خانه / عناوین اخبار / سید محمد خاتمی و تفکر پانی ، خاتمی جواد طباطبایی عمامه دار است / عبدالعزیز عظیمی قدیم

سید محمد خاتمی و تفکر پانی ، خاتمی جواد طباطبایی عمامه دار است / عبدالعزیز عظیمی قدیم

سید محمد خاتمی و نژادپرستی

عبدالعزیز عظیمی قدیم

شخصیتی با سواد آکادمیک که با پیشتهاد اصلاح‌طبانی چون شیخ مهدی کروبی و سایر اعضای مجمع روحانیون مبارز کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد و به دلیل داشتن کاراکتر اندیشمندانه خاص به سرعت مورد توجه جریانهای سیاسی داخل دانشگاه‌ها و مطبوعات کشور گردید که همگی دنبال خلاص کردن اداره کشور از تکروی جناح راست(جامعه روحانیت مبارز) بودند.
دو دوره متوالی با رای بسیار بالا به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد.
دوران ریاست جمهوری ایشان حقیقتا دوران بال و پر گرفتن جریان اصلاح‌طلبی سراسری و هویت طلبی اتنیکی بود.
جریان فکری اصلاح‌طلبانه به تاریکخانه ها و محافل نظامی و امنیتی نیز سرایت کرد.
در این برهه جریان هویت طلبی آذربایجان نیز با استفاده از فضای تجویز شده بر جریان اصلاح‌ طلبی رشد فزاینده‌ای داشت.
در آن برهه به ندرت پیدا می شد فعالان مدنی خود را در مقابل جریان اصلاح طلبی قرار بدهند به جز اندک فعالان با سابقه و یا فعالانی مثل نگارنده که گرایش شدید جناح راستی داشتیم.
دانشجویان دانشگاه‌ها با استفاده از فضای به وجود آمده در انجمن اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت و … در حال طرح کردن حقوق اتنیکی خاصه اصل ۱۵ بودند.
به ناگاه از دل این جنب و جوش‌ها موضوع کاندیداتوری دکتر محمودعلی چهرگانی و راه یافتن ایشان به دور دوم انتخابات مجلس به سنگینی و شخصیت فعالیت‌های مدنی آذربایجان فزونی بخشید.
وزارت اطلاعات با مدیریت سعید امامی(اسلامی) از راه‌یابی دکتر چهرگانی به مجلس ممانعت به عمل آورد. روز انتخابات اعلام شد دو نفر از کاندیداها به نامهای خانم ایران آهور و محمودعلی چهرگانی از ادامه رقابت انتخاباتی انصراف دادند!.
محمد خاتمی که به هر پدیده ای اعتراض می‌کرد بی اعتنا به این فاجعه انتخاباتی با سکوت کامل از کنار این ماجرا گذشت.
سکوتی که مصدق نتوانست در قبال رد اعتبارنامه پیشه‌وری پیشه کند و یک اعتراض جزئی به زبان آورد.
اینجا بود که هویت طلبان آذربایجان که عمدتا دانشجویان بودند به تدریج نسبت به جریان اصلاح‌طلبی بدبین شدند و از حمایت آنها دلسرد شدند.
همان دانشجویانی که از محمد خاتمی دعوت می‌کردند در مراسم قلعه بابک شرکت نموده و سخنرانی کند.
مراسم قلعه بابک مورد بایکوک نشریات اصلاح طلب و محافظه‌کار قرار گرفت و از سوی دیگر اهتزاز پرچم”گاموح” مزید بر علت شد و قوای امنیتی و انتظامی کشور طی یکی دو سال به مراسم قلعه بابک پایان دادند.
حال این‌بار محمد خاتمی به کلیبر می‌آید ولی نه برای شرکت در مراسم قلعه بابک. او را می‌آورند تا با استفاده از محبوبیت و ادبیات خاص او به جریان هویت طلبی آذربایجان خاتمه دهند.
او در جمع مردم کلیبر با کمی ستایش از مردم این منطقه سراغ هدف اصلی این سفر می‌رود و با اشاره به جمعیت می‌گوید: “اینها مردمانی هستند از نژاد پاک آریایی و …”.
به ندرت می‌شد محمد خاتمی از حقوق اتنیکها سخن بگوید و اگر هم می‌گفت در حد نام کلی “اقوام” بود نه حقوق اتنیکی آنها.
ولی در جهت ضدیت با آنها چنان جدی حرف می‌زد که به نظر می‌آید اگر عمامه طلبگی به سر نداشت گوی سبقت را از جواد طباطبایی می‌ربود.
در جمع ایرانیان مقیم نیویورک جملاتی به کار برد که نشان می‌داد او یک باستانگراست و یک برتری خاصی به ایران قائل هست و ایران را متعلق به ملت فارس می داند و سایر اقوام را مهاجر و بلکه مهاجم می‌پندارد. او گفت: ” روح ایرانی در مقابل اقوام مهاجم! تسلیم نشد و ..”
سالها بعد فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که محمد خاتمی با تمسخر یک مداح تورک جوک قومیتی می‌گوید و جمع حاضر نیز می‌خندند.
در مورد این فیلم خاتمی نه عذرخواهی کرد و نه تکذیب.

خاتمی باسواد!، غرق در منیت و بی صداقتی با عشوه خاصی خود را “رئیس جمهور نجیب” لقب می‌داد.
او معتقد بود مقام ریاست جمهوری باعث شده است شخصیت علمی او تحت‌الشعاع قرار گیرد و امیدوار بود بعد از ریاست جمهوری به این جایگاه‌علمی‌نائل آید
این در حالی بود که ایشان از طریق همین مقام ریاست جمهوری مشهور شد و مورد توجه قرار گرفت و بعد از اتمام این دوره به ندرت مورد توجه مجامع علمی قرار گرفت همانطور که قبل از ریاست جمهوری نیز چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت. اشتباه ایشان این بود که خود را با علامه جعفری مقایسه می‌کرد که یک پای آن مرحوم در سمینارهای بین المللی و یک پای دیگر او در دانشگاه‌ها بود.
خاتمی انسان بی صداقتی است که نه شجاعت همراهی هاشمی و کروبی را از خود نشان داد و نه منتقد جدی به کار اشتباه آنها در انتخابات ۸۸ بود. درست است که در آن انتخابات تخلفات وسیعی قبل از انتخابات صورت گرفته بود ولی محمد خاتمی خوب می‌دانست در نتیجه آرای شمارش شده تقلبی صورت نگرفته است.
او نه جرات کرد به تخلفات وسیع انتخاباتی اعتراض جدی کند و نه دوستان خود را از طرح موضوع “تقلب در شمارش آرا ” باز بدارد.

خاتمی هرگاه فضا را سنگین می‌بیند می‌گوید من از دنیای سیاست خداحافظی می کنم لیک وقتی فضا را باز می‌بیند راهکارهای پانزده‌گانه ارائه می‌دهد.
او آدم بی‌صداقتی است از یک طرف پای مصوبه شورای امنیت ملی مبنی بر حصر آیت‌الله منتظری را امضا می‌کند و روز فوت آیت الله منتظری به دنبال پیام تسلیت کوتاه آیت الله خامنه ای،او نیز شیر می‌شود و پیام تسلیت عریض و طویل می‌دهد تا همچنان از شیخ مهدی کروبی و مهندس موسوی جلو بزند.
مهدی کروبی در مورد تاسیس جناح چپ(مجمع روحانیون مبارز) می گوید: ” ..من طرح تاسیس این حزب را دادم…. آقای خاتمی هم گفتند باشد شما بروید پیش امام (ره) اگر موافق بودند من هم هستم فقط تا امام موافقت نکرده‌اند از من نام نبرید..!”

آری محمد خاتمی شخصیتی است که در میدانهای سخت یاران خود را تنها می‌گذارد و در حین عافیت و پیروزی بر علیه رای دهندگان خویش جوک می گوید و آنها را اقوام مهاجم و اگر توانست از نژاد پاک آریایی می شمارد که القا کند نژاد ناپاک هم داریم مواظب باشید متعلق به آن نژادها نباشید.

این مطلب را شیر کنید

Check Also

سخنرانی مانقورد کبیر در تبریز؛ از ترس خشم فعالین ملی آزربایجانی لغو گردید

مسئولان حکومتی شوونیسم فارس در آزربایجان ،با ترس از خشم بوجود آمده نسبت به سخنرانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن