خانه / ایران / آشنایی با بانوی نویسنده آکادمیک قشقایی / مهناز رحمت نگارنده ی از نسل هنرمندان قشقایی

آشنایی با بانوی نویسنده آکادمیک قشقایی / مهناز رحمت نگارنده ی از نسل هنرمندان قشقایی

بی شک طبع نویسندگی و شاعری خصلتی از درون بوده و ذاتی است و نویسندگان بزرگ دنیا از همان اوان کودکی و نوجوانی به نوشتن ونگارش روی خوش نشان دادند چه بسیار افرادی که از هیچ به همه چیز در پرتو عشق و علاقه به نویسندگی رسیدند و برای خود نام و نشانی در عرصه گیتی کسب کردند. در واقع افراد با رو آوردن به این شیوه خود را به آدم و عالم عرضه می دارند که بدانید که ماهم با این همه ذوق و شوق در کنار شما هستیم واین بودن هرچند که با زحمت بسیار میسر شده اما به رحمت سرانجام آن که همانا ارزشمند شدن فرد در بین جمع است وبرای اوشور و شعف وصف ناپذیر ی را رقم میزند، می ارزد. با این خلاصه در این مختصر به معرفی بانویی از قوم هنرمند پرور قشقایی می پردازیم که درآستانه چهلمین سال زندگی برای خود ورقی گشوده است که با سالها قبل آن تفاوت بسیار دارد.
بانو مهماز رحمت از طایفه عمله قشقایی که در بحبوبه رو ز های شور و هیجان مردم ایران در اوایل بهمن ۵۷ ( از پدری از تیره ایگدر و مادری از تیره بوربور) پای به عرصه پر فراز و نشیب زندگی قشقایی ها نهاد، قدم او به سرو سمن خوش آمد و دختری شد آکنده از هوش و استعداد و افر از همان دوران کودکی علاقمند به قلم و نوشتن شد و در دنیایی کودکانه ی خود، جهان را با ذهن کوچک خود می نگاشت. به عللی تا سوم راهنمایی بیشتر نتوانست تحصیل کند اما در خلوت دست به قلم می برد و برای خو عالمی داشت .
در سنین نوجوانی با شور خاصی رنگهارا قصه می کرد و بنوعی شاعر رنگها بود و یا اشعارش بر دار قالی نقش می آفریدو دار قالی با صبوری شعرها ی او نقش می بست تا شاعر نوجوان خستگی نپذیرد .
شور و هیجان نوجوانی او را عاشق شیفته ادب و هنر نمود،و هنوز در اوان این مقطع سنی بود که ازدواج کرد و پس از یکسال مسوولیت مادری را بر عهده گرفت و شعرهای لالایی را برای گهواره ی کودک خود زمزمه می کرد.
سالها ی متمادی از پی هم گذشتند و تنها مونس او قلم و کاغذ بود و با افکارش کاغذها را رنگی می کرد و با کلمات شعر و داستان می آفرید .
او با این تخلیه ذهنی که در خلوتگه خود می کرد چند رمان را نوشت و دو دفتر را به زیور شعر فارسی آراست و در گنجه پستوی افکارش پنهان کرد تا شاید جایی ویا راهی برای پرورش این خلاقیت پیدا کند..

از سال ۱۳۹۰ با حوزه هنری فارس آشنا شد و چند صباحی در محافل شعر و داستان این مرکز می نشست و تجربه اندوخت .
اما این محافل طبع بلند او را جوابگو نبود تا که برای اولین بار درشیراز مدرسه داستان نویسی حیرت تاسیس شد و او آز یک سال بعد وارد این مدرسه شد، آموزشگاهی که سطح دانش افراد با علاقه آنها اغلب هماهنگ نیست که این امر درمورد مهناز قوم قشقایی شدیدتر بود وبه اجبار باید با کسانی که دارای مدارک عالیه بودند و یا درمسیر علمی آن تحصیل می کردند سر یک کلاس بنشیند .
روزهای بسیار سختی را باید پشت سر می گذاشت چراکه آموزش د رچنین کلاس هایی برای او که حتی دبیرستان نرفته بود ومطالعه علمی آنچنانی نداشت واقعا دشوار می نمود .
اما بانوی توانمند و با ذوق قشقایی در ژرفای وجودش به خود ایمان داشت و عزم راسخ که باید این روزها را به امید شکوفایی بهتر بگذراند، تنها عشق و علاقه و استعدا د فاخر بود که این هنرمند را از دیگران مستثنا می کرد. مجبور بود علاوه بر مسولیت خانه و فرزندان سطح مطالعاتش را بالا ببرد تا بتواند با کلمات اساتید بیشتر آشنا شود آن هم واژه‌ هایی که دیگران بیشتر در دانشگاه و دبیرستان خوانده بودند .
با تلاشهای مستمر و سختیهای فراوان و گذراندن کارگاههای بسیار پربار مدرسه داستان نویسی حیرت به سرپرستی مجید خادم که به این هنرمند پر تلاش محبت بسیار داشتند و حمایت دوستان دلسوز که خود را همواره مدیون الطاف این دوستان می داند بلاخره توانست پس از ۵ سال که با تلاطم و فراز ونشیب های بسیار طی شد در سال ۱۳۹۵ با ده نفر دیگر که اغلب دارای تحصیلات علمی بالایی بودند جز یازده خروجی اول، این مدرسه باشد و موفق به اخذ مدرک پایان دوره جامع پیشرفته داستان نویسی گردد .
اولین اثرش که داستانی کوتاه بود در مجموعه داستان کتاب حیرت اول در کنار آثار دیگر نویسندگان این مدرسه چاپ شد ویکسال بعد نیز دومین اثرش در همین مجموعه جزء. داستان های منتخب درج شد و با چند اثر نیز در جشنواره های مخلتف شرکت کرد.
در سال۹۵جذب گرو های قشقایی شد و در روز دختر باشعری طنز به نام لیسانس قیزلر(دختران لیسانس) توجه اساتید قشقایی را به خود جلب کرد.
بمرور در کارگاه ها و نشست های در خانه فرهنگ قشقایی شروع به فعالیت کرد و کتاب شعر دراماتیک به نام یانیق چیچکلر( گل های سوخته) که در سوگ از دست دادن بستگان همسرش را سرود.
از دیگر کار های این نویسنده میتوان به داستانها ی یوسف، من و برادرم که ژانر دفاع مقدس را دارد، متل ترکی و همکاری با مجله (ائل ییلیمی)آذربایجان، تدوین مجموعه اشعار ترکی که آماده چاپ است، اشاره کرد.
همچنین مطالعات و تحقیقات تاریخی پژوهش ترکان ایران و قشقایی در کنار استاد عوض الله صفری (نویسنده کتاب ماهی نقره‌ای که مهماز رحمت با نگارشی جذاب مقدمه ای برای آن نوشته) را در پیش دارد .
سبک نویسندگی تنها بانوی نویسنده آکادمیک قشقایی بیشتر در داستان کوتاه پست مدرن بوده که چالش انگیز است و
علاقه خاصی به روانشناختی و روانکاوی نیز دار د و دوره های مرتبط به این مراحل را نیز گذرانده و علاقه خاصی به اسکاول شین و نوشته ها ی او داشته و راهکارهاو نوشته های این نویسنده را، راهگشای خود می داند.
این بانوی قشقایی، مباشرت و مجالست با نویسندگان بخصوص دا ستان نویس های مطرح را نیز از نیازها ی ذهنی خود دانسته و با بزرگان نویسندگی همچون شهریار مندنی پور، محمود دولت ابادی، امین فقیری و ابوتراب خسروی ، زهرا شایسته، مجید خادم ممارست داشته و هم اکنون در مرکز فرهنگی اجاق در کارگهای آموزشی ادبیات و زبان ترکی حضور موثر دارد،. هر چند قوم قشقایی آکنده از ذوق و شوق هنر ادبیات و نویسندگی است اما شاید تجربه اندوزی علمی و عملی این بانوی پرتلاش که در جای خود رحمتی است، برای قشقایی طرحی نو و نگارشی بدیع در قالب شعر وادب آنهم در هنر نویسندگی، غزل و قشمه بیا فریند.

معرفی: محسن نامداری

این مطلب را شیر کنید

Check Also

یلدا یا چیلله؟؟ /به مناسبت شب چیلله یا ناردوغان بایرامی

بایداق _ شب اول زمستان که مردم آذربایجان و ترکان ایران به آن «چیلله گئجه‌سی» …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن