خانه / مقالات / دنیای ترکان / مقایسه مقام زن در شاهنامه فارسی و دده قورقود ترکی

مقایسه مقام زن در شاهنامه فارسی و دده قورقود ترکی

کتاب دده قورقود در تاريخ ادبيّات تورک تنها کتابي است که بعد از گذشت حدود هزار سال از نگارش آن هنوز طراوت و تازگي خود را از دست نداده است..ديدگاه هاي اين دو کتاب معتبر، در باره ي بيشتر مسايل بخصوص درمورد يکي از دو رکن جامعه يعني زن متفاوت و گاه متناقض مي باشد. اين نوشته يک بررسي اجمالي وکوتاه مي باشد از مقايسه اين دو کتاب در باب زن، نقش او و نحوه نگرش به او.

شاهنامه کتابي که سمبل فرهنگ غالب جامعه ما گرديده و بسياري از آن به عنوان يک ويترين با ارزش براي تمدن و فرهنگ اين سرزمين ياد مي کنند ويتريني که نيمي از جمعيت اين جامعه را به باد توهين و تمسخر گرفته است و دده قورقودشاهکار فولکلوريک دنياي تورک منتها با مظلوميتي همپاي زبان مادري آنها! سرشار از مفاهيم اصيل و ناب انساني و مملو از عشق ومدنيت! براستي چه چيزي سبب ميشود اين داستانهاي گران سنگ به عنوان مهمترين اثر مکتوب ترکي به حساب آيد . آيا فقط چند داستان زيباست که باعث ميشود سال 1999 توسط يونسکو بعنوان سال جهاني « ددهقورقود » نام بگيرد ؟

فردوسي در شاهنامه معتقد است که مرد در زندگي نبايد با هيچ زني مشورت کند چون هيچ زني داراي” راي و تدبير” نيست و زني “راي زن”يعني صاحب انديشه و تدبير در دنيا پيدا نمي شود لذا مي فرمايد:

(1) مکن هيچ کاري به فرمان زن

که هرگز نبيني زني “راي زن”

در اولين بخش کتاب دده قورقود ديرسه خان بدليل نداشتن فرزند در يک مهماني تحقير مي شود اما

او نه تنها اين حقارت را به گردن همسر خويش نمي اندازد بلکه با او مشورت کرده و گوش به مصلحت

انديشي هاي خانم خويش مي سپرد و در نهايت رسيدن به آرزوي فرزند را در سير کردن شکم

گرسنگان اداي قرض بدهکاران مي يابد و با اين کار انساندوستانه به آرزوي خويش ميرسد.و صاحب فرزند می شود.

فردوسي معتقد است که در زندگي فرد “به اختر”يعني نيک اختر و خوشبخت کسي است که اصلا از

بيخ و بن دختر نداشته باشد و اگر خانواده اي صاحب دختر باشد خانواده بدبخت محسوب مي شود او

مي فرمايد:

(2)به اختر کس آن دادن که دخترش نيست

چو دختر بود روشن دخترش نيست

(3) که را از پس پرده دختر بود

اگر تاج دارد بد اختر بود

دختر کشي و سر بريدن دختر بلافاصله بعد از تولد از توصيه هاي فردوسي است تا پدر دختر دچار حيله

و نيرنگ دختران نگردد.اين توصيه نسل اندر نسل مي بايد عمل گردد و پسري که به وصيت پدر و نياي

خود عمل نکند عاقبت دچار حيله و نيرنگ دختر ميگردد.فردوسي با ياد آوري اين توصيه نياکان با تاسف

مي فرمايد:

(4)مرا گفت چو دختر آمد پديد

ببايستش اندر زمان سر بريد

نکشتم،بگشتم از راه نيا

کنون ساخت بر من چنين کيميا

فردوسي دختر را باعث سرافکندگي خانواده بر ميشمرد ومعتقد است دختر غير از عيب بر محاسن

خانواده چيزي نخواهد افزود لذا در مورد سوالي در رابطه با دختران مي فرمايد:

(5)چنين داد پاسخ که دختر مباد

که از پرده عيب آورد بر نژاد

در کتاب دده قور قود فرزند دختر و پسر هردو گرامي داشته مي شوند و هيچ کدام نسبت به ديگري

برتري پيدا نمي کند.پدري که دختر ندارد هماندد مردي که فرزند پسر ندارد براي رسيدن به خواسته

قلبي خويش مورد دعاي جوانمردان ايل قرار مي گيرد. در داستان پسر باي بورا (بامسي بيره ک) در

کتاب ده ده قورقود مي خوانيم که “باي بورا”به خاطر نداشتن پسر، آه و ناله اش به آسمان بلند مي

شود تا اين که سران قبيله به درگاه خداوند دست دعا بلند مي کنند تا خداوند پسري به “باي بورا”

بدهد در اين هنگام “باي بيجان” يکي ديگر از سران قبيله از مردم مي خواهد که از خداوند تعالي

دختري را براي او بخواهند.

(6) در شاهنامه بيشتر زنان نسبت به وطن و خانواده خود خائن محسوب مي شوند و در نتيجه

اعمال خود آبروي وطن و خانواده خويش را ميبرند.منيژه و فرنگيس دختران افراسياب نيز موجب

شرمندگي خانواده خود و ميهن خويش هستند.سودابه همسر کيکاووس پادشاه ايران از آن زنان

شهوت ران است که دايم در تلاش براي ارتباط با پسر کيکاووس است .

انحطاط اخلاقي در داستانهاي شاهنامه به قدري شديد بوده که حتي متاسفانه دو فرزند از يک شوهر

نميشد پيدا کرد چنانکه ملکه “شهرو” که صاحب سي و اند فرزند است براي نمونه دو فرزندش از يک

شوهر نبودند:

(7)بچه بوده است “شهرو” را سي واند

نزاده است او ز يک شوهر دو فرزند

يکايک را ز ناشايست زاده

بدايه دايگاني شير داده

البته اين انحطاط اخلاقي در نهاد خانواده حتي به رابطه “پدر_ دختر “نيز رسيده بود و “بهمن” پادشاه

ايران عاشق “هماي” دختر خود شده و “هماي” از پادشاه ايران به “دارا” پادشاه بعدي ايران حامله شده بود

فردوسي مي گويد:

(8)يکي دخترش بود نامش هماي

هنرمند و با دانش و پاکراي

همي خواندي ورا چهره زاد

ز گيتي به ديدار او شاد

پدر بر پذيرفتنش از نيکويي

بدان ديد که خواني همي پهلويي

این مطلب را شیر کنید

Check Also

ثبت جهانی «دده قورقود» از طرف یونسکو

یونسکو «داستان‌ها، موسیقی و فرهنگ دده قورقود» را بعنوان میراث فرهنگی به نام کشورهای جمهوری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن