خانه / مقالات / دنیای ترکان / نابودی زبان مادری فنای هویت ملی است – عباس نیکروان

نابودی زبان مادری فنای هویت ملی است – عباس نیکروان

همیشه با وعده آبادانی ،پیشرفت و مدرنیته سر از سرزمین ملتی در می آورد که هستی ملی خود را نادیده گرفته و اسیر از خود بیگانگی فرهنگی گردیده اند. استعمار با خود سیاست های ننگین الیناسیون و آسمیلاسیون و در نتیجه استثمار را نیز به ارمغان آورده و به تاراج هستی مادی و معنوی ملل اسیر در چنگالش می پردازد. اولین دارائی که با سرکوفت و ذلیل انگاشتن ملتی که وطنش مستعمره گردیده به تاراج می برد، زبان و در راستای آن هویت ملی آن ملت است .
با از بین رفتن زبان که اصلی ترین مؤلفه ی هویت ملی و قدرتمندترین ابزار حفظ و توسعه میراث ملموس و غیر ملموس انسان‌هاست کار برای استثمار و به تاراج بردن تمامی هستی آن ملت تحت ظلم و ستم آماده می گردد. زبانی که بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ ملتی ‌است که به آن زبان سخن می‌گویند، نماینده‌ی هویت آن‌هاست؛ و دنیای آن‌ها را آن‌طور که بوده و هست و یا آنگونه که باید باشد، تشریح می‌کند.
در واقع “زبان” با گویندگانش زنده است؛ و زبان مادری از مولفه‌های اصلی هویت و کرامت انسانی‌است و داشتن و رشد و پرورش آن حق مسلم و طبیعی هر بشری شمرده می‌شود. به باور آگاهان حقوقی و زبان شناسان شناخت زبان مادری یکی از ملزومات انسانی است و هرانسانی برای شناخت خود و ریشه خود و نیز برای رشد خود باید با زبان مادری خویش نه تنها آشنا باشد، بلکه در شناخت و یاد گیری آن بکوشد.
دکتر تووه کانگاس استاد و نظریه‌پرداز در زمینۀ زبان مادری می‌گوید: زبان مادری زبانی است که انسان به آن می‌اندیشد و خواب می‌بیند، زبان‌ مادری چون پوست تن است و دچار تغییر نمی‌گردد و زبان‌های دیگر پوششی بیش نیستند و می افزاید توانایی در زبان مادری، کودک را در فراگیری زبان‌های دیگر نیز توانا می‌سازد. اما تصور کنید کودکی آزربایجانی را که تا 6 سالگی به زبان مادری خود اندیشیده ،شنیده و سخن گفته اما از آن سن که پا به مدرسه و آموزش گذارده مجبور گردیده به زبانی غیر از زبان مادری خود آموزش ببیند ،شاید برای یک دانش آموز زجر آورتر از این نباشد که به زبان دیگری بشنود و بخواند و دوباره در ذهن خود کار ترجمه انجام داده و بیاندیشد و عمل دیگر، دوباره آن اندیشیدن خود را ترجمه نموده ، بنویسد ، سخنرانی بنماید و ملزمات تمسخر کودکانی را فراهم آورد که به زبان آنان سخن می راند و می نویسد، این سرکوفت و سرزدگی باعث از خود راندگی فرهنگی کودک آزربایجانی شده و این کودک چون همیشه مجبور به تکلم استرس گونه نسبت به کودکانی است که به زبان مادری خود می آموزند دچار احساس ضعف و حقارت گردیده و در نتیجه ذوب در زبان و فرهنگ دیگری حاصل می شود.
همچنین دشواری فهم زبان آموزش (زبان بیگانه )موجب وابستگی هر چه بیشتر کودک به زبان شفاهی گردیده و امکان موفقیت او را در نظام آموزشی معیار تحت تأثیر قرار میدهد. نتیجه نهایی چنین فرایندی در مناطقی که زبان آموزش و زبان مادری کودک یکسان نیستند افزایش افت تحصیلی، ترک تحصیل زود هنگام دانش آموزان، دشواری رقابت با دیگران در ازمونهای سراسری، تقویت حس خصومت با زبان رسمی آموزش است و در نهایت تشدید واگرایی در حوزه سیاسی است.
ملتمان دانستنی اند، تاکید بر حق آموزش به زبان مادری پیش از هر چیز از این فرض ناشی می‌شود که تنوع زبانی و فرهنگی که جزء ارزشهای انسانی و از عوامل انسجام بخش جوامع بشری است جز از طریق حق آموزش به زبان مادری حفظ نمی شود. زبان بزرگترین سرمایه فرهنگی، از مهمترین مولفه‌های هویتی و بنیادی ترین عامل استمرار و انتقال فرهنگی بین نسلی است. یکی از بدیهی‌ترین حقوق هر انسان آن است كه به زبان خودش صحبت كند، بنویسد و بخواند زیرا همه زبانها جز میراث فرهنگی بشریت محسوب شده و در کلیت خود بخشی از حقوق ملتی است که به آن زبان تکلم می کنند. مرگ هر زبانی به معنی مرگ ناگزیر حافظه جمعی، عواطف، دانش، تجربیات، تاریخ و در یک کلام هویت یک ملت و بخشی از بشریت است. زبان مادریمان نتیجه و برآمد تلاش هزاران ساله ملتمان است و وقتی می میرد در واقع تلاش هزاران ساله ملتمان از دست رفته است.
با مرور مختصر قانون اساسی کشور و میثاق نامه های بین المللی که حاکمان سرزمینمان به امضا رسانده اند خواهیم فهمید که ذهن مریض دیکتاتوران و نژادپرستان تندرو هنوز اسیر کشورگشایی و استعمار فرهنگی است و با زبان گستری سرکوب گرانه ی خود عزم خود را در نابودی زبانمان جزم نموده و چشم به روی جنایت بشری که در قبال ملتمان به انجام می رسانند بسته اند.
بر اساس ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در کشورهایی که اقلیت‌های قومی، مذهبی یا زبانی وجود دارند(جالب توجه اینکه ملت آزربایجان جنوبی نه جز اقلیت بلکه اکثریت ساکن جغرافیای سیاسی به نام ایران می باشند و اگر دیگر تورکان ساکن در این جغرافیای سیاسی را نیز در نظر بگیریم بیش از 50 درصد ترکیب جمعیتی و اکثریت تلقی خواهند گردید) ، مردم متعلق به این ملت را نمی‌توان از حقوقشان محروم کرد. این افراد حق دارند به تنهایی یا با افراد گروهشان زندگی فرهنگی خودشان را اداره کنند و زبان خودشان را به کار برند.
ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز تصریح میکند،تمام کشورهای عضو این پیمان، باید حق مردمانشان را برای آموزش به رسمیت بشناسند و این آموزش باید در جهتی باشد که حقوق و آزادی‌های اجتماعی را ترویج کند.
ماده ۱۵ این پیمان بین‌المللی حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌گوید هرکسی حق زندگی منطبق با فرهنگ خودش را دارد. قطعنامه مصوب یونسکو در سال ۲۰۰۷ نیز تصریح کرده که حفظ زبان‌های موجود در هر کشور بر عهده دولت آن کشور است و حذف زبان موجب حذف فرهنگ و خود آن ملت می‌شود.
و قابل تاکید میباشد که ایران تمامی این میثاق نامه ها را با تمامی مواد و تبصره هایش قبول و امضا نموده و با بی عوام فریبی عکس آن عمل نموده و میثاق نامه ها را نقض نموده و می نماید.
با توجه به اینکه زبان مادری جزو حقوق فطری است و با تولد کودک این حق برای او به وجود می‌آید و با استناد به اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است)که بر اساس این اصل تدریس زبان‌های دیگر ملل ساکن آزاد است، متاسفانه تضمینی برای اجرایش در نظر گرفته نشده و دولت را موظف به فراهم نمودن شرایط اجرای این اصل قانون اساسی نکرده و با یک پارادوکس فاحش در ماده بعدی تدریس زبان عربی به عنوان یک اجبار از پایان دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه در نظر گرفته شده است. در حالی که با توجه به این اصل اساسی، درصورتی‌که متکلمین به زبانی غیر از فارسی در ایران خواستار تدریس ادبیات خود باشند، دولت بایستی مکلف می بود، امکانات لازم از قبیل کتاب، معلم، فضای آموزشی و… را در چارچوب مدارس دولتی برای آنها فراهم کند.
این امضاهای دروغگونه ی میثاق نامه های بین المللی و اجرای سلیقه ای قانون اساسی کشور، نشانگر تبعیض علنی و سرکوب و پایمال حقوق ملی ملت آزربایجان جنوبی است.
چه کسی است که نداند بقای هویت ملی و هستی ملتمان راهکاری جز استقرار حاکمیت ملی در وطنمان آزربایجان را ندارد.

این مطلب را شیر کنید

Check Also

قاشقایی و اونون فولکلورو

کتاب قاشقایی و اونون فولکلورو به معنی قاشقایی و فولکلورش نام کتابی ایست که توسط …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن