خانه / در حاشیه / آخرین گفتار آتا بابک

آخرین گفتار آتا بابک

ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی #آزربایجان را خاموش خواهی کرد.
من لرزه ای بر ارکان حکومتت انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود.
تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی،
هزاران بابک در آزربایجان ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت.

این را بدان که یک تورک هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد.
من درسی به جوانان آزربایجان داده‌ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد .
من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان آزربایجانی آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند، صدها تورک با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند تا مردانه برخیزند و وطن گرامی را از دست متجاوزان برهانند.

چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد، صورتش را رنگین کرد.

خلیفه ازاوپرسید:
چرا چنین میکنی؟ دیوانه شده ای؟

بابک گفت:
وقتی دستهایم را قطع کنند،
خون بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است.

چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود.

و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش ودر نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:

 ” یاشاسین آزربایجان ” 

این مطلب را شیر کنید

Check Also

قاشقایی و اونون فولکلورو

کتاب قاشقایی و اونون فولکلورو به معنی قاشقایی و فولکلورش نام کتابی ایست که توسط …

12 نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من ربات نیستم *

کتابخانه دیجیتالی بایداق راه اندازی شد. برای دسترسی به کتابخانه از منوی کتابخانه بایداق استفاده نمائید. رد کردن