خانه / اجتماعی / دوم اسفند؛ تجدید میثاق با زبان مادری

دوم اسفند؛ تجدید میثاق با زبان مادری

مهدی میابلی – یول‌پرس: قریب قرنی است که عالی جاهان فرهنگی و سیاسی کشور، انواع سیاستهای یکسان سازی زبانی و فرهنگی را در مقابل گروه‌های قومی و زبانی ایران آزموده اند (و همچنان می آزمایند)، با تمام ساز و برگشان به نبرد جغرافیای انسانی و تاریخ این مرز و بوم رفته اند و هربار دست از پا درازتر از این نبرد بازگشته اند.

مهدی میابلی – کارشناس ارشد علوم سیاسی

اولین بار در آغاز حکمرانی سلسله پهلوی بود که طنین پرطمطراق وحدت ملی با استراتژی “وحدت السنه و البسه” همراه با آواهای روشنفکری متجددانه، کمر همت به نابودی تنوع فرهنگی و قومی در ایران بست که پیش از این در برخی ملل اروپایی از جمله در فرانسه، ایتالیا و آلمان امتحانش را پس داده بود. وانگهی این رستنی نامبارک و این علف هرز، در خاک و آب و هوای شرقی که تکثر و تنوع، ویژگی ذاتی آن است هر گز نرست و به بار ننشست.

این سیاستهای آمرانه و بی منطق، هم از آغاز مقاومت و واکنش طبیعی اقوام و مردمان ایران را برانگیخت و در هر بار که ضعف و زبونی بر پیکره دولت ملت مدرن و اقتدارگرای ایران عارض میگشت، نخبگان و مردم اتنیک‌های غیرفارس بر این اصول و سیاستهای ضدانسانی و غیرقانونی می شوریدند.

این شورش‌ها کورسوی نور کوچک بود که در نخستین روزهای خیزش سراسری مردم علیه استبداد و خودکامگی، راهنما و رهبر انقلابیون در آذربایجان شد که ۲۹ بهمن ۵۶ تبدیل به چراغی روشن شد. دمدمه های انقلاب، مردم آذربایجان دوباره حقوق از دست رفته شان را مطالبه کردند. در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب، ایده خودمختاری گروههای قومی و زبانی طنین بلندی داشت که غیر از نمایندگانی چون مقدم مراغه‌ای، حتی روحانی وجیه المله و قابل احترامی چون روانشاد طالقانی نیز از طرفداران آن بود. روند حوادث و تحولات به گونه ای پیش رفت که مطالبات قومی و فرهنگی تنها سهمی ناچیز اما مهم و قابل اتکا در قانون اساسی جمهوری اسلامی گرفت که اصل ۱۵ و ۱۹ از مهمترین یادگارهای آن دوره پرالتهابند. اجرای این اصول تا بدین روز معطل مانده است اما هر روز که می گذشت شکست سیاستهای یکسان سازی و آسیمیلاسیون بیش از پیش آشکار می گشت. بزرگانی چون زهتابی، نطقی، سرداری نیا، فرزانه، هیئت، صباحی و … به تنهایی بار ملتی را به دوش کشیدند و مشعل زبان و ادب و فرهنگ تورکی آذربایجانی را به دیگران و جوانانی سپردند که اکنون با اتکا به آن می توان گفت چالش پیش روی زبان تورکی در ایران دیگر، بقای آن نیست بلکه مهمترین دغدغه کنونی رشد، بالندگی، شکوفایی و آفرینندگی است.

اکنون پس از گذشت از چهل سال از انقلاب اسلامی و حدود یک قرن از تأسیس دولت مدرن ملی در ایران، هنوز هستند کسانی که  که تلقینات کهنه، تفرعن آمیز و قی آور باستانگرایانه با محوریت زبان پارسی و نژاد آریایی را تکرار می کنند، سیاست های یکسان‌سازی را بر سر هر کوی و برزن جار می زنند و آموزه های ضداخلاقی، غیرمنطقی، غیرحقوقی و دور از مصلحت پیشینیانی چون افشار و کسروی را در هیئت و مکتب موسوم به «آذری ها» بازتولید می کنند. اینان همچنان هویت، هویت، هستی، توان و توش مردم آذربایجان را نفی و انکار می کنند غافل از آنکه سیاست نفی و انکار و تحریف پیشینه فرهنگی و تاریخی دیگران، سالهاست که شکست خورده است. مقاومت در برابر خواسته های بحق مردم آذربایجان هیچ سودی ندارد. ضرب المثلی عربی است که می‌گوید: «من جرب المجرب، حلت به الندامه» (۱)  (آزمودن آزموده ها خطاست). آیا هنوز نفهمیده اند که مخالفت با تدریس زبان مادری دیگر در دنیای کنونی هیچ معنا و مفهومی ندارد و مغایر با تمامی معیارهای حقوقی پذیرفته شده داخلی و بین المللی است؟ کسانی که تلاش مردان و زنان آذربایجانی در راه آموزش زبان و فرهنگشان را سد می کنند و کودک وار قطار آزادیخواهی مردمی را سنگ می زنند، سرنوشتشان همانی است که افشارها، کسرویها، شیخ الاسلامی ها و … بدان دچار آمدند؛ تکرار شکست ها و ناکامیهای بزرگان و رهبرانشان.

اکنون بر همگان روشن است که تعریف هویت ملی بر محور «اصل خون» دیگر اصالت و اعتبار خود را از دست داده است. مطابق این تعریف، اگر ایران و هویت ایرانی را در بستگی و تعلق به زبان فارسی و نژاد موهوم آریایی بدانیم، بخش عظیمی از مردم ایران، خصوصاً عربها و تورکها دیگر ایرانی نیستند. فهم این واقعیت که انطباق مرزهای سیاسی، فرهنگی و طبیعی در ایران متکثر و چندقومی غیر ممکن است و تلاش برای ایجاد آن هر بار شکست مفتضحانه ای را رقم زده است، ما را بر آن میدارد که دولتها را به تدوین و اجرای سیاست های تکثرگرایانه وادار و متقاعد کنیم تا در سایه آن تنوع و تفاوت فرهنگی، قومی و زبانی همچنان حفظ و زیبایی های شکوهمند زبانها و فرهنگهای مختلف در سایه آنها هر روز بیشتر و بیشتر به منصه ظهور گذارده شود. اکنون جوانان و مردمان آذربایجانی رمز این پایداری را دریافته اند. با موهنان به فرهنگ و زبان آذربایجان اتمام حجت تاریخی می کنند و پیوسته در رفعت بنای زبان شکوهمند تورکی آذربایجانی خشت بر خشت می گذارند. دوم اسفند هر سال را با نام زبان مادری جشن می گیرند و بر سر حفظ و گسترش زبان مادری خود در عین احترام به داراییهای فکری و فرهنگی دیگران، پیمان دوباره می بندند.

(۱)  این ضرب المثل در شعری از حافظ شیرازی آمده است:

هر چند کآزمودم از وی نبود سودم

من جرب المجرب حلت به الندامه

این مطلب را شیر کنید

Check Also

نماینده مردم شبستر : «بسندگی فارسی»با اصل ۱۵ قانون اساسی مغایرت دارد

نماینده مردم شبستر در مجلس شورای اسلامی گفت: مطرح کردن «تست بسندگی زبان فارسی» با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن