خانه / ایران / برای ستارخان “هوپ هوپ نامه” خوانده می شد،نه شاهنامه!

برای ستارخان “هوپ هوپ نامه” خوانده می شد،نه شاهنامه!

همزمان با ایام دهه فجر در ایران سریالی در شبکه یک تلویزیون این کشور به آنتن رفت هر چند نام سریال، ستارخان می باشد اما متن و بطن این فیلمنامه تماما بر عکس حقایق زندگی عادی و مبارزات ستارخان در راستای احقاق حقوق مردم می باشد همین امر موجب واکنش های متفاوت در میان مردم آذربایجان شده است بطوریکه حتی زمزمه تحریم و اعتراض به این سریال در حال شکل گیری است لذا جهت قضاوت هر چه بهتر مخاطبان، نوشته زیر ارائه می شود:

درست است فاصله زمانی ما با ستارخان یک قرن می باشد و برای خیلی ها این فاصله زمانی و درک آن ناممکن می باشد اما با استفاده از هنر”بومی سازی” و “بومی نگری” حتی می توانیم از این یک قرن به”دیروز” هم تعبیر کنیم.
چگونه؟
هم اکنون همه می تواند به فروشندگان نوار کاست  واقع در”گجیل” تبریز مراجعه کنند و درخواست داستان “امیر ارسلان” را بکنند فروشنده خواهد گفت اثر کدام هنرمند و عاشق را می خواهی:
عاشق عبدالعلی
عاشق قشم
عاشق حسن
عاشق عزیز شهنازی
و…
و یا همین الان هرکس می تواند به پدربزرگ و مادربزرگ خود مراجعه کند و در خواست این داستان را به همراه دیگر داستان های رزمی رایج در ادبیات شفاهی آذربایجان را داشته باشد مطمئنا بسیار شیرن تر از سریال ستارخان اینبار نه در پیش تلویزیون سراسر تحریف،بلکه در نزد بزرگان منبع تاریخ حقایق خود خواهیم نشست.

منصور یاقوتی داستان‌نویس، شاعر و منتقد ادبی ایران در مصاحبه با ایلنا در تاریخ 16 آذرماه 1396 گفته است برخی از داستان های عامیانه و ادبیات مکتوب داستان ها در ایران مرهون”توران خانیم”دختر ناصرالدین شاه قاجار است.
و ادامه داده است اگر سابقه دورتری مثل دوره قاجار را هم بررسی کنیم اسنادی هست که ناصرالدین شاه خودش یک قصه‌گوی حرفه‌ای به نام محمدعلی نقیب‌الممالک داشته که پیش از خواب برایش قصه می‌گفته و همین داستان امیرارسلان هم که یکی از شاهکارهای ادبیات عامه محسوب می‌شود و اثری بی‌سابقه و بی‌نظیری است را همین نقیب‌الممالک برای ناصرالدین‌شاه تعریف کرده است. نهایتا توران خانم یکی از دختران ناصرالدین‌شاه دزدکی پشت در اتاق می‌نشست و قصه امیرارسلان را ثبت و ضبط کرد و این قصه عملا به همت شاهزاده توران خانم از فراموشی نجات پیدا کرده است.

قیام ستارخان در آذربایجان جنوبی همزمان بوده است با قاچاق کرم و قاچاق نبی در آذربایجان شمالی که در راستای تحقق عدالت اجتماعی با حاکمان مستبد مبارزه می کردند و معمولا قبل از شروع حمله به اردوی مستبدان توسط ایفاگران ماهر داستان ها و اشعار رزمی خوانده می شد.
به موازات اشعار “رزم” اشعار بزم هم رواج داشته است و هاجر همسر قاچاق نبی از وی می خواهد عاشق علعسگر(عاشق معروف جهان ترک) برای خواندن اشعار”رزمی و بزمی “در مراسم عروسی اش حضور یابد.
و امروزه داستان های عروسی چهل شبانه روز،هفت شبانه روز،سه شبانه روز و…قدمتی تاریخی در خاک آذربایجان دارد.
در این زمینه هم وقتی برای نخستین بار چاپخانه در تبریز و در سال 1828 توسط عباس میرزا پدر اصلاحات حقیقی و عملی ایران تاسیس و دایر شد بعد از قرآن اولین کتاب چاپ شده این چاپخانه دیوان اشعار تــرکی ملامحمدفضولی بود.

دکتر فرمان فرضی استاد دانشگاه،اوزان و صاحب چندین اثر وزین در زمینه حقوق و ادبیات ترکی در مصاحبه با سایت میکروفون نیوز در باره رواج اشعار فضولی در عصر قاجار گفته است” خوب است بدانیم تا زمان حکومت رضاخان پهلوی، فضولی در این مملکت تدریس شده است. هیچ شاعری حتی از فارس ها پیدا نمی شود که به اندازه فضولی تاثیر مستقیم بر جامعه داشته باشد. اکثر شاعران و حتی مقامات کشوری در هر دوره بر آثار فضولی نظیره نوشته اند، همچون قزوینی وزیر اعظم سلطان سلیمان صفوی. گروسی اعتمادالسلطنه در خاطراتش می گوید که من اشعار فضولی را می خواندم و ناصرالدین شاه قاجار بخواب می رفت. کلیات فضولی اولین کتابی است که در ایران چاپ شده است بعد از قران و نهج البلاغه پرتیراژ ترین کتاب جهان اسلام است. هیچ کتابی به گستره جغرافیایی آثار فضولی نمی رسد . در تاشکند، باکو، استانبول، بیروت و قاهره اشعار فضولی بارها چاپ شده است اما متاسفانه بعد از دوره حکومت رضاخان کاملا با مقاصد سیاسی این شاعر جایگاه خود را در ایران از دست داد و این شاعر در بایکوت قرار گرفت.
در چنین جو حاکم هم از لحاظ اشعار بزمی و رزمی به زبان ترکی که از طرف حکومت قاجار حمایت و هم از طرف مردم استقبال می شده است آیا خواندن اشعار فارسی شاهنامه برای ستارخان محلی از اعراب دارد؟ این در حالی است که همگان می دانیم فردوسی گرایی در ایران بعد از رضاخان بیشتر رواج یافت.
در این رابطه قربانعلی طاهرفر کارگردان آذربایجانی را در گفتگو با سایت “آناج”اظهار داشته است:
” شاهنامه خواندن همسر ستارخان در منزل برای وی،توهین عمیق‌تر به شعور بیننده و قومیت محسوب می شود و منطق حکم می‌کند در خانه‌ی ستارخان بایاتی و اشعار حماسی نباتی و فضولی خوانده شود.”
و یک سند تاریخی و متقن دیگر اینکه 3 شخصیت تاریخی از آذربایجان شمالی در انقلاب مشروطیت ایران و مخصوصا آذربایجان سهیم و دارای حق وراثت هم می باشند:
-میرزا علی اکبر صابر صاحب اثر افسانه ای”هوپ هوپ نامه”با اشعارش
-جلیل محمد قلی زاده با نشریه ملانصیرالدین
-محمد سعید اردوبادی صاحب رمان تاریخی”تبریز مه آلود”با مبارزات میدانی اش
در این میان چون محمد سعید اردوبادی کارمند کنسولگری شوروی در تبریز بود و روزها در کنسولگری و شب ها در اردوی ستارخان حضور داشت در یکی از شب ها در حضور علی میسو،اسماعیل امیر خیزی و دیگر همرزمان ستارخان این شعر صابر را برای وی می خواند و لبخند رضایت و خوشحالی بعد از شنیدن شعر میرزا علی اکبر صابر بر چهره ستارخان می نشیند:

تا که ملت مجمعین تهرانده ویران ائتدی لر
تورک لر ستارخانیله عهد و پیمان ائتدی لر
ظلم و استبداده قارشی نفرت اعلان ائتدی لر
ملته مللیته جان نقدی قربان ائتدی لر
آیه ی «ذبح عظیم» اطلاقی اول قربانه دیر
آفرینیم همتِ والایِ ستّارخانه دیر

(این شعر در تمامی چاپ های هوپ هوپ نامه وجود دارد)
لذا با در نظر گرفتن اسناد متقن تاریخی بالا در رابطه با سریال ستارخان که این روزها از شبکه یک تلویزیون ایران در حال پخش می باشد مختصر و‌مفید باید نوشت:
برعکس حقایق تاریخ، این سریال ساخته و پرداخته ذهن کارگردان و نویسنده اش، و همچنین محصول ذهنیت سناریوی سازی آریایی در ایران می باشد.

این مطلب را شیر کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن