خانه / ایران / کلیاتی در مورد ترکان خراسان

کلیاتی در مورد ترکان خراسان

نویسنده:محمد برزگر

چکیده مقاله:
باید امروزه فهمید که تورک های خراسان چه کسانی اند و بنده با مطالعه ی کتاب های تاریخی این موضوع را روشن میسازم که سرگذشت ترکان خراسان چه شد و تمام حرکات و یادگاری های آنان که در تاریخ ضبط شده و به وسیله ی دشمنان فرهنگ و تاریخ تورک حذف شده را همراه منابع معتبر روشن میکنم.جهت آگاه سازی ملت تورک و مردم خراسان همین جا اعلام میکنم هدف فقط آگاهی سازی ملت تورک خراسان است و هیچ قصد برای تفرقه انداختن قومیتی ندارم.
مقدمه:
تاریخ درسی شیرینی است که پند و اندرزهای فراوانی در خود جای داده است و می توان با مطالعه کردن این درس شیرین آینده مفید و موفقی را برای خود و نسل آینده خود فراهم کنیم.
خیلی خوب است که انسان در تاریخ درست دنبال هویت خود و نیاکانش باشد تا در مراحل زندگی اش هر جا به مشکل خود یا نیاز به یک انرژی مثبت داشت با اندیشیدن به تاریخ نیاکان خود و اصل رگ و ریشه خود مشکلات را به راحتی پشت سر بگذارد و راه ها و درب های بیشتری برای رسیدن به موفقیتش باز شود.
امروزه هرکس در ایران زندگی میکند شاهد این موضوع بسیار مهم است که سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین است٬البته کسانی هم هستند که با کتاب و مطالعه کردن دوستی دیرینه دارند که تعدادشان بسیار کم است.در ایران شاهد این موضوع هستیم که مردم این کشور دست به مطالعه زیادی نمیزنند و شده بیشتر افراد پس ازفارغ التحصیلی دیگر کتابی نمی خوانند.
ولی جالب این است که اگر حرفی در فضای مجازی{تلگرام٬واتس آپ٬اینستاگرام و..}ببینند یا حتی از دهن کسی سخنی بدون منبع قوی بشنوند به حد یک منبع موثق و محکم آن را قبول میکنند٬بدون اینکه کمی فکر کنند و کلا در مورد موضوع مورد نظر تحقیق کوچکی انجام دهند.
مطالعه نکردن یک جامعه یا کم مطالعه کردن یک جامعه یا درست مطالعه نکردن یک جامعه مشکلی است بسیار جدی و فراوان پر از نابودی و جهل که می تواند به راحتی آن جامعه را به فنا دهد.مشکلات امروزه در جامعه ایران به شکل شاخه ای است که ما در این مقاله به یکی از این شاخه ها خیلی برخورد میکنیم “ذلت”است.
تعریف “ذلت” در جامعه امروزی ایران و با تحت نگرش عنوان این مقاله به این صورت است که می توان این تعریف را کرد که “ذلت” در ایران یک نوع بردگی ذهنی هم تلقی می شود که تمام جامعه را در بر گرفته است و حتی همین ذلتی که گیریبان گیر ملت ایران شده است به شکل یک درخت تنومند شاخه شاخه است٬که ما در مورد موضوعی که هدف ما است صحبت میکنیم.
امروزه جامعه ی ایران دارای مشکلات فراوانی است ولی عامل اصلی یا یکی از عوامل اصلی این مشکلات نبود مطالعه کافی است که ثمره آن به وجود آمدن یک ذهن تنبل در بین ملت و بیشتر در بین جوانان کشور اشت.
وجود یک ذهن تنبل در بین جوانان کشور از به وجود آمدن یک جنگ نظامی مرگ بار تر است٬زیرا به مرور زمان هدف ها را از بین می برد و وقتی هدفی نباشد پیشرفتی هم نیست و این می شود که یک جامعه عقب مانده شکل میگیرد.
حتما متوجه شده اید که جامعه ای که عقب مانده باشد٬ظلم و فساد و بدبختی در آن جامعه پا برجاست.انسان در یک جامعه ی عقب مانده متوجه فساد یا ظلم می شود ولی جرئت مقابله ندارد چون همیشه به فکر مشکلات روزمره اش استنمیداند که فردا مشکلات زیادتر می شود.
انسان در یک جامعه ی عقب مانده نمی تواند فکر کند چون ذهنش بسه و پوچ است و هیچگاه نمیتواند آینده را پیش بینی درستی بکند چون اطلاعات کمی دارد ذهن تنبلی دارد و همش میخواهد مشکلات همان روزش حل شود و فقط همان روز تفریح و شادی کند.
در جامعه ای که ذلت را پذیرفته باشد تمام حرکت های مهم را که باید انسان انجام دهد را به گردن خدا می اندازندکه انشاالله خداوند این کار را انجام میده یا می گویند که خداوند هوای بنده هاش را دارد.
اگر در تاریخ نگاه دقیقی بیندازیم میبینیم که دولت های مقتدر با داشتن ایمان به خدا فعالیت میکردند و در عوض خداوند کمک شان میکرد.ولی باید تاکید کرد کارهایی هم است که برای انسان آسان است میتواند انجام دهد و خدا هم نظاره گر است.
با استارت زدن و نوشتن این مقاله با عنوان ذکر شده در صفحه اول٬اول قدمی باشد برای آگاهی مردم تورک خراسان از تاریخ و فرهنگ به سرقت رفته و نابود شده آن ها و صحبت کردن آنها به زبان شیرین مادری شان که کمک به حفظ هویت است رو جدی بگیرند و بعد هم آگاهی ای باشد برای کسانی که از خواندن کتاب و مجله و…سر باز میزنند و به حرف کانال های فضای مجازی یا به حرف های افراد معمولی که شاید دست نشانده ی دشمنان تاریخ و فرهنگ تورک ها باشند گوش میدهند بدون این که از صحبت های شخص مورد نظر مدرک معتبری بخواهند.
جالب است اگر امروزه سری به درون اجتماع امروزی ایران بزنید کمتر کسی رو پیدا میکنید که از اعماق دلش و با طرز فکر درست جانش را برای میهنش ایران فدا کند انگار یک نوع سر در گمی در بین همه رایج است ولی اگر کسانی را یافتید که جانشان را فداری ایران میکنند این نوع افراد یا جیره خوار رژیم وقت اند که حتی برای به دست آوردن یک لغمه نانجان خود را فدا میکنند یا افرادی اند از دارا بودن یک ذهن تنبل ذلت را به جان خریده اند و بازیچه ی افرادی شده اند که دم از افسانه گویی و خیال بافی میزنن که بیشتر مردم جامعه بدون هیچ چون و چرایی حرف های آن ها را قبول میکنند که این افرادی که خیال پردازی میکنند در کشور های اروپایی فعالیت های خودشان را ادامه میدهند.
حرف اصلی این است انسان باید استقلال فردی داشته باشد و افکار و اعمال او تحت پیروی از افراد سودجو و حیله گر نباشد.اول باید انسان خودش رو بشناسد و بعد در مورد جامعه ای که درون آن زندگی میکند تصمیم بگیرد.استقلال داشتن یک فرد به طرز تفکر او خیلی کمک میکند انسان زمانی به استقلال فردی میرسد که پیوسته در حال جست و جو و در زمان های مناسب در حال مطالعه در هر زمینه ای{اقتصادی٬فرهنگی٬تاریخی٬سیاسی و…} باشد.
اگر امروزه با کسی روبه رو می شوید که دم از وطن پرستی میزند به طرز عقیده او شک کنید٬او در قدم اول از روی چشم رو هم چشمی این جور دم از وطن پرستی میزند.که این احساس در او ایجاد شده.
اگر حس وطن پرستی در شخصی از چشم روی هم چشمی به وجود بیاید باید فهمید که این حس یک حس پوچ است که سریع از یادش میرود.که امروزه بیشتر جوانان کشور به این حس مبتلا میشوند.اگر کسی به این حس دچار شد در یک سوال ازش بپرسید چرا وطن پرستی وطن اصلی تو کجاست؟تو و اجدات ازکجا آمده اند؟و کالا زندگی ازش رو بخواهید٬کمتر کسی است که در عالم وطن پرستی به این نوع سوالات پاسخ بدهد.

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن