خانه / ایران / بررسی اتهام «تجزیه طلبی» در قشقایی بخش دوم ؛ جمهوری ترکیه

بررسی اتهام «تجزیه طلبی» در قشقایی بخش دوم ؛ جمهوری ترکیه

از آغاز شکل گیری جنبش هویت طلبی در بین ترکان قشقایی، مهمترین و پرکاربردترین اتهامی که به برخی فعالان این جنبش زده شده است «تجزیه طلبی» و «جیره خواری و‌وابستگی» به دو کشور ترک همسایه یعنی آذربایجان و به ویژه ترکیه بوده است.

این عناوین اتهامی از ریشه و‌اساس باطل و عبارت از یک هیاهوی رسانه ای سیستماتیک است . در این نوشته من تلاش خواهم نمود برای تنویر اذهان عمومی به واکاوی این مساله بپردازم و جهت طولانی نشدن مطلب در چند بخش منتشر خواهم کرد.

بخش دوم؛ ترکیه

تلاش کشورهای ترکیه و آذربایجان برای تجزیه ایران چیزی است که سالهاست از سوی مخالفان جنبشهای هویت طلبی در آذربایجان ایران و قشقایی ها شنیده میشود.
برای دانستن واقعی یا غیر واقعی بودن چنین ادعایی ابتدا باید آن کشور مورد ظن ، سیاست داخلی و سیاست خارجی، راهبردها و استراتژی ها و منافع کوتاه، میان و بلند مدتش را به خوبی شناخت.
ابتدا به بررسی کشور ترکیه که بیشترین اتهام متوجه آنست می پردازیم.
ترکیه صدها کیلومتر با ایران مرز استراتژیک دارد. حجم مبادلات تجاری ایران و ترکیه بالغ بر ۹ میلیارد دلار در سال است . تمامی مبادلات اقتصادی و کالایی کشور پهناور ایران با ترکیه از پایانه های مرزی غربی ایران میگذرد. با فرض تأسیس کشوری جدید به نام آذربایجان جنوبی در آن صورت تمامی مبادلات تجاری ایران با ترکیه قطع شده و بایستی از درون مرزهای آذربایجان جنوبی تازه تأسیس گذشته و به خاک ترکیه برسد.( در صورتی که این مبادلات و معاملات تجاری به دلیل حمایت از شکل گیری آذربایجان جنوبی تماما قطع نشود). ضرر و زیان اقتصادی حاصل از این تغییر و تحولات به شدت زیاد بوده و کانال اقتصادی بین دو‌کشور را به شدت بی ثبات خواهد کرد.
ترکیه به شدت به منابع انرژی ایران نیازمند است، ترکیه قدیمی ترین حوزه صادرات گاز ایران است . حجم گاز صادراتی ایران به ترکیه بالغ بر ده میلیارد متر مکعب در سال است و صد در صد این گاز نیز از خط لوله مرز بازرگان میگذرد. با فرض تأسیس کشور آذربایجان جنوبی صادرات گاز ایران به ترکیه تماما متوقف و وضعیت این کشور در حوزه انرژی به شدت بحرانی خواهد شد.
ترکیه سالیانه میزبان میلیونها گردشگر ایرانی است. سود حاصل از ورود گردشگران ایرانی به ترکیه میلیاردها دلار است. با فرض تاسیس کشور آذربایجان جنوبی و تیره و تار شدن روابط سیاسی و دیپلماتیک مابین دو‌کشور صنعت گردشگری نیز تحت تأثیر ان قرار گرفته و این درامدها نیز به شدت کاهش خواهد یافت.
و اما در حوزه سیاسی.

ترکیه نیز به مانند ایران کشوری کثیرالمله است. یکی از بزرگترین گروه های قومی این کشور کرد ها هستند. ترکیه دهه هاست با مشکل بزرگی به نام پ.ک.ک رو به روست و هزینه های کلان و هنگفتی را صرف مقابله با آن کرده است. هرگونه جابجایی مرزی و تحولات منطقه ای در مرزهایش ترکیه را وارد بحران بسیار بزرگی خواهد کرد. تأسیس کشوری جدید در مرزهایش تمامی معادلات سیاسی منطقه را بر هم زده و بلافاصله کرد های ترکیه و به ویژه پ.ک.ک را وارد فاز جدیدی از مبارزاتش خواهد نمود. بی ثباتی و تنش نظامی وسیاسی در صدها کیلومتر مرز مشترکش با ایران و تأسیس کشوری جدید بی درنگ تاثیر مستقیم بر حاکمیت سرزمینی کشور ترکیه خواهد گذاشت و این تنش تا عمق صدها کیلومتری درون مرزهای ترکیه پیش خواهد رفت. ترکیه سالهاست در جنوب مرزهایش و در خاک سوریه و شمال عراق به شدت درگیر است ، تنش در مرزهای غربی اش این کشور را دچار فروپاشی خواهد کرد.

تاسیس یک کشور جدید به معنای ورود و مداخله سیاسی ابرقدرتها مانند آمریکا و روسیه در کشور جدید است. برای سیاست خارجی کشور ترکیه که از هر سوی در محاصره روسیه و آمریکاست تنها نقطه امن مرزهای شرقی آن یعنی حاکمیت سرزمینی ایران است. در صورت شکل گیری کشوری جدید یقینا ان کشور جدید برای تثبیت و‌تقویت خود لاجرم نیازمند نزدیکی به یک ابرقدرت است و این هرگز برای ترکیه پذیرفتنی نیست که در مرزهای شرقی اش نیز با آمریکا یا روسیه مواجه شود.

دلایل استراتژیک و حیاتی مهمی برای ترکیه وجود دارد که روابطش با ایران را سالم و قوی نگه بدارد که من در این نوشته به اختصار فقط تیتروار و خلاصه چند مورد را اشاره نمودم.
با این تفاسیر چگونه ترکیه میتواند طمعی به خاک ایران داشته باشد یا برای تجزیه آن گامی بردارد وقتی تأثیر مستقیم بر خودش خواهد داشت؟!

این دلایل و ده ها دلیل حیاتی دیگر است که سبب شده ترکیه نزدیک ترین و استراتژیک ترین متحد ایران در منطقه باشد.
ار تاریخ تأسیس جمهوری ترکیه تاکنون حتی یک گلوله به همدیگر شلیک نکرده اند و هیچ تنش سیاسی و دیپلماتیک بین این دو‌کشور وجود نداشته است. ایران در کل منطقه هم در این رژیم و هم در رژیم پیشین بی تنش ترین و با ثبات ترین و‌پایدارترین روابط را با جمهوری ترکیه داشته است.
بررسی ساختار و هرم قدرت حزبی و سیاسی در درون حاکمیت ترکیه نیز به خوبی بیانگر این مساله است. اکنون سالهاست که حرب آک پارتی در اقتدار است. رویکردها و سیاستهای درون حزبی آک پارتی به نسبت بسیار زیادی مخالف ملی گرایی است . سخنان اردوغان در زمان به قدرت رسیدن آک پارتی بیانگر این مساله است. اردوغان در آن سخنرانی علنا و آشکارا گفت( بیز میلیت چی لری ایاق لاروموز آلتونا آلدیک) ما ملی گراها را له کردیم!
حزب مقتدر دیگر ترکیه ج.ه.پ (حزب جمهوری خلق) است که حدودا بیش از سی درصد آرا در ترکیه را دارد. این حزب نیز اساسا یک حزب چپ گراست و کمترین تمایل به ملی گرایی دارد.

تنها حزب ملی گرای ترکیه م.ه.پ (میلیت چی حرکت پارتی سی، حزب حرکت ملی ترکیه) است که دهه هاست فقط ده الی یازده درصد آرا را در ترکیه داراست.
همین حزب اما در اوج اقتدارش در دو دهه قبل که بیش از شصت درصد آرا را داشت و کل ارکان دولت و حکومت از بالا تا پایینش را در قبضه داشت هرگز کوچکترین تنش سیاسی با ایران نداشته و هرگز نیز به دنبال تجزیه ایران نبود.

برخلاف آنچه که برخی ها میگویند ترکیه نه تنها کوچکترین تمایلی به تجزیه ایران ندارد بلکه بزرگترین و سرسخت ترین مانع تجزیه ایران در کل منطقه است. زیرا هم مردم ترکیه و سیاسیونش متفق القول بر این نکته باور دارند که «اگرایران دوشورسه ترکیه ده دوشور» (اگر اسران سقوط کند سقوط ترکیه هم حتمیست)ترکیه نه تنها مخالف سرسخت تجزیه ایران بلکه با استقرار ساختار فدرالیزم در ایران نیز به شدت مخالف است.
برای روشن تر شدن این مساله به روابط دولت ترکیه با جنبش ها و گروه های سیاسی استقلال طلب آذربایجان ایران باید نگاه کرد.
مهمترین تشکیلات استقلال طلب آذربایجانی گاموح است(گونئی آذربایجان میللی اویانیش حرکتی). بسیاری از اعضای شورای مرکزی این تشکیلات مثل دکتر لطیف حسنلی سالهاست در ایران زندانی اند. رهبر این تشکیلات دکتر چهرگانی ۱۳ سال است ممنوع الورود به خاک ترکیه است. تنها دلیلش نیز روابط ترکیه با ایران و قاطعیت برخورد ترکیه با تجزیه طلبی است.
بسیاری از چهره های دیگر این تشکیلات نیز ممنوع الورود به خاک ترکیه هستند.
از گروه رسانه ای گوناز تی وی نیز احمد اوبالی مدیر عامل این رسانه و برخی از مهمترین اعضایش اجازه ورود به خاک ترکیه را ندارند و گوناز تی وی اجازه تأسیس دفتر و فعالیت در خاک ترکیه را ندارد.

راهبردها و استراتژی های ترکیه در معادلات منطقه به ویژه ایران بر عدم هرگونه تنش و پایدار بودن روابط استوار است و مخالفت جدی با هر حرکتی که بنیان ان را به خطر اندازد دارد.

علت این حجم وسیع از هجمه علیه ترکیه نه در تمایلات و خط مشی های سیاسی کشور ترکیه بلکه در سیاستها و استراتژیهای درون ایران و مشخصا جبهه پان ایرانیست ها است. اتاق فکر پان ایرانیست به خوبی میداند ترکیه کمترین تمایلی برای تجزیه ایران ندارد اما به دلیل ترس و‌واهمه از گسترش موج هویت طلبی در درون ترکان ایران ترکیه ستیزی و ترک هراسی تولید و به بدنه جنبشهای ترکان ایران تزریق میکند. آنها خوب میدانند ترکیه چه رویکردی در برابر ایران دارد اما با ایجاد هراس و نفرت پراکنی سیستماتیک سعی بر ایجاد اختلاف و نفاق بین ترکهای درون ایران دارند تا از تمایلات ملی و هویت طلبانه آنان و نزدیکی بیش از حد به ترکیه جلوگیری کنند چرا که گسترش این احساسات ملی سبب وسیع تر شدن گستره هویت طلبانه و به خطر افتادن منافع آنها خواهد بود.

سیبل قرار دادن بحث توران و تورانستان نیز در همین دایره قرار دارد.
ایده توران در ترکیه تماما یک مبحث فرا منطقه ای است. یک مبحث قراردادی است.
همانند بسیاری از پیمان نامه و اتحادیه های منطقه ای و‌جهانی مانند اتحادیه اروپا ، اتحادیه افریقا، اتحادیه جهان عرب وووو توران نیز اتحادیه ممالک ترک است.
توران برای ایجاد یک جبهه و توازن قوا تماما بر علیه غرب است نه ممالک منطقه.
توران سالهاست در بعد نظامی اش شکل گرفته است و قوای نظامی کشورهای ترکیه، آذربایجان، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان تاکنون به این پیمان پیوسته اند.(تورک بیرلیگی اردوسو).

توجه کشور ترکیه به امور فرهنگی ترکان ایران تماما با نگاه دوستانه است و تاکنون حتی یک مورد مداخله سیاسی و حمایتهای جهت دار از جانب ترکیه وجود نداشته است. اعطای بورس های تحصیلی فقط مختص قشقایی ها نیست. از قضا قشقایی ها کمترین سهم را در این مساله دارند. سالانه هزاران نفر از شاخ آفریقا گرفته تا کشورهای منطقه از سازمان بورس ترکیه بورس تحصیلی دریافت میکنند. نکته جالب ان است که در میان ایرانیان دریافت کننده بورس درصد بزرگی از آنها اصلا ترک نیستند و از شهرهای فارس نشین ایران هستند.

در این نوشته تاحد ممکن سعی بران شد به طور مختصر دلایلی برای عدم تمایل ترکیه به تجزیه ایران اورده شده و عدم موضوعیت این ادعا بررسی شود.

وابسته دانستن فعالین قشقایی به ترکیه در جهت اهداف تجزیه طلبانه از بیخ و بن باطل و بی اساس است. اگر دلیل برخی برای اتهام زنی به فعالین قشقایی تمایل و‌توجه به کشور ترکیه است پس این افراد در تمام این سالها با یک ناآگاهی به مسائل منطقه نگاه کرده و تمامی تجزیه تحلیل های آنان از اساس نادرست و ناشیانه بوده است. از منظر حقوقی وقتی اصل و اساس یک مساله موضوعیت و سندیت ندارد تمامی اتهامات وارده نیز بی اساس است.

در بخش بعدی این مجموعه نوشته ها به بررسی سیاست داخلی و خارجی کشور جمهوری آذربایجان خواهم پرداخت .

روح الله مرادی قشقایی

این مطلب را شیر کنید

Check Also

سالروز اعدام مظلومانه شهید خسرو خان قشقایی

خسروخان قشقایی یکی از برجسته ترین سران ایل قشقایی٬ ملت ترک و ایران در چنین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن