خانه / عناوین اخبار / خواجه طوسی یا ساوه ای؛ به مناسبت روز مهندس!

خواجه طوسی یا ساوه ای؛ به مناسبت روز مهندس!

دانشمندان متعلق به همه جهان هستند.و اگر اصرار بر ذکر ملیت و هویت آنهاست در حقشان خیانت نکنیم !!

به گزارش بایداق – پنجم اسفند ماه در ایران روز بزرگداشت خواجه نصرالدین است و این روز به عنوان روز مهندس در جامعه شناخته شده است . درباره زندگی خواجه ابهامات فرواوانی وجود داشته و دارد سال های اخیر در باره زندگی وی وب سایت بی بی سی فارسی مقاله ای  نوشت که ایشان را مرد علم فارس زبانان جهان معرفی می کرد!

آنچه در کشور ایران اتفاق می افتد شاید در جوامع علمی و بخصوص علم تاریخ برخلاف حق و حقوق ملی و انسانی باشد .چرا که معرفی تاریخ گذشته و امروز به یک نام در سیستم یکسان سازی فارسی پذیرای بسیاری از جوامع نبوده و نیست . معرفی کردن ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی از تبار ازبک های خوارزم که نام امروزی الگوریتم از وی گرفته شده است نمونه ای از دیگر تحریفات در اطلاعات تاریخ است .  

درباره خواجه نصیر الدین نیز چنین اتفاقی افتاده است . در بسیاری از رسانه های ایرانی نیز هر ساله سعی فراوان می شود تا آن دانشمند بزرگوار را اهل طوس و فارس زبان معرفی کنند به امید آنکه ملیت واقعی ایشان یعنی ساوه ای بودن وی به فراموشی سپرده شود!  رسانه های بریتانیائی که از سالهای سال این کار را شروع کرده اند نیر بیشتر از این نمی توان انتظار داشت، زیرا شعار آنان، «تفرقه بینداز و حکومت کن» است ولی از رسانه های ایرانی انتظار مراعات حال هموطن و اجرای عدالت میرود. با علم بر آنکه مردم ساوه و حومه، همه از تبار ترکان هستند، تأکید افراطی بر فارس بودن ملیت خواجه نصیرالدین، می تواند باعث تبدیل رقابتهای قومی به کدورتهای قومی شود. با یک پسوند «طوسی» آن دانشمند ساوه ای، فارس زبان نمی شود، همانطور که فخرالدینعراقی، شاعر شهیر ترک اهل کمیجان (از توابع اراک)، با یک پسوند «عراقی» عرب تبار نشده است. قاعدتاً اگر رسانه ها بیطرف باشند، نیاز چندانی بذکر ملیت دانشمندان حس نمی شود زیرا آنان متلق به همه جهان هستند ولی اگر اصرار بر ذکر ملیت داشته باشند، در آنصورت باید ملیت صحیح را بیان کنند و دچار تعصبات قومی نشوند.

زادگاه و تولد:

در باره‌ي زادگاه خواجه نصيرالدين همچنان اختلاف است بعضي کتاب‌ها و منابع پدر وي را «شيخ وجيه الدين محمد بن حسن» از بزرگان و دانشوران قم مي‌دانند اما در اکثر منابع وي را زاده روستاي جهرود ساوه مي‌دانند که به همراه خانواده براي زيارت امام هشتم شيعيان به مشهد عازم مي‌شود و پس از زيارت، در هنگام بازگشت به علت بيماري همسرش، در يکي از محله‌هاي شهر توس مسکن مي‌گزيند.و پس از چندي به درخواست اهالي محل علاوه بر اقامة نماز جماعت در مسجد، به تدريس در مدرسه علميّه مشغول مي‌گردد.

بنا به اکثر منابع : 

ابوجعفر محمد بن فخرالدین محمد بن حسن، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی، دانشمند شهیر ساوه ای، متولد11 جمادی الاول 597 هجری قمری است.{منبع: جامع التواریخ و روضة المناظر}. وی در جهرود ساوه بدنیا آمدو برای کسب کمال به اطراف رفته و مدتی در طوس مقیم شده و به همین جهت به طوسی اشتهار پیدا کرده است. {منابع: مجالس المومنین – تاریخ مغول}. خواجه نصیرالدین در شهرهای ساوه، قزوین، مراغه، تبریز،طوس و بغداد زندگی کرده و در شهر تبریز رساله «استخراج قبلة تبریز» را نگاشته است.

او در علوم ریاضیات، نجوم، طب، فلسفه، منطق، حکمت و فقه شیعه شهرت جهانی داشت و بدان جهت لقب «استاد البشر و عقل حادی عشر» گرفته بود.

اساتید خواجه نصیرالدین طوسی (ساوه ای):

اولین اساتید پدر و دائی بزرگوارش بودند.اساتید دیگر عبارتند از: فرید الدین داماد نیشابوری، کمال الدین محمد حاسب، قطب الدین مصری، کمال الدین یونس موصلی، ابوالسعادات اصفهانی، برهان الدین محمد بن علی همدانی قزوینی، برخی نوشته اند که با شیخ عطار نیشابوری نیز ملاقاتهایی داشته

شاگردان خواجه نصیرالدین  (ساوه ای):

خواجه نصیرالدین ساکن شهر مراغه بود و در آنجا تدریس میکرد. بعضی از شاگردانیکه او در مراغه تربیت کرد بسیار مشهور هستند، مانند: علامه حلی، ابن میثم بحرانی (اهل بحرین)، کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (ابن الفوطی)،رکن الدین استر آبادی، مجدالدین مراغی، اما معروفترین شاگردش قطب الدین شیرازی فرزند مصلح کازرونی بود.

زندگی پر نشیب و فراز خواجه نصیرالدین

زندگی خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) مصادف با انقراض سلسله خوارزمیان، حمله مغول به ایران و افزایش نا امنی بود. وقتی ناصرالدین عبدالرحیم حاکم قهستان (سمنان) که وی نیز از پیروان شیعه اسماعیلیه بود، از خواجه نصیرالیدن دعوت می کند به قهستان رود، به گرمی می پذیرد و به قلمرو حکومت آنان می رود که با استقبال گرم ناصرالدین مواجه می شود. در آنجا به درخواست ناصرالدین، کتاب «الطهارة الاعراق» اثر ابن مسکویه را بزبان فارسی ترجمه و به احترام حاکم، «اخلاق ناصری» نامگذاری می کند. بروز اختلاف بین خواجه نصیرالدین با  ناصرالدین سبب می شود که خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) شکایت نامه ای به خلیفه مستعصم عباسی بنویسد که این ماجرا به تیره شدن روابطش با حاکم قهستان منجر می شود. بدنبال این تیرگی روابط، ناصرالدین تصمیم می گیرد که خواجه نصیرالدین طوسی را به قلعه الموت قزوین تبعید کند. (لازم بذکر است که قلعه الموت صرفاً یک دژ نظامی نبود، بلکه یک مرکز فرهنگی و علمی معتبری بود با یک کتابخانه بسیار بزرگ که دانشمندان بزرگی به آنجا رفت و آمد داشتند). خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) در طی دوره اقامت اجباری و طولانی مدت در الموت، علیرغم پریشانی افکار و عذاب روحی، دهها کتاب و رساله علمی می نویسد. در سال 651 هجری قمری، اتفاق مهمی رخ می دهد که نقطه عطفی در زندگی خواجه نصیرالدین می شود و آن واقعه حمله هلاکوخان مغول به ایران بود. هلاکوخان نوه چنگیز خان مغول از طوایف مسیحیان مغول بود. مادر و همسر هلاکوخان مسیحی بودند (در مورد مسیحی بودن پدرش سندی موجود نیست). هلاکوخان به قصد براندازی حکومت  به ایران حمله می کند و در آن حمله، قلعه های اسماعیلیه نیز یکی پس از دیگری به تصرف لشکر مغولیان در می آیند. وقتی الموت به تصرف لشکر مغول در می آید، بسیاری از دانشمندان آن حوزه علمی مانند عطا ملک جوینی و خواجه نصیرالدین  مورد عنایت هلاکوخان  قرار می گیرند. هلاکوخان بقدری شیفته دانش و هوش خواجه نصیرالدین قرار می گیرد که او را بعنوان وزیر خود انتخاب می کند. در آنزمان در بغداد جنگ شیعه و سنی افتاده بود . به تشویق خواجه نصیرالدین (ساوه ای)، هلاکوخان به بغداد لشکر کشی می کند. هلاکوخان  کردهای عراقی را با دادن پول و ثروت بر علیه خلیفه می شوراند و از دو سو بغداد را محاصره می کنند (لشکر مغول و لشکر کرد). مستعصم عباسی خیلی زود بهمراه سه پسرش تسلیم هلاکوخان می شوند و بدست خود کلید خزائن اجدادی را تسلیم او می کند. هلاکوخان مقداری از طلاها را جلوی مستعصم عباسی خلیفه مسلمین قرار می دهد و می گوید: بخور. خلیفه می گوید: نتوان خورد. هلاکوخان می گوید: پس چرا نگه داشتی و به لشکریانت ندادی که از تو دفاع کنند؟ چرا از این درهای آهنین، تیر نساختی تا جلوی پیشروی مرا از جیحون بگیری؟ خلیفه گفت: تقدیر چنین بود. هلاکوخان گفت: پس مرگ تو نیز تقدیر خداست. هلاکوخان، خلیفه عباسی را می کشد و تمام ثروت او را به ایران می آورد و در یکی از جزایر دریاچه اورمیه مخفی می کند. هلاکوخان شهر مراغه را بعنوان پایتخت خود انتخاب می کند و از آنزمان خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) وزیر او نیز ساکن مراغه می شود. به همت خواجه نصیرالدین  مدرسه و رصد خانه بزرگی در شهر مراغه تأسیس می شود که هزینه ساخت آنرا هلاکوخان تقبل می کند. {منابع: شرح اشارات – جامع التواریخ – روضات الجنات – تاریخ مغول}

رصدخانه مراغه

رصد خانه مراغه به همت خواجه نصیرالدین (ساوه ای) بر بالای تپه ای بنام «رصد داشی» در حومه شهر مراغه در زمان پادشاهی هولاکو خان ساخته شد. این رصد خانه از سه قسمت کتابخانه، کارگاه و مدرسه تشکیل میشد. کتابخانه مذکور بزرگترین کتابخانه در ایران بود و بیش از چهل هزار جلد کتاب در آنجا وجود داشت. امروزه فقط خرابه ای از رصد خانه باقی مانده که بی مهری و بی توجهی سازمان میراث فرهنگی در عدم مرمت آن بنای با ارزش را نشان میدهد. از مطالعه دیوارهای باقی مانده بطول 139 متر و 180 متر، میتوان حدس زد که مجتمع علمی بسیار عظیمی بوده است. در وسط مجتمع، برج مرکزی رصد خانه وجود دارد با قطر داخلی 22 متر. ارتفاع برج مرکزی را بین 20 الی 25 متر تخمین میزنند.

چینیان برای آموزش ستاره شناسی به این مجتمع علمی می آمدند و از این رصد خانه ابزار آلات بسیاری بمنظور مطالعه و رصد ستارگان خریداری می کردند. {منبع: تاریخ صنعت و اختراعات، اثر موریس داماس}. معروفترین کتابی که در این مجتمع علمی تدریس میشد، کتاب «زیج ایلخانی» اثر خواجه نصیرالدین بود. قدیمی ترین نسخه  این کتاب، در موزه کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود. خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) اولین دانشمندی بود که کروی بودن زمین را اثبات کرد و توانست قطر کره زمین را نیز محاسبه کند.

وفات خواجه نصیرالدین (ساوه ای)

خواجه نصیرالدین  (ساوه ای) در سال 672 هجری قمری بدنبال یکی زندگی پربار و نوشتن بیش از صد جلد کتاب و رساله علمی در شهر بغداد عراق وفات کرد و در کاظمین دفن شد.

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن