خانه / ایران / لباس نامزدی یم مرا بلعیده است: نگاهی انتقادی بر فعالیت های سیاسی تورکان جنوب ایران.

لباس نامزدی یم مرا بلعیده است: نگاهی انتقادی بر فعالیت های سیاسی تورکان جنوب ایران.

“عیسی رحمانی”
چاپ شده در نشریه آچیق یول.
تاریخ چاپ:96/2/25

نقصان در بینش سیاسی را باید نوعی نارسایی فکری دانست! و اگر جامعه ای به این نقیصه دچار باشد، فعالیتهای به اصطلاح سیاسی افراد آن را باید با هیجانات زودگذر دوران بلوغ یک نوجوان مقایسه نمود.
موضوع سخن به طور خاص بر محور نقایص ساختاری در بینش سیاسی تورکان جنوب ایران است. جامعه ای چند میلیونی و متشکل از چندین اتحادیه قومی و ایلی تورک که متاسفانه بواسطه رفتارهای سیاسی غیر حرفه ای افرادش، روز به روز بیشتر و بیشتر از سهمیه مشارکت سیاسی کلان خود در اداره امور کشور می کاهد.   
واقعیت این است که جهان غرب پس از قرنها سلطه امپراتوری های شرقی(بخوانید امپراتوری های تورک) بر بخش وسیعی از جغرافیای زمین که در واقع باید از آن دوران بعنوان عصر گسترش اسلام در برابر مسیحیت نام برد، در پی باز نگری های عمیق به بنیان های ساختار بخش جامعه بر آمد و نتیجه آن چیزی نبود جز، ایجاد یک ظاهر فریبنده برای جهان غرب که می گفت:
‘من ماخذ تمام علم و فلسفه مدرن هستم!’
ادعایی که حتی طرح آن نیز توانست به آسانی بخش عظیمی از ساختار سنتی ذهن شرقی را که تقریبا هیچوقت با محدودیتهای چارچوب محور تفکر غربی مواجه نشده بود، در هم بشکند!
تورکان هزاران سال در هماهنگی با آزاد منشی طبیعت قالی می بافتند و موسیقی می نواختند و می جنگیدند، اما متاسفانه این غربی ها بودند که اغلب با سرقتهای سازمان یافته، برای پارامترهایی اعم از نوع و درصد و کیفیت رنگ و پشم و تار و پود قالی ها یا فواصل منظم میان بند های موسیقی و یا ترکیب آلیاژ لوله تفنگها و توپهای جنگی، فرمول سازی کردند تا بدین طریق به صاحبخانه بودن خودشان در کره خاکی تاکید کرده باشند!
و مسلما در کنار این ادعا که منجر به تفکیک زمین از جهان اول و دوم و سوم گرفته تا قاره های سفید و زرد و سیاه و … گردید، ملزومات آن نیز طی دهه ها و حتی قرنها اندیشیدن در پستو های قلعه های سنگی به جا مانده از قرون وسطی فراهم گشته بود. که می توان نتایج ثانویه آنها را در قالب جعل گسترده تاریخ و تلاشهای سازمان یافته جهت به ابهام کشیدن هر آنچه که به فرهنگ بومی و اصیل خاورمیانه مربوط می شود، نظاره کرد.
خلاصه کلام اینکه ما به مرور تبدیل به بومیان خاورمیانه مدرن شدیم! در حالی که غربی ها روز به روز خود را به تلقی ما از سفرای اتو کشیده جهان مدرن که  عطش کنجکاوی های بشر دوستانه شان را با پیچیدن نسخه های علمی و فرهنگی و تاریخی برای بومیان قبیله نشین!! خاورمیانه، سیراب می کردند،  نزدیک و نزدیک تر نمودند. 
به هر حال از میان برداشته شدن ساختارهای بهم تنیده و گاها پیچیده اجتماعی، به خصوص در میان جوامع تورک بواسطه سیاستهای استعماری غرب، عرصه را جهت ظهور یک آشفتگی اجتماعی و سیاسی آماده کرد که پس از چندین دهه هنوز شاهد تبعات مخرب آن هستیم.
پروژه ای که سیاست گذاری هایش همچنان و با قدرت بیشتری ادامه دارد و مثال بارز آنرا می توان در دخالتهای مزدورانه جهان غرب در تاریخ بلعی های مدرن و تلاش جهت باز تعریف نقشه های سیاسی خاورمیانه به اصطلاح جدیدشان شاهد بود.
پس شاید نبایست خیلی هم بی انصاف بود و این ضعف سیاسی تورکان جنوب ایران را به یک غفلت ناشی از تنبلی و یا تصمیمی خود خواسته گره زد! مرضی که فوتبالیست را وادار به پیشنهاد لیست کاندیداهای شورای شهر می کند و سیاستمدار (بخوانید سیاست باز) را در ازای سکوتی کشنده و تهوع آور وادار به رانت خواهی از حزب متبوعه اش. در حالی که ریش سفید و کد خدا و … را به پوستر تبلیغاتی کاندیدک های از پیش شکست خورده بدل کرده است تا مهر بطلانی زده باشد بر هر آنچه که شاید می توانست روزی صدای رسای سرخوردگی سیاسی این جامعه باشد.
مرضی که از ترس سرایتش شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان شیراز را با چندشی ظاهرا اجتناب ناپذیر، مجبور می کند!!!! در لیست به اصطلاح اصلاح طلبانه شان از جمعیت یک سومی تورکان شیراز و از میان بیش از سیزده کاندیدای این لیست فاخرانه! حتی یک چهره شناخته شده تورک را به مرکز همیشه والای جبهه اصلاحات معرفی نکنند! (تاریخ نگارش این مقاله به قبل از انتخابات اخیر برمی گردد و خوشبختانه!!! در روزهای بعد، با اعمال فشار و رایزنی های خسته کننده از جانب افراد ذی نفوذ، فقط و فقط یک تورک را در لیست مذکور پذیرفتند!!)
مرضی که، کاندیداهای تورک را با عطشی وصف ناپذیر وادار می کند با خودنویسهای اصلشان (که صرفا جهت همین دوره انتخابات خریداری شده اند) از لابلای سطور این میثاق نامه سیاسی به سیاهه های آن تفاهم نامه حزبی و از گره های کور این امضای مصلحتی به صفرهای پر تعداد و گره گشای آن چک تضمینی بکوچند در حالی که هنوز فرصت نکرده اند حتی مارک روی آستین کتهایشان را بکنند تا به مانکنهای تبلیغاتی شرکتهای تولیدی لباس تبدیل نشده باشند!
مرضی صعب العلاج که چون ویروسی به شدت مسری ساختارهای بنیادین سیاسی جامعه تورک جنوب ایران را هدف قرار داده است و روز یه روز بیشتر و بیشتر در لایه های عمیق ذهن این جماعت رسوخ می کند و شانس حیات سیاسی آنها را در قالب یکی از طیفهای تاثیر گذار رنگین کمان اقوام ایرانی، به مرور کمتر و کمتر می کند.
اما آیا واقعا این مرض را می توان نقطه پایان و تیر خلاص بر تمام آرزوهای سیاسی یکی از شاخه های اجتماعی بزرگترین قومیت ایران یعنی تورکها دانست?
آیا باید امتداد حیات سیاسی تورکان ایران و بخصوص تورکان جنوب را در لابه لای بازی های سیاسی چپ و راست و وسط و شمال و جنوب و … جستجو کرد?
یا راه دیگری برای سهم خواهی آنها از ساختار سیاسی کشور وجود دارد?
اگر بحثمان را صرفا به انتخابات پیش روی شوراهای اسلامی شهر و روستا محدود کنیم، باید به یک واقعیت مهم اشاره نماییم و آن اینکه، تحمیل هزینه های سیاسی به احزاب فعال در ساختار قدرت، آنهم از جانب چند صد کاندیدای اغلب کم سیاست، کاری بسیار دشوار و حتی غیر ممکن به نظر می رسد و البته دشوار تر از آن اصلاح زیرساختها و چشم داشتهای سیاسی مبتنی بر برابری حقوق مدنی با استناد به اصول پانزده و نوزده قانون اساسی جمهوری اسلامی، نه در ذهن جمیع تورکان جنوب، بلکه حتی در ذهن درصد پایینی از همین چند صد کاندیدای تورکی است که به امید معجزه با چشمانی براق پشت در های بسته اتاقهای فکر احزاب چپ و راست و بالا و پایین نشسته اند تا شاید شخصی سوار بر اسب سفید از اتاق خارج شود و با لحنی پدرانه بگوید:
“تبریک میگویم! شما برنده خوش شانس یک جایگاه در لیست فاخر ما شدید!”
جایگاهی که دیگر صرفا یک اتفاق مجازی در ذهن یک کاندیدا نیست! آن (بخوانید ایشان) دیگر شخصیت دارد و ملموس است! و حتی روی آستینش نوشته اند:
در جای امن و به دور از دسترس عوام بپوشید! 
او یک لباس اسمارت، آنهم از نوع منورالفکر است که برای بلعیدن یک کاندیدا دهان باز کرده تا محتوایش را بسوی آرمانشهر موعود رهنمون گردد!!
و اگر بخواهیم از این شوخی های گزنده و گاها بی مزه متن فرار کنیم در پایان باید گفت:
تا وقتی که ما دچار مرض آشفتگی ذهنی در زیرساختهای سیاسی مان هستیم، هرگز نخواهیم توانست به یک وزنه سیاسی بدل گردیم و تا وقتی که ساختار قدرت احساس نکند ما نیز بعنوان بخشی از جان برکفان همیشگی دفاع از این خاک دارای وزنه سیاسی و اجتماعی مقبول هستیم، بخشی از سکان جامعه سیاسی را به عهده ما نخواهد گذاشت.
بیایید برای یک بار هم که شده از دام منیت رها شویم و از خود بپرسیم:
آیا اگر من قادر به اعمال نظر بودم، جامعه سیاسی تورکان جنوب را مستحق دخالت در تصمیمات کلان سیاسی اعلام می نمودم؟!
آیا اساسا جامعه فوق پتانسیل سامان بخشیدن به یک حزب سیاسی را دارد؟
و در پایان، آیا خود آنها به دور از تمام هیجانات استهلاک آور، واقعا و باتنا مشتاق همیاری سیاسی جهت اعتلای نام ایران اسلامی در کنار و به کمک سایر اتنیکهای این سرزمین هستند؟

این مطلب را شیر کنید

Check Also

روحانی: نمی‌دانیم پایان کرونا کی هست مردم دست‌ها را شسته و ماسک بزنند

به گزارش «سایت خبری تحلیلی _ بایداق »  حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در جلسه ستاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن