم با مردان متفاوت است، نوع جرایم ارتکابی زنان نیز متفاوت است. زنان برخلاف مردان، که درگیر جرایم خشن می شوند، بیشتر مرتکب جرایم اقتصادی، مواد مخدر و اخلاقی می شوند. همچنین از نظر سنی، میزان مجرمیت در بین زنان 30 تا 500 ساله بیشتر است. در زمینه عوامل مجرمیت در بین زنان نیز می توانیم دلایل متفاوت با مردان ببینیم. زنان بیشتر در نتیجه روابط نزدیک و عاطفی مرتکب جرم می شوند.

 
در ایران یافته های آماری دلالت های روشنی برای رابطه توسعه یافتگی و مشارکت اجتماعی زنان با میزان جرایم زنان ندارند. همچنین در حالی که داده های طولی رابطه ای نشان نمی دهند، یافته های مقطعی (استانی) نشان می دهند که جرم زنان با توسعه یافتگی استان ها رابطه مثبت، اما ضعیفی دارد و نسبت جرم زنان به کل  جرایم در استان های توسعه یافته تر بیشتر است. (سراج زاده و نوربخش، 1387: 45).

برای ترسیم تغییرات رخ داده در مجرمیت زنان، دو نوع آمار در دسترس است؛ آمار زندانیان که سازمان زندان ها منتشر می کند و آمار دستگیرشدگان که نیروی انتظامی ارائه می کند. نوع آماری که در مورد زندانیان در دسترس نگارندگان قرار داشت، مربوط به قبل از دهه 80 و پس از آن متفاوت بود.

آمار قبل از دهه 80 شمار در دسترس محکومان به زندان یا ورودی های به زندان در سال را به دست می دهد و آمار بعد از آن، تعداد زندانیان موجود در زندان در یک مقطع (پایان سال) را نشان می دهد که بسیار کمتر از آمار محکومان است؛ در نتیجه مقایسه دهه 80 با دهه های قبل برمبنای یک نوع آمار، برای ما ممکن نشد، اما توانستیم روند تغییرات را پی گیریم.

همان طور که اشاره کردیم، برای سال 1380 به بعد فقط آمار زندانیان در پایان هر سال برای سال های 1383 تا 1388 در دسترس بود که با شمار محکومان به زندان فرق دارد و نمی توانیم آنها را مبنای مقایسه دوره ها قرار دهیم. با این حال این آمار هم حاکی از افزایش کل مجرمان موجود در زندان و زنان مجرم زندانی در دوره 6 ساله 1383 تا 1388 است.

از سال 1383 به بعد، تعداد زندانیان افزایش آرامی دارد و به 172393 نفر در سال 1388 می رسد (28 درصد افزایش). همین روند با شتابی بیشتر در شمار زندانیان زن هم دیده می شود (35 درصد افزایش). نسبت زنان زندانی به کل زندانیان در طی این سال ها اندکی افزایش می یابد، ولی در حدود نزدیک به 4 درصد باقی می ماند. با توجه به افزایش شمار زنان موجود در زندان در یک مقطع زمانی (پایان هر سال) در سال های 1380 تا 1388، می توانیم نتیجه بگیریم که شمار کل زنان محکوم به زندان هم در دهه 80 افزایش داشته است.

آمار زنان و مردان زندانی در ایران نشان می دهد که جرایم مواد مخدر رتبه اول را دارد و هر دو گروه بیشتر به دلیل جرم مواد مخدر زندانی می شوند. دومین جرم مردان از نظر فراوانی سرقت است. در حالی که اعمال منافی عفت دومین جرمی است که زنان به دلیل آن زندانی می شوند. به گفته رییس سازمان زندان های کشور، در سال 1392 آمار زنان در جرم سرقت نسبت به سال قبل یک درصد افزایش داشته است. بخش عمده ای از زنان زندانی به جرم منافی عفت را زنان تن فروش تشکیل می دهند.

کمبود سازکارهای جامعه محور برای سازماندهی و توانمندسازی زنان خیابانی، از دلایل مهم در گرایش این زنان به کارگری جنسی یا جرایم مواد است. این زنان را نیروی انتظامی جمع آوری و به مراجع قضایی تحویل می دهد که سرانجام این کار زندانی شدن ایشان و افزایش آمار زنان زندانی است. نبود یا ناکافی بودن سازکارهای قانونی و قضایی برای حمایت از زنان در مسائل خانوادگی و غیرخانوادگی، زمینه گرایش آنان به اعمال مجرمانه، مثل همسرکشی، قتل، سرقت و مواد مخدر را فراهم می آورد (قاضی نژاد و عباسیان، 1390: 110).

آمارهای مربوط به انواع جرایم زندانیان به تفکیک جنسیت در سال های 1375 و 1380 هم یافته های بالا را تایید می کند.

در بررسی آمار مربوط به دستگیرشدگان جرایم خشونت آمیز (قتل عمد و غیرعمد، مرگ های اتفاقی، ضرب و جرح و صدمه، تهدید، اجبار و اکراه، تظاهر به چاقوکشی و مسموم کردن عمدی) در می یابیم در طول سال های 1380 تا 1389 بیشترین تعداد زنان دستگیر شده در گروه سنی 25- 34، و پس از آن در گروه سنی 18- 24 قرار دارند. کمترین میزان دستگیری برای گروه های سنی 17 سال و کمتر بوده است. میانگین نسبت گروه های سنی در دهه 80 نشان می دهد که حدود 70 درصد جرایم خشن زنان مربوط به گروه سنی 18 تا 34 بوده است. با افزایش توسعه و مشارکت اجتماعی زنان، نسبت جرایم خشن کم و نسبت جرایم اقصتادی آنها افزایش می یابد. (مجمع و عزلتی مقدم، 1391: 42).

در مورد ترکیب جرم زنان در ایران در دهه های گذشته، به طور سنتی، بیشترین میزان جرایم ارتکابی زنان در در جه اول جرایم مواد مخدری و در رتبه دوم جرایم منافی عفت بوده است؛ به طوری که از سال 1365 تا 1380 حدود 70 درصد از زنان محکوم به زندان، به دلیل جرایم مواد مخدری و جرایم جنسی و اخلاقی محکوم شده بودند.

در سال 1380 این نسبت برای جرایم مواد مخدری 39 درصد و برای جرایم جنسی و اخلاقی 39 درصد و برای جرایم جنسی و اخلاقی 36 درصد بود (سراج زاده و نوربخش، 1386: 49). وقتی آمار دستگیرشدگان نیروی انتظامی مبنا قرار گیرد، نسبت جرایم جنسی و اخلاقی در صدر قرار می گیرند؛ به طوری که بیش از نیمی از دستگیرشدگان زن، به دلیل ارتکاب این جرایم دستگیر شده اند. در نتیجه، شمار زیادی از دستگیری ها یا به نظام قضایی کشیده نمی شوند یا مجازات هایی غیر از زندان دارند. شاید اجرای طرح های امنیت اجتماعی توسط پلیس که بیشتر بر رعایت هنجارهای مربوط به پوشش تمرکز دارند، باعث افزایش نسبت جرایم اخلاقی در بین دستگیرشدگان زن باشد.

مقایسه با آمارهای جهانی نشان می دهد که ایران از نظر نسبت زندانیان و زندانیان زن به کل جمعیت، در بین کشورهایی است که زندانیان زن و در نتیجه جرم زنان نسبت به جمعیت در آنها بالاست، اما از نظر نسبت جنسی زندانیان، نسبت زندانیان زن ایران از میانگین جهانی پایین تر است و در بین کشورهای در حال توسعه قرار دارد.

به دلیل غلبه نظام جامعه پذیری و کنترل اجتماعی سنتی و نظام تقسیم کار جنسیتی برآمده از آن و مشارکت محدودتر اجتماعی زنان، نسبت جرم زنان در آن پایین است. همچنین ممکن است فضاهای سنتی موجب شود جرایم زنان کمتر گزارش شوند یا با میانجیگری های ریش سفیدانه سنتی حل و فصل شوند.

از نظر نسبت محکومان به متهمان و دستگیرشدگان هم با الگوهای متفاوت جنسیتی هم د رجهان وایران مواجه ایم. نسبت زنان محکوم به زنان دستگیرشده یا متهم، همواره کمتر از همین نسبت در بین مردان است.اینالگو به دو صورت تبیین می شود؛ یا نظام جزایی رفتار ملایم تری به زنان دارد یا جرایم زنان به گونه ای است که کمتر به محکومیت و به ویژه محکومیت زندان می انجامد.

* آمارها براساس مقاله «روند تحول جرم زنان در ایران» نوشته سید حسین سراج زاده و احمد جعفری از کتاب گزارش وضعیت اجتماعی زنان ایرانی 1390- 1380، موسسه رحمان، صص 477- 494.س

 

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن