خانه / ایران / اول مهرماه در ایران/ روز تشویق زبان فارسی و روز تنبیه زبانهای غیرفارسی

اول مهرماه در ایران/ روز تشویق زبان فارسی و روز تنبیه زبانهای غیرفارسی

امروز روز اول مهر ماه ماه در ایران است و براساس نظام آموزشی این کشور زنگ بازگشایی مدارس در سراسر ایران٬ ساعتی پیش از سوی حسن روحانی رییس جمهور این کشور به صورتی رسمی به صدا درامد.

براساس ارقام رسمی منتشر شده از سوی وزارت آموزش و پرورش ایران٬ امسال بیش از صد هزار مدرسه در این کشور پذیرای بیش از 13 میلیون دانش آموز خواهند بود که از این تعداد یک میلیون و 370 هزار نفر٬ کلاس اولی هستند.

امروز روز بسیار مهمی است. هم از این منظر که تقریبا تمام خانواده های جامعه ایران به نوعی با این روز در ارتباط هستند و هم از این نگاه که ۱۳ میلیون انسان مشتاق تحصیل برای اینکه سرنوشت خود و جامعه خود را رقم زنند وارد فضاهای آموزشی شده اند.

صرف نظر از محتوای کتابهای درسی مقاطع ابتدایی٬ راهنمایی و متوسطه در ایران به خصوص در  بخش کتابهای علوم انسانی که به صورت بارزی پولوتیزه٬ ایدئولوژیزه و فارسیزه شده اند٬ به نظر میرسد که تلاش اصلی دست اندرکاران وزارت آموزش و پورش در تمامی مقاطع تحصیلی آموزش زبان رسمی فارسی و نه دانش است.

البته این که کشوری یک زبان رسمی داشته باشد امر چندان نامعمولی نیست و هستند کشورهایی که به دلیل همگنی جمعیتی تنها یک زبان رسمی دارند. طبعا برعکس آن نیز نامعمول نیست چراکه بازهم بسیاری از کشورها هستند که به دلیل عدم همگونی بافت جمعیتی خود دارای چند زبان رسمی هستند.

اما ایران کشوری کثیرالمله است. ضمن اینکه تاریخ حکومتداری در این کشور نیز همیشه دست کم در بین اقوام فارس٬ عرب و ترک دست به دست شده و اگر به ابتدای سال صفر شمسی٬ یعنی مبدا تاریخ رسمی این کشور به تاریخ ورود کنیم ایران بترتیب برای مدت دویست سال توسط عربها٬ هزار و صد سال توسط ترکها و صد سال توسط فارسیان مدیریت شده است. در چنین کشوری حتما باید چند زبانگی حاکم باشد.

بنابراین فلات ایران در طول تاریخ خود سرزمینی چند زبانه بوده و سه زبان عربی٬ ترکی و فارسی همواره مورد تکلم بلاتبعیض و انتخابی آحاد ساکن در این فلات بوده است.

از طرفی دیگر چگونه میتوان بر این حقیقت چشم پوشید که بیش از نیمی از جمعیت ایران را ترکها٬ عربها٬ کردها٬ بلوچها٬ لورها٬ مازنیها٬ گیلها… تشکیل می دهند و حتی براساس برخی از پژوهشها شمار متکلمین به زبان ترکی اعم از آذربایجانیها٬ ترکمنها٬ قشقاییها٬ افشارها٬ بیچاقچیها٬ خلجها٬… از سخنوران به تمامی لهجه های زبان فارسی در ایران بیشتر است.

اگرچه کمیت متکلمین به یک زبان در یک کشور امری بسیار مهم است اما مهمتر از  آن کیفیت حقی است که از نظر حقوق طبیعی و قوانین بین المللی برای هر زبان٬ هر قوم٬ هر فرهنگ٬ هر ملت و البته هر انسانی در نظر گرفته شده است و تخطی قاهرانه از ان می تواند فرد خطاکار  را در حد یک جنایتکار٬ پست و فرومایه کند.

این در حالی است که سیل مطالبات برای تدریس زبان مادری از سوی همه اقوام ایران به حدی ظاهر و بارز شده که اگر در زمان مقرر به این «سیل ملی» اعتناء نشود بیم آن می رود که در آینده ای نه چندان دور تبدیل به «سیلی ملی» گردد.

مذهب رسمی کشور ایران تشیع است. حکومت کنونی ایران نیز حکومتی مرکب از ایت الله ها و روحانیون و یا به لسان قدیم ملایان شیعه ای است که در شکلهای معمم و غیر معمم  گاه به صورتی دو آتشه و افراطی بروز و ظهور دارند. اصول مذهب تشیع بر عدالت و امامت استوار است. اساسا اصل امامت نیز  برای تجلی اصل عدالت در نظر گرفته شده است.

اگر از تمامی رویدادهای آموزشی ایران مخرج مشترک ساده ای بگیریم متوجه می شویم که در این نظام  مدعی عدالت٬ نه تنها عدالتی برقرار نیست بلکه ظلم بزرگی بر دانش آموزان ترک و عرب و کرد و بلوج و گیل و مازنی و لور اعمال می شود.

در این کشور سرنوشت فردی و اجتماعی هر شهروندی با زبان فارسی گرهی شگفت اور و غیر منطقی خورده است.

اگر به عنوان فردی غیر فارس زبان٬ زبان فارسی ندانید هیچ نیستید و در اصل هیچ کاره اید و سرنوشتی در این کشور ندارید.

همین ترس وحشتناک سبب شده تا بسیاری از خانواده ها برای تضمین کردن سرنوشت فرزند خود٬ زبان قوی و غنی مادری خود را نه از حب زبان فارسی که بلکه از رعب آینده فرزندان عزیز خود نادیده بگیرند. سیستمی که به رغم داشتن اصول ۱۵ و ۱۹ در قانون اساسی اش٬ چنین تحمیلی را بر شهروندان خود می کند سیستمی بسیار معیوب و صد البته ظالم است.

اما این تمامی ظلم نیست.

کودکی که در تبریز٬ اهواز٬ سنندج و یا زاهدان و ترکمن صحرا به مدرسه میرود با آموزش زبان فارسی که یکی از سختترین زبانهای جهان است و به رغم گذشت صد سال از رسمی شدنشن هنوز از شیوه نامه آموزشی درستی برخوردار نیست٬ در معرض سختی و صعب آموزش زبان فارسی و نه سواد‌ آموزی قرار می گیرد. وی برای یادگیری این زبان جدید و آموختن سواد آن می بایست چند برابر بیشتر از یک دانش اموز با زبان بومی فارسی تلاش کند. به همین دلیل است که تعداد ترک تحصیلها در مدارس مناطق قومی بسیار بالا است و این هم یک جنایت آموزشی دیگری است.

حتی اگر این دانش اموز موفق به اتمام دوران تحصیل هم شود٬ به هنگام کاریابی ممکن است گرفتار شیوه نامه عدم لهجه غلیظ وزارت آموزش و پرورش شود و قادر به ورود به شغلی که در آروزیش می باشد نشود!

 

منبع: میکروفون نیوز

این مطلب را شیر کنید

Check Also

قاشقایی و اونون فولکلورو

کتاب قاشقایی و اونون فولکلورو به معنی قاشقایی و فولکلورش نام کتابی ایست که توسط …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن