خانه / ایران / نیکتا کیست و چرا و چه کسی به جمجمه او شلیک کرد؟؟ / ناگفته های از زندگی نیکتای 14 ساله / مصاحبه اختصاصی بایداق با چند دوست نیکتا

نیکتا کیست و چرا و چه کسی به جمجمه او شلیک کرد؟؟ / ناگفته های از زندگی نیکتای 14 ساله / مصاحبه اختصاصی بایداق با چند دوست نیکتا

نیکتا اسفندانی متولد اردیبهشت ۱۳۸۴ که در اعتراضات اخیر در ۲۵آبان ۱۳۹۸ در ستارخان در اثر شلیک ماموران خلافت اسلامی جان سپرد.

 صحبت های بایداق با چند دوست نیکتا اطلاعات خفته و پنهان عجیبی را درباره نیکتا میدهد!

یکی از دوستان نیکتا به بایداق می گوید:
🔹نیکتا واقعا دوست داشت بمیرد.

وقتی چرایی این گفته را از وی میپرسیم، میگوید:

🔹الان نصف نوجوون ها میخوان بمیرن با این شرایط جامعه.

دوست دیگر نیکتا که از مرگ وی خیلی ناراحت هست می گوید:

🔹خیلی گریه کردیم خیلی من هنوز باورم نمیشه نه تنها من بلکه کسایی که باهاشون فامیل و دوست بودنم باورشون نمیشه.

🔷 و دوست دیگری حاضر میشود درباره روابط خانوادگی وی بگوید، درباره اینکه وی در یک خانواده طلاقی زندگی میکرده، با پدر مذهبی و خواهرش زندگی میکرده است.
نیکتا از نگاه های سنگین اجتماع و خانواده و فامیل فراری میشده است!
🔷به گفته یکی دیگر از دوستان وی نیکتا زندگی راحتی نداشته است! او با پدرش و خواهرش در یک زیر زمین زندگی میکرده است. فقر اقتصادی از نیکتا یک نوجوان (کودک) کار میسازد! و نیکتا را از مدرسه نظام مافی خداحافظی داده و به فروشندگی در یک مغازه توی خیابان شمشیری میبرد!
نیکتا در سن ۱۴ سالگی هر بلایی را تجربه میکند، فروشنده و بازاری میشود، با دوست باب و ناباب همراه میشود[اطلاعات کامل به خواسته دوستان وی انتشار داده نمیشود] تا نهایتا با جان دادنش سخت ترین و بی بازگشت ترین راه ممکن را نیز تجربه کند!
بدون شک نیکتا نه تنها شهید یک راه حق طلبانه است، بلکه نیکتا و زندگی سخته نیکتا تصویر واقعی جامعه بیمار و خسته و رنجور ایران است، نیکتا و زندگی اش تصویر تبعیض و ظلم در جامعه ایران است!
نیکتا ، برای آزادی، برای برابری، برای اینکه در قفس تبعیض جنسیتی تا ابد زندگی نکند میمیرد!
نیکتای ۱۴ساله را باید نیکیتای ضد استبداد و برابری طلب دانست.
نیکتایی که نمیخواست سرنوشت زندگی اش مثل مادرش باشد، مثل میلیونها زنی که زیر پنجه پولادین تبعیض اسلامی له میشوند.

نیکتای زیبارو، نیکتای جوان، تنها شادی میخواست، آزادی میخواست، برابری میخواست، میخواست مثل یه دختر ۱۴ ساله هلندی، فرانسوی، انگلیسی ، آمریکایی، کانادایی، زندگی کند، نه یک فروشنده ۱۴ ساله باشد که مجبور به تجربه هر سختی حتی مرگ باشد.
معلوم نیست نیکتا چگونه به آنجا رفت! با حال خوب، بد! اما هرچه بود نیکتای ۱۴ ساله خسته بود از این جامعه! جوری خسته که بقول دوستش :
🔹 نیکتا خیلی دوست داشت بمیرد!
و آن نظامی،جمجه ای مظلوم تر از این جمجمه دخترک ستم دیده ندید و نشانه اش گرفت.
ماشه چکانده شد و نیکتا به آرزویش رسید!
به راستی، آیا سوال کرده ایم بر سر ما چه آمده است که نیکتاهایمان در سن ۱۴ سالگی آروزی مردن دارند؟

🔴آری فکری که از جمجه ای رهبری این نظام صادر شده بود باعث شد تا گلوله از تفنگ آن مدافع نظام بیرون جهد و بسرعت برق در جمجه ظریف و زیبای نیکتا فرو نشیند.
نیکتای ستم دیده ، مرد!
مغزی که میتوانست پر از رویاها و آرزوهای زیبای فردا باشد. اما گویا فقر و ستم فقط آروزی مرگ را در آن قرار داده بود و میخواست وی را با این کار به آرزویش برساند.
آیا بحق نیست که بگوییم ، نیکتا را :

✔فقر و نبود اقتصاد
✔ستم پدر و مذهبی گرایی های وی
✔نبود آزادی اعتقادی و ستم دینی در جامعه
✔سیستم برده داری زنان و ظلم به زنان
✔سیستم راسیت، فاشیت و یکه نگر که از سال ۱۳۰۴ رضاخانی تا کنون یقه ی این خاک را گرفته است!
✔و هزاران بلای دیگر در این جامعه
جمجه ی وی را هدف قرار داد!

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن